فرازونشیب زندگی طلبگی ما(همنفس طلبه)

هم قدم تا خدا آباد

همنفس طلبه

طبقه بندی موضوعی

گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی ..!!

پنجشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۴۸ ب.ظ

تازه به جمع دوستان ما وارد شده بود . سن و سال زیادی نداشت اما صاحب دو تا فرزند بود. دخترش هم سن و سال صبورا بود برای همین از همان ابتدای آشنایی با هم جور شدند . پسرش اما بزرگتر بود و بین مردها می نشست . 

عادت همیشگی مان است که وقتی دور هم جمع می شویم ، شروع می کنیم به مرور خاطرات گذشته و صد البته که این وسط داستان ازدواج هر کداممان شیرینی خودش را دارد . اصلا" هم مهم نیست که این داستان را برای چندمین بار برای هم تعریف می کنیم . این بار اما ، حضور بهاره ؛دوست تازه واردمان هیجانی تازه به جمع تزریق می کرد . خصوصا" که ابهاماتی این بین وجود داشت . بهاره جوان می نمود درحالیکه همسرش خیلی مسن تر از خودش به چشم می آمد . می دانستیم که شوهرش از رزمندگان نوجوان زمان جنگ بوده و همین نشان دهنده ی تفاوت سنی زیادشان بود . 

اما روابط بین این زوج بسیار شیرین و توام با ادب و احترام متقابل و کاملا عاشقانه بود . این را در سفر کربلایی که دسته جمعی باهم داشتیم فهمیده بودیم . دیده بودیم که آقا جواد یک لحظه بدون بهاره تاب نمی آورد . دیده بودیم که هر وقت و هر جا و در هر شرایطی وقتی بهاره لب تر می کند ، آقا جواد از جا می پرد تا خواسته اش را با دل و جان برآورده کند . رفتار آقا جواد با پدرومادر بهاره بسیار تماشایی بود . جلوی پایشان تمام قد می ایستاد . دستانشان را به چشم می کشید و می بوسید و تا کمر در برابرشان به نشانه ی احترام خم می شد . 

بهاره بسیار خودمانی و شلوغ بود و از این بابت اصلا" دست کمی از جمع زنانه ی ما نداشت . وقتی که دور هم جمع می شویم مرتب صدای مشت های گاه و بیگاه مردها به دیوار اتاق بغلی یا تق تق زدنشان به در اتاق خانمها نشان از سر و صدای زیاد داخل اتاق می دهد.بندگان خدا با این ضربات متعدد تمام تلاششان را می کنند تا خانمها را به سکوت وا دارند.

 آنشب اما ماجرا تفاوت داشت . همه منتظر بودیم که بهاره خانم لب به سخن باز کند . همه مثل بچه مدرسه ای ها دستمان را زیر چانه زده بودیم و درست مانند کسی که محو تماشای یک فیلم سینمایی است ، محو صحبت هایش شدیم ...

18 ساله بودم و تازه وارد دانشگاه شده بودم .در رشته میکروبیولوژی مشغول تحصیل شدم . دختر ته تغاری خانواده بودم و همین باعث شده بود که خیلی مورد توجه پدرومادرم باشم . وضع مالی خوبی داشتیم و من از همه نظر کاملا" تامین بودم . به تازگی هم در حراست فرودگاه به عنوان کادر رسمی مشغول به کار شده بودم و حقوق بسیار مناسبی هم داشتم .

با اینکه اصلا خیال ازدواج نداشتم اما به محض بلند شدن زمزمه ی خواستگاری آقا جواد همه چیز تغییر کرد . خانواده ایرانی از همسایه های قدیمی محله مان بودند . برای همین سالهای زیادی بود که آنها را می شناختیم . 

می دانستم که در ابتدای سنین نوجوانی درست وقتی که 14 ساله شده با هزار دردسر عازم جبهه شده است . خانواده همه چیز را به خودم واگذار کردند و من پذیرفتم که همسر آقا جواد شوم . من ؛ بهاره 18 ساله و آقا جواد نزدیک به 40 ساله . من در اوج جوانی و او در آستانه ی رسیدن به عقل کامل . حدود 20 سال تفاوت سنی . 

مغزمان سوت می کشید . به خودم گفتم : عجب ازدواجی ، به لحاظ سنی و کفویت اقتصادی و حتی فرهنگی کاملا" مغایر با تمام اصولی که این روزها مطرح است . اما .. تجربه این سالها به من ثابت کرده است قضاوت عجولانه ممنوع.. صبر کردم تا بهاره بقیه اش را صبورانه بازگو کند .

بلافاصله عقد کردیم . آقا جواد مرد خوب و مهربانی بود . اما حرفش یک کلام بود . بسیار قاطع صحبت می کرد از آن دسته از مردهایی که هر چه می گفت بی فوت وقت باید عملی می شد. این را بعد از عقدمان با همه وجودم احساس کردم.

یکروز که از دانشگاه برمی گشتم با دیدن کفشهایش جلوی در خانه ذوق زده شدم . خون زیر پوستم دوید و همه وجودم پر شد از احساس خوشی. وارد که شدم آقا جواد جلوی پایم بلند شد . پرسید دانشگاه بودی . گفتم : بله . گفت : همیشه تا این وقت از روز سر کلاسی ؟ گفتم : نه همیشه این طور نیست فقط بعضی وقتها این طوری می شود. 

آقا جواد روی مبل جابجا شد . مادرم با سینی چای وارد شد. آقا جواد تسبیحش را این دست و آن دست کرد و کاملا" واضح و شمرده شمرده گفت : از فردا دنبال کار تسویه دانشگاه باشید . لزومی ندارد که ادامه تحصیل بدهید. سینی در دستان مادرم خشک شد . مبهوت از حرف همسر سرجا میخکوب شدم . چند لحظه طول کشید تا با خودم مرور کنم : من رشته ام را دوست دارم . ایشان از اول می دانستند که من دانشجو هستم . آقا جواد همسرم هست زندگی با او برایم از هر چیز مهم تر است و برآورده کردن خواسته هایش برایم یک اصل اساسی . پس بدون درنگ و تردید و کاملا" واضح گفتم : چشم . مادر کوچکترین دخالتی نکرد .

چند ماه بعد وقتی از یک مهمانی شبانه برمی گشتیم در پاسخ به  آقا جواد که می خواست چند ساعتی را در پارک روبروی خانه بنشینیم گفتم : فردا باید سرکار برم و خسته ام . آقا جواد نگاهی کرد و گفت : اتفاقا" شروع خوبی است . پول درآوردن و تامین مخارج شما وظیفه ی من است و من هم دوست ندارم که زنم سرکار برود . از فردا دنبال استعفا باش. 

خواب از سرم پرید . به خودم گفتم : یعنی چی ؟ موقعیت کاری من خیلی خوب است چرا باید استعفا بدهم . اما دیدم زندگی در کنار همسرم و جلب رضایتش برایم از هر چیزی مهمتر است . توی چشمهایش نگاه کردم و گفتم : چشم .

بهاره همچنان ادامه می داد . اما معما برای من حل شده بود . حرفهای استاد محمد زاده توی سرم می چرخید . " اگر قول بدهید که یکسال اول زندگی تان به شوهرتان فقط چشم بگویید ، من هم به شما قول می دهم که همسرتان تا ابد در برابر خواسته های شما خاضع باشد."

در همین فکرها بودم که صدای گوشی بهاره نشان می داد که برایش پیامک آمده . نگاهی به ساعت انداختم نزدیک نیمه شب بود . به سبک فیلمهای سینمایی پرسیدم : یعنی کی می تونه باشه این موقع شب ؟! بهاره شیطنت آمیز نگاهم کرد. آقا جواده . نوشته بهار زندگی ام . الهی فدایت شوم . دیروقت شده می ترسم چشمهای مهربانت از خستگی تاب نیاورد می خواهی برویم ؟؟؟

آه بود که از نهاد همه در آمد .... از نهاد من هم ...

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۲۷
سیده طهورا آل طاها

زن صبور

نظرات  (۵۷)

سلام 
ممنون از. مطالب خوبتون 
میشه اسم و آدرس اون مرکز مشاوره ی تهران رو بدید 
///////////////////////
یه چیزی یعنی چی هر علمی علم نیست.!!!
شما خودتون استادید ولی نمیشه که همه برن طلبه بشن کشور و جامعه به افراد با تخصص های مختلف نیاز داره .البته اینکه آیا این رشته نیاز یه خانم هست یا نه بحث دیگه ایه.
استاد مطهری در کتاب ده گفتار میگن 
اساسا این تقسیم درست نیست که ما علوم را به  رشته دینی و غیر دینی تقسیم کنیم. جامعیت و خاتمیت اسلام اقتضا میکند که هر علم مفید و نافعی را که برای جامعه اسلامی لازم و ضروری است علم دینی بخوانیم.

پاسخ:
سلام عزیزم. ۳۳۵۰۴۶۳۶شماره مشاوره.
علم تا زمانی علم است در مکتب اهل بیت  , که حصول ان برای جلب رضایت خدا باشد و نفعش برای جامعه اسلامی. علمی که هدفش مال اندوزی باشد , هدفش کسب قدرت باشد , هدفش به دست اوردن شهرت باشد , بمب می شود و بر سر بیگناهان فرود می اید . حربه ای می شود در دست قدرتهای منطقه برای فربه شدن و چپاول محرومان . ان وقت قانون دنیا می شود قانون جنگل یا باید بخوری یا خورده شوی ... 
پس.... هر علمی علم نیست . علم منهای خدا , علم منهای مکتب اهل بیت بال زندگی نیست , وبال زندگی است که دیر یا زود پایین می کشد بشر را ...
اصلا مگر می شود که جامعه بدون دکتر باشد .. بدون مهندس ... بدون اشپز ... بدون معلم .. بدون..... چه کسی و کجا به شما گفنه اند که در جامعه خوب اسلامی همه باید بروند طلبه بشوند؟! برداشت شما از مطالب گویا اشتباه بوده.
خیلی  ممنون 
خیلی خوب تونستین لپ کلام من رو از حرفام دربیارین. 
واقعا درست میفرمایید شما ،من خانواده ام و احترامشون برام همیشه مهم بوده و همین حالا هم هست ولی چیزی که تو این چند سال تازه بهش رسیدم اینکه همسرم باید خیلی مهمتر باشه برام. تلاش خودمو میکنم . این که گفتم چهله نه اینکه انتظار دارم تو چهل روز کارا درست بشه به این خاطر که نیت چهل روز کار خوب خودش ان شاالله کمک کنه و به معرفت بیشتری در زمینه رفتار با شوهرم برسم. البته از وقتی تصمیم اطاعت محض گرفتم  و دقت بیشتر تو رفتارام کاملا متوجه میشم که ایشونم راضی تر هستن چون یکی دوبار تو همین روزا بهم گفتن رفتارات خیلی تغییر کرده و ازم تشکر کردن.
برام دعا کنید تو مواقع حساس بهترین عمل رو انجام بدم که ذره ای باعث ناراحتی همسرم نشم. 
دیگه مزاحمتون نمیشم. یا علی التماس دعا

پاسخ:
شما مراحم هستید.انچه که هست همه از لطف خداست و از عنایت حضرت رضا.موید و خوشبخت و عاقبت بخیر شوید
ببخشید بازم مزاحم میشم. 
این رفتارایی که با خانواده ام نشون میده باعث شده منم ناراحت بشم یه وقتایی با هم بحثمون بشه من میگم نه اونا منطوری ندارن و یه جاهایی مثلا من اصلا متوجه رفتار بدی از خانواده ام نیستم ولی همسرم میگه آره فلان رفتار رو بام داشتن تو حواست نیست . منم میخوام که یعنی بدتر نشه میخوام توجیهش کنم که اشتباه قضاوت میکنی و اونا منطوری ندارن و تو رو خیلی قبول دارن و ... این باعث میشه بیشتر ناراحت بشه. و با هم بحثمون بشه. میگه تو همش طرفداری خانواده ت رو میکنی . 
مدتیه چهله گرفتم  که رفتارم رو باش تغییر بدم شاید توی رفتارای اونم تاثیر بذاره و  هرررچه گفت بگم تو درست میگی و اعتماد به نفس بیشتری بهش بدم. با دون پستی که خوندم از شما تصمیم گرفتم بیشتر بهش چشم بگم حتی اگر کاری یا درخواستی که از نظرم اشتباهه (منظورم نه خلاف شرع )داشته باشن باش موافقت کنم و فقط چشم بگم. بیشتر به خواسته هاش توجه کنم. برا همین نیت چهله گرفتم که چهل روز فقط و فقط به همسرم توجه کنم و به خواسته هاش جواب بدم . البته اینم فقط به خاطر اطاعت از ولی و به خاطر رضای خدا سعی میکنم انجام بدم. بعضی جاها خیلی سخته ولی واقعا دارم سعی میکنم مبارزه با نفس داشته باشم و اصلا خواسته های خودم رو کنار بذارم و بهش توجه بیشتری کنم. دعا کنید مسیر رو درست برم و اشتباه نکنم. خیلی دعام کنید رضایت شوهرم و در پی اون رضایت خداوند از همه چی برام مهمتر هست. 
پاسخ:
اشتباه شما که ناشی از کم تجربگی شما و همان طور که فرمودی تلاش برای بهبود اوضاع فی مابین خانواده تون و همسرتون بوده باعث تشدید این مساله شده. اینطور مواقع تلاش برای رفع سو تفاهم تا یه حدی کارگشاست وقتی دیدید که این تلاشتان جوابگو نیست باید رهاش کنید همان طور که در کامنت دیروز عرض کردم گاهی باید نشنوید نبینید و بی خیال شوید هر چقدر حساسیت بیشتر نشون بدید کار خرابتر میشه. الان هم شیوه ی خوبی در پیش گرفتید فقط اینکه انتظار دارید مشکل هفت ساله در چهل روز حل بشه هم اشتباهه باید برای ترمیم ان زمان بدید در کنارش به روش تون عمل کنید توکل هم داشته باشید توسل هم بکنید. به نیت اصلاح روابط هر روز یه حدیث کسا توی خونه تون بخون. ان شالله اثرات و برکات خوبی داره.
سلام خیلی ممنون از راهنماییهاتون
راستش همسرم از اول نامزدیمون با برخوردایی که باهاش داشتن حساس شد روی خانواده مون مخصوصا پدرم. چون خط فکری و سیاسی متفاوتی دارن با هم منم چون فکر همسرم رو قبول داشتم حمایتش میکردم روی نحوه عروسی گرفتن ،مهریه، و خیلی چیزای دیگه اوایل بحث زیادی داشتیم بحث دوستای هیئتی و مذهبی که دارن و بابای من خوشش نمیاد و ... به قول همسرم بابام سعی داشت فکرشو عوض کنه و ارتباطش رو با دوستاش کمتر کنه و ... البته من خودم وااقعا احساس خوبی دارم وقتی در جمع خانوادگی دوستای همسرم هستم . پدرم هم نماز و روزه و مسائل دینی رو رعایت میکنن ولی مقید به مسجد و هیئت رفتن و این چیزا نیستن و خوشش نمیاد که ما هم زیاد بریم. و از لحاظ سیاسی هم خیلی مخالف ما هستن. که البته این قضایا بیشتر مال اوایل ازدواجموت هست ما الان هفت ساله ازدواج کردیم.حالا دیگه این رفتارا خیلی کمتر هست .
ولی با تمام این قضایا من یه چیز دیگه میگم که همسرم که یک فرد مومن و معتمد هست چرا با رفتارای پدرم از کوره در بره و رفتارای بچه گونه نشون بده و قهر کنه یا جلوشون چیزی نگه و وقتی میاد خونه با من بحث کنه که بابات اینطوریه یا خواهرت یا برادرت و بهشون پیام بده که شما اینطوری هستین و اونطوری ،یه مقدار صورت خوبی نداره. 
اوایل با برادرم هم بحث میکرد میگفت اونا دارن منو و کارام و مورد تمسخر قرار میدن. ولی حالا رابطه ش با برادرم بهتر شده. 
احساس میکنم همسرم چون داماد اول هست دوست داره تو خانواده مون امتیازاتی داشته باشه و مورد احترام بیشتری قرار بگیره. مامانم با هر سه تا دامادش یه جور برخورد میکنه و هیچوقتم شوهرم بحثی در رابطه با مامانم نداسته هر مشکلی بوده با پدرم بوده.
در کل به نطر خودم کم پیش میاد که رفتارای تبعیض گونه باشون داشته باشن.
خواهر کوچیکم رو که میگم خودش به دوستش معرفی کرد حالا من احساس میکنم که همسرم  دوست داره مورد احترام بیشتری قرار بگیره نسبت بهشون .
یه کمی احساس میکنم سر رفتارایی که قبلا باش داشتن بدبین شده و حالا هر حرکتی که میکنن میگه دارن مسخره میکنن. یا طعنه میزنن. 
یه مقدار قهر کردنش و ناراحتی هاش و عصبانیتش در وقت ناراحتی و اینکه بعضی وقتا پیش میاد حرفای ناپسند هم به کار ببره وقتی ناراحت میشه اینا منو ناراحت میکنه که کسی که مسجد میره و مردم به خوبی میشناسنش چرا اینطور رفتارا رو داشته باشه . من احساس میکنم خودش با این رفتارا احترام خودش رو از بین میبره. 
نمیدونم بخوام حرف بزنم حرف زیاده . راهنماییم کنید . ممنون 

پاسخ:
سلام حدس های شما درسته. رفتارهای اشتباه پدرتون در اوایل ازدواجتان را ضمیمه کنید به بی تجربه بودن و قرار داشتن در سنین ابتدایی جوانی و همین طور تلاش همسرتان برای محکم کردن جای پایش در خانواده شما و همین طور اثبات خودش و عقایدش میان یک خانواده جدید , که مجموع اینها باعث ایجاد تنش میان شما شده. چیزی که شرایط رو کش داده شکل برخوردشما بوده. نمی تونید توقع داشته باشید که طرف مقابلتون حالا هر کی می خواد باشه, باشه ,همیشه ایده ال ترین ومنطقی ترین رفتار رو داشته باشه ما همه مسوول رفتارهای خودمان هستیم. بی پرده بگم خودتون چقدر در این زمینه موفق بودید چقدر با توجه به افکار وعقایدتون بهترین رفتار رو داشتین.همانطور که اشاره کردید همسرتون با مادرتون رفتار عادی دار که حاکی از درایت مادرتون هست.اگر همسر شما مشکل رفتاری داشت باید با بقیه هم همین طور می بود و رفتارش با برادرتون هم تغییر نمی کرد. از اونجاییکه همسرتون واسطه ازدواج خواهرتون بوده توقع احترام بیشتر رو داره که چون این اتفاق نیفتاده وحس می کنه با رفتار خانواده تون جلوی دوستش به قول معروف یه جورایی ضایع شده بیشتر ناراحته.
درسته که میگن گر صبر کنی زغوره حلوا سازی ولی این خانم صبر ایوب داشتن و شوهرشونم غوره ی خیلی تند و تیزی بودن !!!چرا خب بنده خدا ترک تحصیل کنن !!!مگه پیامبر نمیگن که برای کسب علم حتی به چین هم برین!یعنی کسب علم بر خانم ها واجب نیست؟
اینکه بهترین شفیع زن در قیامت رضایت شوهرشه رو درک میکنم ولی این دلیل نمیشه که مرد هم خواسته های مستبدانه داشته باشه !
شاید در مورد کار حق با آقا باشه ولی مگه درس چه ضرری به زندگی مشترک میزنه؟؟
پاسخ:
:-).. بله پیامبر فرمایشات زیادی در مورد تحصیل علم دارن همانطور که توصیه های زیادی در مورد اطاعت زن از شوهرش دارن و همان طور که توصیه های اکید به مرد دارند در مورد رعایت حق همسرش. انچه در اسلام فراگیری اش بر زن واجب است و این وجوب به حدی هست که اساسا برای کسب ان نیاز به اجازه همسر نیست , فقط فراگیری احکام شرعی است.اصولا در مکتب اهل بیت هر علمی , علم نیست و ارزش فراگیری ندارد.مرد به حکم صریح اسلام اجازه ظلم بر زن را ندارد.اما در هر صورت در زندگی مشترک گاهی چالش هایی پیش می اید که برای بیرون رفت از ماجرا نیاز به تصمیم گیری درستی است که زندگی مشترک با کمترین تنش به ارامش برسد. حالا اگر رفتار خانم عکس این رفتاری بود که از خود نشان داد چه اتفاقی برای تداوم ,ندگی نوپای مشترکشان پیش می امد. در ثانی دوست ما چند سالی است که در حال کسب علم است و راضی هم هست.
با سلام و قبولی طاعات و عبادات
من قبلنا هم یه بار از شما مشاوره گرفتم اگر ممکنه حالا هم جواب سوالم رو بدین . واقعا یه مشکل بزرگ شده برای من . هر چند وقت یه بار همسرم ناراحت میشه از خانواده ام سر چیزای الکی و به هم میزنه تا یه مدت نمیره خونشون بعد با هزار حرف و حدیث من راضیش میکنم که بره خونشون. هم خودش حساس شده به رفتارای اونا هم اونا رو نسبت به خودش حساس کرده. یه بار از یه حرکت برادرم ناراحت میشه و بحثش رو میکنه یه بار از این یکی خواهرم یه بار از اون یکی خواهرم یه بار از حرف بابام . نمیدونم چکار کنم . من هیچگونه بی احترامی نمیبینم ازشون ولی شوهرم حساس شده کوچکترین رفتاری رو بد میبینه.
مثلا امروز دختر کوچیکم داشت میگفت بابا بهم گفته فلان خاله ت رو دوست نداشته باش ولی اون یکی دیگه رو خیلی دوست داشته باش. خوب این رفتار خوبی نیست
اونا واقعا احترامش رو دارن اگر جایی هم باش خیلی گرم نگیرن به خاطر اینه که اونا هم دیگه زده شدن از این رفتارای شوهرم . از قهر کردناش ،از عصبانیتاش و پیام هایی که تو ناراحتی بهشون میده . خودش احترام خودش رو از بین میبره
خواهش میکنم یه راهکار درستی بهم بگین که من چکار کنم که شوهرم دست از این رفتاراش برداره و رابطه اش با خانوده ام بهتر بشه. 
مثلا  یکی از شوهر خواهرام  که اتفاقا از دوستای صمیمی خودش بود و خودش خواهرم رو بهش معرفی کرده بود که خیلی آدم خوبی هم هست و خانواده ام احترامش رو دارن ، حالا همسرم به اونم حساس شده نمیشه اسمش رو بیاریم بدش میاد . نمیدونم در کل همه این رفتارا تو ارتباط خودم با خانواده ام هم تاثیر گذاشته.

پاسخ:
سلام بهارم. قطعا گفتار همسرتون به دخترش کار درستی نبوده اما یه قانون ساده هست که پرداختن بهش رسیدن به هدف را راحتتر  میکنه.بنابراین بهترین راه پیدا کردن دلیل این نوع حساسیت درهمسرتونه.با یک دید منصفانه به مساله نگاه کنید ایا همیشه این همسر شما بوده که حساسیت نشون میده. مساله بعدی که در نوشته شما به چشم می خوره بحث شوهر خواهر شماست. ایا شوهر خواهر شما به دلیل رفتارش بین اعضای خانواده شما محبوبیت داره؟اگر اینطوره ایا پیش اومده که مدل رفتار اعضای خانواده با این دو نفر متفاوت باشه؟خصوصا شما, ایا پیش امده که ناخوداگاه یا از سر ناراحتی کاملا خوداگاه همسرتون رو با شوهرخواهرتون قیاس کرده باشین؟گاهی حتی کلام هم لازم نیست نوع رفتار شما کافیه تا همسرتون متوجه بشه. اگر حدس من درست باشه همسر شمابعنوان مرد زندگی شما با یک مرد دیگر مقایسه شده و این برای یه مرد خیلی سخته و باعث میشه که حساسیتش بیشتر بشه. بخصوص پیگیری کن و ببین ایا همسرت از اول همین قدر حساس بوده یا با ازدواج خواهرت حساسیتش شروع شده یا حداقل بیشتر شده یا اینکه از اول همین اندازه حساس بوده.؟اگر مساله با ازدواج خواهرت شدید شده که چاره کار در دادن اقتدار و احترام از طرف شما برای ایشون هست تا خلا پیش امده جبران بشه اما اگر ایشون از اول حساس بوده در صورتیکه رفتارهای خانواده تون هم حساسیت زاست بهشون تذکر بدید و وقتی کنار همسرتون هستین بهش حق بدید . اگر همسر شما کلا ادم حساسی باشه پس باید در واکنش به رفتارهای همه حساس باشه.در هر صورت بحث و مجادله بی تاثیره حتما خودتون هم به این نتیجه رسیدید برعکس دادن حس اعتماد به نفس و اقتدار به رسیدن به ارامش کمکتون می کنه. اجازه ندید این مساله روی روابط شما و خانواده تون اثر بگذاره کافیه بدون اینکه شان همسرتون رو پایین بیارید در مورد میزان حساسیت همسرتون با انها صحبت کنید و از اون طرف هم به زندگی تون برسید. یادتون باشه هیچ چیز نباید ارامش زندگی تون رو بهم بزنه.گاهی لازمه چشمهاتون روی بعضی وقایع ببندید و مرتب سعی نکنید میانه کار را بگیرید و میانجیگری کنید . بی خیالی گاهی بهترین کار است.شاید اگر اینقدر اضطراب نداشته باشید ونگران این نباشید که به خانواده تون برخورده یا نه کم کم از حساسیت همسرتون کم بشه
سلام طهوراجان...
خوشحالم دوباره برگشتید

بنظرم نمیتونه اینهمه خواستن فقط به خاطراون دوموضوع باشه
میشه؟

وقتی همسرماخواستشون درس خوندن ماست چی؟
باخوندنمون چنین موفقیتی پیش میاد؟
پاسخ:
سلام ایشون تا جاییکه ما دیدیم در همه شوونات زندگی همین طورن. اگه همسرتون میخواد که درس بخونین حتما این کارو بکنین. چون شاید در محیط کارشون یا اطرافیانشون اکثر خانمها تحصیل کرده اند لذا نگذارید ایشون به مقایسه شما با بقیه اقدام کنه.احتمالا زنهای تحصیل کرده از نظر ایشون قابل ستایش ترند.
۰۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۲۹ زینب السادات
ببخش طهورا جان من مدام مزاحم میشم
هر جور فکر میکنم نمیتونم تصور کنم به پدرم بگم
میدونم گریه ام میگیره نمیتونم حرف بزنم
اگه به خواهرم بگم انتقال بده کار اشتباهی کردم؟ 
پاسخ:
نه اشکال نداره. می تونی حتی به مادرت هم بگی. این گفتن شما محاسنی داره .پدر شما می فهمن که برای حفظ و دوام زندگی دخترش هم که شده نباید دست روی تعصبات و اعتقادات شوهرت بگذاره و از این به بعد بیشتر مراعات میکنن. ازطرفی بقیه هم مراعات می کنن همین طور همسرت هم می فهمه برای شما هیچی مهمتر از اون و زندگی ات نیست.
۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۵:۱۸ زینب السادات
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
****
***** ** **** ** ******* ***** ***
** **** ****** ** ***** ** ***** **** **** *** **** ** **** *** **** 
** ***** **** ** **** **** ** ****** **** ***** *** *** ***** *** *** *** **** *** ***** **** *** **** ****
*** ***** **** **** ** ** *** *****
*** ***** *** ** ****** **** **** * *** **** ** **** 
**** ***** **** **** ***** ******* ****** ** ****** *** *** *** *
*** ******** ** ** ****** **** ****** ** ***** **** *** ** **** **** * *** **** ** *** *** ****
*** *** **** * *******
***** *** ***** 
** ***** ***** ********** ** *** ***** ** ****
*** ******** ** **** **** ***** *****
***** *** ****** ***** *** * ***** *** **** ** **** ** ****** ** ***** **** ** *** **** *** *** ****** *** *** ***** **** ***** ***** 
** **** *** ******** ** ******* ***** *** ****** ***** *** ** **** ***** ** ******* *** *** ** ****** **** ****** ***
**** *****
*** *** **** * *** ***** ** ** **** **** ***** ****
**** ** ******** ********** **** *****
****** ***

پاسخ:
زینب عزیزم سلام. توی کامنت قبلی توضیح دادم که این جور وقتها کوچترها باید به بزرگترها حرمت بگذارن و بزرگترها هم بایدصبور باشن و کوچکترها رو درک کنن. عرض کردم که وقتی میبینیم که در جمع خانواده یا اقوام چنین اختلافاتی هست اساسا نباید وارد این مباحث شد تا مشکلی درست نشه. همسر شما اگر واقعا شروع کننده بحث بوده اشتباه کرده اما این چیزی ازاشتباه پدرت کم نمی کنه. در ضمن اگر قراره در مقام قضاوت قرار بگیری باید حرف دو طرف ماجرا رو بشنوی از همسرت پرسیدی کی بحث رو شروع کرده واصلا از چی شروع شده؟شما اونجا نبودی ممکنه شرایط به شکلی پیش رفته باشه که ظاهرا همسر شما شروع کننده بوده اما در واقع تنها خواسته به رفتار یاحرف خاصی که خلاف اعتقادش بوده واکنش نشون بده. در هر صورت شکل رفتار شما با همسرت درست بوده اون رضایتی که شما داری میبینی احساس رضایت و غرور و اقتدار خوبی هست که همسرت از برخورد شما با خودش داشته توصیه می کنم به همین روند ادامه بده.یه مقدار به همسرت زمان بده انتظار نداشته باش سریع حرفش رو عوض کنه . ممکنه زمان ببره مهم نیست مهم نتیجه ای هست که میگیری همسرت می فهمه که شما در کنارشی واین بعدا امتیاز بزرگی برات میشه به پدرت هم بگو تا اون هم بفمه باید به عقاید دامادش احترام بگذاره تا زندگی دخترش در مخاطره قرار نگیره فقط یادت یاشه که موقع گفتن موضوع باید نهایت ادب و احترام به پدرت رو حفظ کنی بهش هم بگو فعلا هفته دیگه نمی تونی بربن خونشون حالا تا بعد هم خدا بزرگه. اینکه رفتار خانواده همسرت هم خیلی خوب نیست ربط  به موضوع فعلی نداره. قبول کن چون دوست نداری دل خانواده ات ناراحت بشه داری دنبال شرایط مشابه می گردی تا بهانه ای برای مقابله  پیدا کنی. این کارت جز اینکه تو رو وادار به مرور خاطرات تلخ گذشته کنه ثمره ی دیگری نداره. گاهی توی زندگی باید دو دستی همسر و بچه هات رو بچسبی تا زندگی ات از گزند حوادث در امان باشه. الان هم همون وقته. ببین در حال حاضر همه سر خونه و زندگی خودشون هستن خواهرت و حتی پدر ومادرت. اگه الان با شوهرت سر این ماجرا بحث راه بندازی و دعوا کنی هیچ کس نمی فهمه همه زندگی شون رو میکنن و این وسط تو هستی که برای خوش امد دیگران جو خونه ات رو متشنج کردی. زندگی ات رو بکن با ارامش. به شوهرت و بچه هات برس. خودخواهی همیشه صفت بدی نیست گاهی یه زن باید خودخواه باشه و فقط به خودش و زندگی اش توجه کنه. بگذار یه مدت بگذره بعد در یک فضای عاطفی و ارام در این مورد باهمسرت صحبت کن. امادر این فاصله بهش اطمینان بده که در کنارشی مرتب بهش بگو مرد خونه ام اقای خون  اگه غیر این بکنی نتیجه نمی گیری.اینکه گاهی شوهرت حرص تو رو در میاره مقوله ی قابل بحثی هست شما خیلی کلی گفتی و من نمی تونم خیلی کمکی کنم اما فکر نمی کنی شاید شما هم یه جاهایی حرصش رو در اوردید حتی خودتون هم خبر ندارین؟به هر حال ممکنه شما هم اشتباهاتی داشته باشین مثل همسرتون مثل همه ی ما. حرفم اینه که در این مواقع نباید فقط نیمه خالی لیوان رو دید .
۰۴ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۲ زینب السادات
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ***** ****
***** * ****** ****
** ** ******* *** ******** ****
** **** ** **** ***** ******* ****** ** ** **** **** ******* ***** ****** ** ***** * **** ***
***** **** *** ** *** **** ** ******** **** * *** ****** ****
***** ** * ***** * **** ****** ***** ***** ***** * ** ** *** ** ***** * *******
**** ** * **** ****** **** * *** **** **** ********
******* **** ***** *** *******
***** *** ***** * *** **** *** ***** ****
***** * ** *** *** *** ******** ** ** ****** ***** *** **** *** *** ** ***** ****** ***** *** ** ******* ** ***** ***** ** ** ****** *****
** ** ***** ***** ***** * ** ***
*** *** *** ***** **** * ** ** ** ******* **** **** *** ***** ******
***** ***** **** * ******** *** * ******* *****
*** ** **** ***** ***** **** ** *** ** **** *** *** ** ** ** ***** ***** *** ***** *** **** ****** * ***** *** ** **** ***** ** *****
** ***** **** *** **** ***** *** ***** **** ***** ** ** **** * ** ** ** **** **** **** ** ******* ****** * ******* **** **** * *** **** ***** ***
***** **** **** ** **** **** ***** ****** 
*** ***** **** ** *** *** *** * ***** **** **** ** ** ***** ** *** ******
** ** *** ****** *** * *** ** **** ***** **** ** ** ** ******* *** * ** **** ******* **** ******
** **** **** *** *** **** **** *** ** *** ****** *******
**** *****
**** ** *** *** ** ****** *** *** ******* * ** ***** **** ** *** ****** **** ****
**** ***** **** ****** **** ******* **** ** ******* *** ** ******* **** *** ****** *** ** ** **** **** ****** **** ********* ****** 
***** ** ** *****
**** ** ** ******* **** ********** ****
***** ***** *** **** * **** ** ******* **** ** ** ****** *** ***** ** ****** *** ****
** **** **** ****** *** ***** ** ***** **** **** ****** ***********
*******
** **** **** ******* *****
**** **** ******* **** * ***** ***** ** *** ***** ******* ****** ****** *** ** **** **** ********* * ** ** ****
******* **** **** **** *** *** **** ** **** ******* ****** **** ****** *** *****
******* ***** **** ****** ******* ****** ** **
** ** *** ***** *** ****** ** *** ***** **** **** ** *** **** **** ****
**** ****
******
** ****** ****** ****** *** ** ********
** ** **** ***** ** ****** * ****** ** ******** ***** ***** * **** ** **** ***** **** ***** ***** **** ** *** **** ****
** **** *** *** *** **** ** *** ** ** **** *****
** ** *** ***** **** ******* ******* ** ** **** **** **** ******
** ***** ***** ** ** ** ***** ** ***
**** **** *** ** ***** *******
**** ** ***** ******* * ** ******* * ***** ****** ***  ******* ****** ***** ********* *** ** *** *****
*** ***** ***** ***** **** ***
** ****** ****** ** ***** ****** *** ***** ********* ** ** ***** *** *** *** ** **** *****
******

پاسخ:
سلام عزیزم طاعات شما هم قبول باشه. خیلی خوشحال میشم که بتونم کمکت کنم.حتما خودتون هم قبول دارین که رفتار پدرتون درست نبوده. اصولا کار درست این هست که اعضای خانواده وقتی در مسایلی مثل مسایل سیاسی اختلاف دارن اصلا مواقعی که با هم جمع می شن در این موارد صحبت نکنن همین طور بزرگترها رعایت کوچکترها رو بکنن و کوچکترها هم احترام بزرگترها رو نگه دارن. الان شما به لحاظ روحی و جسمی در شرایطی هستی که نیاز به ارامش و توجه داری اضطراب و ناراحتی براتون خوب نیست. از طرف دیگه باید به همسرتون هم حق بدید . الان همسرتون علاوه بر اینکه احساس میکنه غرورش شکسته از اینکه به اعتقادش اهانت شده ناراحته.شما باید کاملا با درایت و عاقلانه رفتار کنی یه جوری که به قول معروف نه سیخ بسوزه و نه کباب. اولین ودرسترین کاری که باید بکنی اینه که دل همسرت رو با زبان نرم و با مهربانی به دست بیاری. لذا در اولین فرصت پیش همسرت برو ازش دلجویی کن بهش بگو کاملا بهش حق میدی. بگو پدرم نباید با شما این طور رفتار میکرد.بگو الان هم من همون کاری رو میکنم که شما می خوای شما صاحب اختیار خونه ای.اجازه من و بچه ها هم دست شماست. شما اقای خونه ای.هر چی شما بگی.اگه اومدن خونه بابام ناراحتت می کنه من حرفی ندارم هر طور راحتی رفتار کن. ببین خواهرم این طور مواقع اگر اره بدی وتیشه بگیری و مشاجره راه بندازی کار به شدت خراب میشه چون همسرت فکر می کنه بهش احترام نمی ذاری و براش اهمیت قایل نیستی و این وسط احساس تحقیر میکنه لذا لج می کنه ورفتارش بدتر میشه اما اگر با دلش راه بیای باهاش همدردی کنی بهش حق بدی بهش ثابت کنی بعنوان مرد خونه بهش احترام میذاری و براش ارزش قایلی یواش یواش دلش نرم میشه کم کم کوتاه میاد هر چی بیشتر بهش محبت کنی وبهش حق بدی و بهش حس اقتدار بدی زودتر راحتتر و بهتر مساله حل میشه اما کوچکترین جروبحث کار رو بدتر میکنه.فعلا هم اصلا با همسرت در مورد مهمونی که باید برین چیزی نگو اگه تا اون موقع مساله حل شد و شوهرت نرم شد که هیچی اما اگه تا اون موقع نرم نشد اصلا به خودت سخت نگیر خیلی راحت بدون اینکه به شوهرت پیله کنی زنگ بزن منزل پدرت و بگو نمی تونید بیاین اگه امکانش بود بعدا خدمت میرسین. یادت باشه هیچی ارزش مشاجره بین شما و همسرت رو نداره. الان همه سر خونه و زندگی خودشونن حتی پدرومادرت چرا شما به خاطر مراعات کسانی که مراعات همسرتون وشما رو نمی کنن , بین خودتون دعوا راه بیندازی؟اگه بتونی دل شوهرت رو خوب بدست بیاری می تونی با سیاست زنانه ات ازش بخوای که مادرت فعلا پیشت بمونه.بعد هم به همسرت بگو با پدرت صحبت می کنی و میگی که دوست نداری با شوهرت این رفتار رو بکنه و از این کارش ناراحتی. بعد هم کاملا جدی جلوی خودش به پدرت زنگ بزن با احترام و ادب بهش بگو که حرفش شما رو ناراحت کرده .شاید پدرت ناراحت بشه اما میفهمه که دیگه برای حفظ ارامش زندگی دخترش دست روی نقاط حساس همسرت نگذاره اتفاق بزرگتر اینه که همسرت می فهمه که تو در کنارشی و تنها نیست و انوقت با دلت راه میاد.یادت باشه بدترین و اشتباه ترین کار اینه که به همسرت برای رفتن منزل پدرت پیله کنی یا بحث کنی یا التماس کنی.منطقی ترین بهترین کار دادن حس اقتدار و همدلی به شوهرته. فراموش نکن این وسط پدرت مقصره.به همسرت نشون بده که ازش حمایت میکنی به بقیه هم نشون بده که کسی حق تحقیر شوهرت رو نداره. فقط با پدرت با ادب و احترام صحبت کن. هیچ وقت هم بخاطر راضی کردن دیگران زندگی ات را به مخاطره ننداز. چون هیچ کس متوجه این فداکاری ات نمیشه و فردا اگه مشکل جدی تو زندگی ات پیش بیاد اولین کسانی که باید جوابشون رو بدی همین پدر ومادرت هستن. خودت و بچه خات و شوهرت رو دریاب والسلام
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ****** ****** ****
**** ****** *****
** **** ***** ******* *** *** ****** ****** ** **** ******* ***** **** ***** *****
***** * ***** ***** ***** ** * *** ** ******
**** ** **** ***** ** ***** ** **** *** * ** *****
**** ** ****** *** ****** ********* ***** ** ***** * ***** ** *** ****** ** ** **** ** **** * ***** ** ** **** **** ******* ***** * ** ********
** **** ******* * **** *** ***** ***** ***** ******* ***** ***** ** **** **** * ** *** *** * ****** **** **** * ****** **** **** ***** ** ****** **** **** * ** **** **** *** ** ** *** ***** **** **** *** ***** ***** * *** **** **** *** ***** ** **** ***** ****** * **** ** ****** **** **** ******** ** ***** ***** ** *** **** *** ****** **** **** **** ** **** *** **** ********* **** *** ** ******* ***** *** ***** **** ** ****** ***** ***** ***** ***** **** **** **** *** *** ***** *** ***** ***** ***** *** ***** *** *** ***** **** ***** **** ** *** ****** **** ******* *** *** **** ** *** **** **** ** **** ** **** ** ***** ***** ***** ******* ***** *** ***** **** ****** **** ****** **** **** * **** ** ****** ***** *** ** *** ***** ** ******* **** **** ** ******* ******** **** ***** **** ***** **** ** ** ** *** ***** **** **** **** *** * ***** ***** ****** ***** **** ***** **** ** ***** **** ***** ** *** **** **** **** **** ****** * ** *** ***** **** **** **** **** *** ******* *** **** ***** ** ***** * ** ******* ***** **** * ***** **** ****** * *** ***** ********* *****
****** ***** ****** ******
** ****** * ****** ** ***** * ****** *** ***** ****** ****** ****** ** ***** ***** **** *** **** *** ** *** **** **** ** ****** ******* *** **** **** ** ** *** ******
**** *** ****** **** *******

پاسخ:
سلام گلم  محتاجیم به دعا.من کاری نکردم انجام وظیفه است به تکلیفم عمل میکنم عزیزم.وسواس جنبه های مختلف و همینطور دلایل متعدد داره یکی از دلایل ارثی بودن وسواسه. وسواس کاملا قابل درمانه اما ممکنه به دلایلی از جمله فشارهای روحی و استرس شروع یا تشدید میشه. اولین قدم در راه بهبود یک وسواسی اینه که خودش بدونه مشکل داره بدون اینها از تلقین های شیطانه تا زمانیکه خودش نخواد بهبودی ممکن نیست.معمولا هم خودشون فکر میکنن خوبن ومشکلی ندارن هر چند اغلب خودشون از این وضعیت ناراحتن.بهترین کار برای همسرتون اینه که ترغیبش کنید پیش همون بنده خدایی بره که قبولش داره.من با افراد وسواسی در ارتباط بودم همین طور با اطرافیانشون. پیله کردن مداوم , ابراز دلخوری,بحث راه انداختن از طرف شما فقط وضع رو خرابتر ممکنه .در وضعیت فعلی بهترین کار اینه که در حملات وسواس که به همسرت دست میده صبوری کنی. وقتی می خواد حمام کنه یا هرکاری که به نظرت ریشه در وسواسش داره ,فقط سکوت کن و به خودت مسلط باش.حتما به تجربه بهت ثابت شده که در این مواقع ناراحتی کردن,پیله کردن وتلاش برای قانع کردنش که کارش از روی وسواسه هیچ فایده ای نداره.فقط تنش زاست. فقط ایشون رو تشویق کن برن پیش کسی که قبولش دارن .برای خودت و توذهن خودت ایده ال سازی نکن چون همه ما با ایده ال هایی که باید باشیم تفاوت زمین تا اسمان داریم.در مورد نحوه رفتار با مردهای جزیی نگر باید بگم هم شما هم من باید تاشروع ترم اینده حوزه صبر کنیم ان شاالله ترم اینده عمری بود می اموزم و در خدمت شما هم خواهم بود.
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ****** *****
*** * **** *** ****
 **** ***** ** ***** *** ** *******
******* ***** *** ** **** ******
** ***** ******** ** **** ** **** *** **** ***** **** ***** ***** **** ** ****** *** *** ***** ***** ***** ****** *** ******** * ******* ** ***** **** * ******* *** ****** * ***** *** ***** **** **** ***** ***** *** ** ** ***** ** **** *** ***** ** ** **** **** ***** *** *********** ** **** ****** ** **** **** ** *** ****** *** * ** *** ****** *** ** **** ***** *** ***** **** ** ******* ***** **** **** *** **** ** **** ****** **** ***** **** **** ** *** **** ****** ** ******* ****** ***** ****** *** ***** **** ** *** ** *** **** ***** * ******* ** *** ** *** **** *** **** ***** ***** ***** *** * **** **** *** ** *** ****** * **** ***** ******* ***** *** * **** **** * ******* ******* **** * *** ***** ****** * *** *** ***** ** *** **** ** *** **** * *** ** *** ***** ***** ** ***** ** ****** **** **** **** ** **** **** *** ***** *** *** ***** *** ***** ** ******* ****** ** *** ******* **** ****** ****** ** ******* ***** * **** ***** ** **** ** ******* ***** ******* *** ***** ****** * ** *** ***** ******* ***** ***** * * ******** **** ** **** ***** ** ** ***** *** ***** * **** ***** * ***** ******* *** ****** **** *** ********* ** ****** ***** **** ******* **** ** ***** *** ***** ** ****** *** **** *** *** ****** ***** *** ******* ** **** ***** ****** **** ***** *** * ***** **** **** *** *** **** ****** *** ** ******* ** ******* **** ***** **** * ******* ***** *** *** * **** * ***** ******* **** *** **** ***** ***** **** *** *** * ***** *** *** * ******* ** ****** **** **** *** * *** *** * ****** **** **** *** ** ****** ** ** *** ****** * ***** ****** ****  ***** **** ** **** **** *** *** *** ****** ***** ***** * ** ***** **** * ****** **** ****** **** **** ** ****** **** ****** ** ** ******* *** ** ****** *** **** *** ******* ***** **** ****
پاسخ:
سلام گلم.اینکه در قدم اول میدونی که باید تمرکزت رو از تکرار و یاداوری عیب دیگران برداری و روی اشکالات عیوب خودت متمرکز بشی خیلی خوبه .اما مادامی که به این مساله اعتقاد قلبی نداشته باشی که بخاطر خدا عیوبش رو نبینی و بخاطر خدا عیوب خودت رو رفع کنی کار خوب پیش نمیره. اگر معتقدی زندگی مشترک عرصه جهادی است که در ان می شود خودسازی کرد تا بخدا رسید پس باید بدونی که در این عرصه برای این رسیدن به تو جام بلا می هند. اینکه مشکلات روی دلت می مونه و نمیتونی فراموشش کنی و برات میشه یه بغض که گلوت رو میگیره یعنی هنوز به این باور نرسیدی که این جهاده . احساس میکنم همسرت رو با دیگران مقایسه و قیاس میکنی اگر احساسم درسته باید بگم این قیاس که شاید به دلیل خوندن وبلاگ هایی هست که به مرور زندگی زناشویی شون پرداختن, کاملا اشتباهه. همان طور که اگه همسرتون شما رو بابقیه زنها مقایسه کنه اشتباهه واسباب ناراحتی تون میشه. عزیزم مشخصات و صفاتی که از همسرتون گفتین صفات و روحیاتی هست که ثر خیلی از مردهای دیگه هم هست. و احتمالا در سالهای اینده صفات بسیاری از مردهایی میشه که ازدواج میکنن. شما ناراحتین چون نمی دونین که بسیاری از زوجهای جوان همسرانی دارن که شبیه شوهر شماا هستند. مردها به طور طبیعی باید کلی نگر  باشن اما مردها بنا به دلایلی ممکنه جزیی نگر بشن یعنی خصوصیاتی شبیه زنها.یکی از دلایل این مساله تک فرزندبودن یا تک پسر بودن و بزرگ شدن در کنار خواهر و مادر بجای برادر و پدر هست.شاید همسر شما هم در این شرایط یا مشابه اون بزرگ شده باشه. شکل رفتار با مردهای جزیی نگر اصلا متفاوته اتفاقا همسر رضوان خصوصیات یک مرد جزیی نگر رو داشت. اونچه مهمه این هست که باید اینو باور داشته باشی که همسر شما بهترن و بی نظیرترین مردی هست که خدا به عنوان همسر برات در نظر گرفته اگه قراره توی دنیا و اخرت به جایی برسی بدون که با شوهرت میرسی. قرار هم نیست بهشت را به هر بهانه ای بهت بدن باید بهای بهشت رفنن رو بپردازی. در هر لحظه ای که توی این زندگی به واسطه رفتار همسرت سختی می کشی خدا برکات زیادی بهت میده اونی که توی شرایط بی دردسر زندگی میکنه هنر نمی کنه. هنر رو کسی می کنه که در شرایط سخت شوهرداری وبندگی می کنه. درست مثل یه نابینا که نمی تونه با افتخار سرش رو بالا بگیره که توی عمرش به هیچ نامحرمی نگاه حرام نداشته. لحظات غصه و خشمت رو با خدا معامله کن.میتونی اونچه ناراحتت می کنه رو بنویسی نوشتن کمکت می کنه تا شرایط رو بهتر تحمل کنی.روی حدیث کسا مداومت کن. استخر برو اب به ارامشت کمک میکنه. 



سلام عزیزم 
خیلی عالی بود 
خدا رو شکر میکنم که تو دوران مجردی شما رو پیدا کردم ان شاء الله بتونم یاد بگیرم و استفاده کنم 
با دل پاکتون ما رو هم دعا کنید 
به امید گوشه چشمی از حضرت رضا علیه السلام 
پاسخ:
سلام عزیزم. سلامت باشید . محتاجیم . همون که فرمودی به امید گوشه چشمی....
سلام
ممنون که جواب دادید
من ساکن تهران هستم.
مرکز مشاوره خوب وقابل اعتماد؟!!
ممنون میشم آدرس بدید.
پاسخ:
سلام.33504636
یک دنیا تشکر که صریح و شفاف راهکار جلوی پام گذاشتین....خیلی دعاتون میکنم...شماهم منو دعا کنین...:( مخصوصا تو این شبها...
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
*** **** ***** ***** *********** 
** **** **** ** * **** ** ******* * **** ***** ******** ******* ** ***** 
** ** ***** ** ***** **** *** *** ********* *** ***** ** ** *** *** *** ** ***** * ***** **** **** ****** ** ***** **** ***** ***** ** ** ** **** *** **** **** ** ***** *** ****** *** *** 
* ***** ** **** *** ***** ****** *** ***** ****** ******* **** **** ** *** *** **** * ***** **** *****
**** **** *** *** *** ***********
پاسخ:
تاثیر گفتگو بیشتره اما اگه به هیچ طریق براتون مقدور نبست بنویسید 
سلام مجدد بانو
ممنونم که پاسخ دادید،دعا میکردم زود جواب بدید... 
ولی به نظرم پاسخ صریح و روشن ممکنه قبح مساله رو بشکنه،به نظر شما اینجور نیست؟
و اینکه، همسرم پدرشون رو چند ماه پیش از دست دادند ... 

پاسخ:
سلام. وقتی مرد مرتکب فعل حرام میشه نباید با سکوت باهاش برخورد کنی. سکوت شما اون رو نسبت به عملش جری تر میکنه. ا گه الان در این مقطع باهاش برخورد جدی نشه بی رودربایستی بگم ممکنه کار ایشون به سایت هایی که به مراتب ضداخلاقی ترن کشیده بشه ودر نهایت متاسفانه در کمال شرمندگی به مرور زمان ممکنه به خودارضایی یا روابط خارج از منزل کشیده بشه.خدا پدرشون رو رحمت کنه. در اینصورت بگید اگه توجه نکنه مجبور میشید ماجرا رو به یه شکل دیگه دنبال کنید. یادت باشه یکی از اولین تاثیرات این مساله کم شدن غیرت در مرد هاست.برای همینه که براش مهم نبوده که شما رو هم عضو کنه. اخیرا نمازهاش قضا نمیشه خصوصا نماز صبح؟اگه اینطوره زنگ خطر به صدا در امده
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** *******
***** * ********* **** ****
**** ******* ** ***** **********

** ***** **** *** ***** ** ** **** *** * ** *** *** ** ******* ***** *** *** * ***** ****** *******

**** ** *** * ******* ** ****** ******* * ***** **** ******* * *** **** * ***** * ******** *** **** ****** ** **** ****** **** **** 
**** ** *** *** ***** *** ** ***** *** ****** *** ** ****** * **** *** ****** *** ****** **** ****** **** ******** *** *** ***** ** **** ** ***** ****** **** **** ** ***** ** ** **** ***** ***** ****** **** ** ******** ***** **** **** ** ** ***** ****** **** *** ******** **** **** ** **** ** *** * *** *** ***** **** ** ***** ***** **** ***** **** ** ** *** **** ***** ** ***** ** ***** ***** **** * *********** **** **** ***** ** ******** **** *** ****** ******** *** *** *** ** ****** **** *** ****** ** **** **** ****** 
** *** ***** ** ** *** ***** ******* *** ** **** **** ***** *** ***** ** ****** * ***** ** ***** **** ***** **** *** *** **** ** **** **** ***** ***** *** ***** ***** ***** *** ** ** ******* **** ** **** ******* ******* ***** **** *** ****** **** ********** ******* ** ** ** **** ** ** *** **** ** *** *** ****** *** *** ** ***** ******* ********** ** ** ** *** ***** ** ******** **** **** ******* *** *** **** ******** ** *** ****** *** ****** *** ***** * ** **** ** *** ******* *** ******* ** ***** ****** *** ***** * ** **** ***** ***** **** *** ***** ****
**** ** ****** **** ** ** ***** **** ******* **** **** ** *** ** ****** **** **** ****** ** **** **** **** ** ***
** **** ***** * **** ******** ********* ** **** **** 
**** ** ***** ****** ** ************ *** **** ** ** ******** ***** ***** **** ********* ****** *** **** ************* *** **** ******* ** **** ***** *** *** ***** ** ***** ***** ** **** ****** * **** ***  ************* ** **** **** *** ** ***** ** **** **** ** ******* ********* ***** ** **** ***** ***** ********* 
*** **** ****** 
***** **** *** ******** ** ***** 
*** ***** **** **** *** *** ***********
** *** *** **** * ***** * **** ****** *** **** *****
*****
پاسخ:
سلام عزیزم. متاسفانه باید بگم شما تنها زوجی نیستید که در دام این شبکه های اجتماعی افتادید . همسر شما با این کار مرتکب حرام شدن سکوت شما شرایط رو بهتر نمی کنه لذا در اولین فرصت در کمال ارامش در فضایی ارام و بدون تنش به همسرتون بگید از کارش خبر دارین از مساله ناراحتین و کار ایشون روی روابط شما اثر منفی گذاشته بگید کارشون به فتوای همه مراجع حرامه و هیچ توجیهی اعم از اینکه میخواستم معلوماتم در این مورد ب ه بالا یا.. نداره. بگید انتظار دارین همین الان اون گروه  حذف کنه همین طور اینستاگرام یا.. رو. خیلی روشن بهش توضیح بده از اونجاییکه کارش حرامه اگر مجدد ازش چیزی مثل این یا مشابه این رو ببینی مجبور میشی با پدرش در میان بگذاری تا ایشون شخصا به مساله رسیدگی کنن. خیلی مودبانه و باارامش اما کاملا جدی صحبت کن. تاکید کن خودش وزندگی تون رو دوست داری اما یه خط قرمز هایی در زندگی داری که مهم هستن.
سلام بانو
بله من کلی گویی کرده بودم اما شما هرچی نیاز بود رو برام گفتین
خیلی ممنونم
همین «این کار ترسوهاست» و «شما چقدر محبت کردین؟» برام کافی بود
خدا خیرتون بده
التماس دعا خانوم.
پاسخ:
سلام. من فقط انجام وظیفه کردم همین.
یه مورد دیگه که یه جا جواب دادید بهاره خانوم رو شوهرش از نظر مالی کاملا تامین می کنه اگر نمیکرد !!!!! تکلیف چه می شد این بهاره خانوم بیاد بشینه خونه نه درس بخونه نه کار کنه ....... اخرش این زندگی چی میشه ...... همه این شعارها فقط می تونه از یه شکم سیر بربیاد و لاغیر
پاسخ:

مرد وظیفه داره هم شرعی هم اخلاقی هم  حقوقی که مخارج زن رو به طور کامل تامین کنه حتی اگر زن در منزل پدرش مستخدم داشته باشه مرد باید در منزل خودش برای زن مستخدم بگیره و زن حق داره که چنین خواسته ای رو داشته باشه مردی که نفقه مرد رو نده به لحاظ شرعی اخلاقی و حقوقی باید پاسخگو باشه و زن حق داره که حق خودش رو مطالبه کنه . این مطالبه می تونه از پدرشوهرش باشه می تونه از دادگاه باشه. اینکه دادگاههای ما اسلامی عمل می کنن یا نه مقوله ای نیست که در حوزه ی کاری من باشه . چون باتوجه به میزان ناراحتی تون احتمالا کامنت بعدی تون در این رابطه هست عرض کنم خدمتتون بنده خودم نقدهای بسیار جدی به کار دادگاه های خانواده مون دارم و این وسط کاملا بی تقصیرم . 

با سلام

همیشه احترام زیادی برا ینوشته هاتون قائلم ولی این چیز یکه شما می گی تا 90 درصد به خاطر اینکه اون خانوم جای بچه حضرت آقا هست و بعد از دستورات صادره که اون هم بله گفته حساس کرده اگر غلامی اشو نکنه خانومه شاکی میشه ولی من مواردی دیدم به چشم خودم که خانوم و آقا تقریبا .... هم سطح هستن از لحاظ سن و قیافه و موقعیت و... خانومه با هر شرایط مرده ساخته به همه خرده و فرمایشات آقا بله و چشم گفته بعد از یه مدت آقا توهم برداشته نکنه واقعا خیلی آقاست و این خانوم بله!!!! در شانش نیست.... به چشمم دیدم که می گم این نسخه شما رو نمیشه برای تمام زندگیها پیچید فقط وقتی که واقعااااااااااا مرد از خانوم خیلی خیلی خیلی پایین تر هست جواب میده وگرنه بعید می دونم !!!!!! این طرز تربیت پسرهای ایرانی!!! و فرهنگ غلط ایرانی!!!! مردهایی!!!! بار آورده که !!!! واقعا نمی دونم چی بگم !!!!!! هر چی بیشتر بهشون محبت می کنی کمتر نتیجه می بینی

پاسخ:

خب کاملا مشخصه شما خیلی عصبانی هستی. اما اگر شما بنده رو بعنوان خواهر کوچکتون قبول داشته باشید باید بگم : عزیزم قبول دارم که نمی شه یک نسخه پیچید و دست همه مردم داد تا بهش عمل کنن بارها هم گفتم که برطبق آمار مثلا از هر 100 زوج 70 زوج با عمل به این مسئله به موفقیت رسیدن و خیلی از تنش هاشون ازبین رفته وقتی آمارنه تنها در این مورد بلکه در موارد مشابه تربیتی یا همسرداری جواب مثبت رو به بالایی داره به عنوان یک راهکار مناسب ارائه می شه درست مثل وقتی که بر طبق آمار مشخص می شه مثلا آویشن برای بهبود سرفه خوب است چرا؟ چون برطبق بررسی ها دیده شده 80 درصد سرفه های خلطی با اون بهبودی پیدا می کنن بدیهی هست که ممکنه 20 درصد نسبت به آویشن حساسیت نشون بدن اما چون آمار بهبودی بالاست آویشن رو یک داروی مناسب عنوان می کنند. امیدوارم تونسته باشم مطلبم رو برسونم . اما مطلب بعدی که لازم می دونم عرض کنم اینکه اگر موردی که شما فرمودید از زندگی یکی از دوستان یا نزدیکان شماست بهتره اینقدر راحت و یکطرفه قضاوت نکنید تجربه به من ثابت کرده باید در عمق زندگی افراد فرو رفت و زاویه ها و رفتارهای طرفین رو به دقت واکاوی کرد بعد در موردشون حکم صادر کرد . وقتی ما در مقام قضاوت قرار می گیریم نباید اینقدر زود تصمیم بگیریم اطلاعات شما در مورد مشاوره که امروزه یک علم و تجربه است همان قدر هست که اطلاعات من در مورد پزشکی . اگه اطلاعات علمی و تجربی کافی داشتید می دونستید در کار مشاوره مسائل اصلا به سادگی که شما می بینید نیست یک مشاوره باید تمام وجودش چشم باشه و گوش . با گوشش خوب بشنوه و با چشمش تمام زوایای بی اهمیت رو خوب بررسی کنه درست مثل یک جراح که با چاقوی تیز جراحی تمام رگ و پی رو بررسی می کنه تا غده های سرطانی رو بیرون بیاره. پس می گم که در مورد زندگی شون با دقت بیشتری بررسی کنید شادی مسائل به سادگی هم که شما می فرمایید نباشه ضمن اینکه به هر حال ممکنه مردهایی هم باشن که تا همین حد که شما می فرمایید بی انصاف باشن. اما اگر این مورد در زندگی خودتون هست توصیه می کنه گاهی در خلوت خودتون بدون هیچ یکجانبه نگری تمام زندگی تون رو یکبار دیگر مرور کنید ببینید که شاید جاهایی از زندگی اشتباه کرده باشید گاهی ما اونقدر به خودمون حق می دیم که متوجه نمی شیم که رفتارهای ساده مون تا چه اندازه برای طرف مقابلمون ناراحت کننده هست. مورد بعدی اینکه یادمون باشه زن خوب زنی هست که در کنار محبت کردن و مطیع بودن مدیر هم باشه مدبر هم باشه . و حتی برای محبت کردنش هم تعادل قائل باشه.

رفتار این خانم در اون شرایط کاملا درست بوده اصلا بحثی نیست و شما هم با گفتن اینکه این نوشته ها برای خانم هاست خیلی مسایل رو روشن میکنید اما...

جو کلی وبلاگ های خانم های مذهبی و طلبه و سرگذشتشون یا داستان های اموزنده ای که تعریف میکنن اکثرا یک نکته مشترک داره. اینکه همسرشون از لحاظ مالی و گاهی فرهنگی هم سطحشون نبوده. بعد از ازدواج سختی کشیدن و از خواسته هاشون گذشتن. به صورت موردی خوب هر کسی انتخاب خودش رو داره ولی به من که وارد این جو نیستم  این حس رو میده شاید عادی شده که اقایون مذهبی همیشه دنبال خیلی بالاتر از سطح خودشون باشن. بعد خانم به دلیل اینکه زن مطیع و نمونه ای هست خوب گذشت میکنه و همه چی به خوبی و خوشی ختم میشه.

مثلا در مورد این اقا دختر متناسب با ایشون و طرز فکرشون یک خانم سی و خورده ای ساله دیپلمه و خونه دار بوده. ولی خوب کیه بدش بیاد با یک دختر خیلی جوون از یک خانواده مرفه و با فرهنگ بالاتر که مسلما مشکلات کمتری دارن ازدواج کنه؟ حالا خوب مرد راضی و زن راضی و به ما چه؟ ولی خوب تکلیف اون دختر متناسب با این اقا چی میشه؟ ازدواج نکنه؟ با یک مرد پنجاه ساله و بی سواد ازدواج کنه که جذابیتی هم براش نداره؟ همسر دوم یک مرد همسن خودش بشه؟

البته میفهمم که حرف شما اصلا چیز دیگریه. ولی جو کلی که حس میشه و حس کردم یک جایی باید مطرح شه.


پاسخ:

سلام عزیزم . همیشه هم این طور نیست که فکر کنید دخترهای مذهبی از پسرها جلوترن و سطح بالاتری دارند . به هر حال خیلی وقتها هم عکسش اتفاق افتاده و این مردهای مذهبی هستند که تحمل می کنند صبوری به خرج می دن تا شرایط متعادل بشه و بعد به قول آقای پناهیان تبدیل بشه به یک زندگی متعالی

آه!
نه از جنس آه دیگرانی که چون من سال ها از ازدواج شان می گذرد؛
چقدر ما دهه شصتی ها بدبختیم
بدبختیم چون از یک طرف اسیر روشنفکری غربی شدیم که زن باید برود دانشگاه؛برود سرکار؛حرف خودش را به کرسی بنشاند و به احد الناسی چشم نگوید که قرن ها به زن ظلم کرده اند به خاطر همین بی زبانی اش و....
و از طرف دیگر دنبال عشق و علاقه و محبت و احترام در زندگی مشترک هستیم!
خانواده و جامعه هم تا جایی که بتواند ماها را لوس و پرتوقع و خودخواه بار می آورند
من رتبه دانشگاهم زیر 200بود
و سال های اول زندگی فکر می کردم همین برتری رتبه و رشته  خوب خواندن ضامن خوشبختی من در ازدواج است
که تنها باعث بدبختی من شد
آنچنان غروری من را احاطه کرده بود که همسرم را هیچ هم حساب نمی کردم چون درس نخوانده بود
و مشکلات ازدواج هم دوران دانشجویی را برایم سخت کرده بود،طوری که قید ادامه تحصیل را زدم؛ دانشگاه بی فایده ترین دوران زندگی من بود.
دوست ندارم دخترم شبیه من بزرگ شود
کاش دوستانی شبیه شما داشتم.

پاسخ:

سلام عزیزم به هر حال همه ما توی زندگی مون به واسطه ی کمی تجربه اشتباهاتی کردیم مهم این هست که  سعی کنیم تا اشتباهاتمون رو جبران کنیم و از تکرارش جلوگیری کنیم . شما هم اصلا یک دهه شصتی بدبخت نیستید شما یک بانوی قوی ایرانی هستید که به خودتون قول دادید که یک سرنوشت برتر رو برای دخترتون و زندگی تون بسازید

عزیزم من خواستم بگم که 4ساله متاهلم...حرفاتون درسته...اما میدونید ما خانوما برای حفظ زندگی خیلی وقتا زیادی فداکاری میکنیم و از حقوقمون میگذریم...و من بعنوان یه زن متاهل کم تجربه احساس میکنم مغز 80درصد مردا توانایی درک این فداکاری رو نداره...یعنی متوجه نیستن خانوم چه جنگ درونی رو طی کرده تا به این نتیجه رسیده از یه چیزی بگذره...و احساس میکنم اگه هر ادمی زیادی خوبی کنه براش تبدیل به وظیفه میشه...شما که داری کار فرهنگی میکنی اگه بخوای اینو جا بندازی این میشه اجحاف در حق زنا و عادت واسه مردا که هرکی خواستی انتخاب کن و حالا بعد ازدواج واسش تصمیم بگیر درس بخونه کار بکنه و غیره(من از جمله زنایی هستم که خیلی حرف گوش کنم،حتی شوهرم خودش بهم گفته،سعی میکنم تو اکثر کارا از قبل از شوهرم اجازه بگیرم،فکر نکنید از این دخترام که تفکر فمینیستی دارن)
درضمن وبلاگتون مطالب جالبی داره،تقریبا همشو خوندم...و از وبلاگایی شذه که روزانه باید چک کنم که ببینم مظلب جدید گذاشته یا نه،به چندتا از دوستامم معرفی کردم...خواستم ازتون تشکر کنم بخاطره وقتی که میزارین...
پاسخ:
عزیزم بابت محبتی که دارید متشکرم . انجام وظیفه می کنم ان شاالله که مقبول حضرت حق باشه. ببینید ما باید بپذیریم که مردها با زنها کاملا متفاوت هستند . از نظر ساختار فیزیکی و جسمی و فکری کلا متفاوت هستند ای کاش من اونقدر می تونستم که این تفاوتها رو باز کنم باور کنید ریشه ی بسیاری از مشکلات زوجها عدم تشخیص این تفاوت هاست. مردها در نوع مهربانی کردن خیلی متفاوتن برای درک بهتر موضوع من یک استاد مرد گرفتم تا خودش با زبان خودش این تفاوت ها رو ابراز کنه . آقای تراشیون این تفاوت هارو وقتی عنوان می کنن و زندگی رو از منظر یک مرد عنوان می کنن می بینیم که واقعا خیلی هم اون چیزی که ما فکر می کردیم نیستند مردها برخلاف زنها اصلا پیچیدگی ندارن یک چیزی بگم .؟ اگر شما این تفاوتها و ویژگی ها رو می شناختی به قول آقای تراشیون به این نتیجه می رسیدی که اتفاقا مردها خیلی قابل ترحم هستند. صرفنظر از این مسئله باید بگم کاملا با شما موافق هستم شکل محبت کردن نباید به گونه ای باشه که تعادل به هم بخوره من حتمااگر زنده بودم در این مورد یه پست می گذارم تا منظورم رو برسونم . نباید به گونه ای باشه که تبدیل به انجام وظیفه بشه این مسئله ای هست که به مدبر بودن زن برمی گرده . نه ازاین ور بوم افتادن درسته نه از اون ور بوم. من در وبلاگی که در بلاگفا داشتم یک پست گذاشته بودم که نمی دونم اینجا هم کپی کردم یا نه .چون بلاگفا خیلی از پستهام رو از بین برد توی اون پست از زنی گفته بودم که تمام زندگی اش را وقف دخترش و همسرش کرده بود . خصوصا اونقدر همه چیزش رو فدای دخترش کرده بود که برای خودش چیزی قائل نبود. جوری زندگی کرده بود که خودش فنا شده بود هیچ وقت توی زندگی خودش رو به حساب نیاورده بود هیچ وقت برای خودش برنامه ای نگذ اشته بود که برای خودش باشه. اسم این کار رو هم می گذاشت فداکاری و فکر می کرد این کار درسته اما وقتی پا به سن گذاشت و به عقب نگاه کرد دید پس خودش چی ؟ همه اش برای دیگران بوده . این ماجرا کاملا هم واقعیه و در مورد یکی از نزدیکان خودمه. می خوام بگم نه اسلام چنین چیزی رو از زن خواسته و نه اصلا این کار درسته. 
سلام.
بسیار ممنون بخاطر پست های آموزندتون.
خدای جزای خیر به شما بده ان شاالله.
اگر یه مرکز مشاوره خوب در کرج که مشاورینی مذهبی(ترجیحا مشاورخانم هم داشته باشد) در زمینه مشکلات خانوادگی میشناسید به حقیر معرفی کنید؟
بازهم ممنون و التماس دعا

پاسخ:
مرکز مشاوره حانیه 02632775617
سپاسگزارم از جوابتون...خانم دکترسیده فاطمه شبیری زنجانی فرزند امام جمعه حرم مطهر حضرت معصومه س در زمان شوهرداری تحصیل علم کردند در دوشهر مختلف ....سرچ بفرمایید کاملا همه زندگینامه شون هست من احساس میکنم باتوجه به جامعه امروزی اگر روش تبلیغی برجسته کردن زنان شاغل باحجاب باشه تاثیرش بیشتره جذب بیشتری صورت میگیره ...متاسفانه نمیتونم منظورمو خوب برسونم
۳۰ خرداد ۹۵ ، ۲۲:۲۲ من عاشق زندگی با طلبه ام
سلام.یعنی هم خودتون خاص هستید،هم دوستاتون....
خواهر جان یکی از دوستان بنده میخوان  تربیت فرزند شمارو مطالعه کنه.اجازه  
هست مطالب رو تو تلگرام براشون کپی کنم.چون ظاهرا امتحان کردن نمیتونن وارد وبلاگتون بشن.
پاسخ:
سلام خواهش می کنم بفرمایید
ممنون از پاسختون،ولی من منظورم این بود که وقتی مادر و خواهر من نمیگن و احتمالا مادر شوهر و خواهر شوهرمم در اینده نمیگن ،اگر من یک سال اولو چشم بگم. شوهرم از بس که از این رفتارا ندیده نمیگه این دختره چرا اینجوریه با همه فرق داره.
پاسخ:
نه عزیزم خیالت راحت نمی گه
سلام
برای گذاشتن این کامنت مدت هاست تو فکرم . امیدوارم بی ادبی یا توقع بیجا یا ... نباشه اما ...
شدیدا احتیاج به مشورت با یه آدم مذهبی رو دارم نمیدونم برای شما مقدوره یا میتونید کسی رو معرفی کنید.
مشکل بزرگ و خانوادگیه.
ممنون میشم کمک کنید.
پاسخ:

سلام عزیزم خوشحال می شم بتونم کمکی بهتون بکنم در خدمتم . در صورتیکه در تهران یا کرج یا قم هستید مرکز مشاوره خوب وقابل اعتماد می توانم بهتون معرفی کنم ولی اگه ساکن این شهرها نیستید مشکلتون رو بفرمایید شاید تونستم کمکی بکنم .

سلام خانم طهورا جان،من همیشه پست های شمارو چندین بار میخونم و کلا خیلی استفاده میکنم ،واقعا ممنون.من مجرد هستم 25 سالمه ،ولی تو موضوع چشم گفتن به شوهر با خواهربزرگتر و مادرم اختلاف سلیقه داریم ،کلا خیلی ندیدم تو خونه مامانم به بابام چشم بگن یا خواهرم میگه منم نمیگم چون اول باید ببینم جنبه داره بهش چشم بگم یا نه.و حتی بعید میدونم کسی تو فامیل هم راحت چشم بگه فوق اش اینه که میگن باشه .حالا سوالی که دارم اینه که واقعا این چشم گفتن سال اول برای همه ی فرهنگا جواب مثبت میده ،چون متاسفانه افکار فمینیستی نا خود اگاه تو خانواده های مذهبی هم رسوخ کرده.
پاسخ:

سلام عزیزم .اتفاقا امروز سلسله سخنرانی های آقای پناهیان رو درباره خانواده متعالی دانلود کرده و گوش می دادم ایشون به همین نکته ای که شما فرمودید اشاره ی جالبی داشتند اینکه : ما معمولا مراقب هستیم که تنها به کسانی خوبی کنیم و در برابرشان مهربان باشیم و مطیع باشیم که بدانیم آنها لیاقت و شایستگی این مهربانی و اطاعت را دارند .همیشه می ترسیم که نکند با این مهربانی و اطاعت باعث شویم تا اطرافیان ما پررو شوند با یک نگاه منصفانه متوجه می شویم ما که مرتبا در برابر رفتار با همسرمان چرتکه می اندازیم که آیا لیاقتش را دارد یا نه خدا هرگز برای بخشندگی هایی که برای ما دارد ، چرتکه نمی اندازد . اگر خدا هم قرار بود براساس لیاقت ما به ما مهربانی کند یا بخششد واقعا تا چه اندازه مشمول لطف و بخشش او قرار می گرفتیم . گاهی بدون منت ببخشیم . بدون اینکه دنبال لیاقت داشتن یا نداشتن طرف باشیم ببخشیم خدا جبار است . جبران می کند. کجا؟ نمی دانم اما جبران می کند.

آدم دلش میخواد ده بار این متنو بخونه...شاید هزار بارم
پاسخ:
سلامت باشید
وووووووووووووووووووووووووووووووو
سلام بانو
واقعا واسه همه یه حسرتی بر دل اومد
بانو ما چه کردیم با خودمون؟
بانو شما که میفرمایید هیچوقت دیر نیست آیا برای کسی که فرضا چند سال از زندگیش گذشته، حالا چشم گفتن رو شروع کنه، میشه مثل روزی که انگار از روز اول زندگیش چشم گفته؟
نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم؟
این تاخیر ممکنه باعث اینهمه زیبایی تو زندگی بشه مثل زندگی بهاره خانوم؟

کاش از زندگیش بیشتر برامون مینوشتین
بانو میتونم از این مطلب با ذکر اسم وبلاگ در جایی استفاده کنم؟
پاسخ:

سلام عزیزم از دیدن کامنتت خیلی خوشحال شدم . بله چرا که نه. همیشه شروع کرد . فقط مثل هر شروع تازه ای نیاز به صبر و حوصله داره .نباید منتظر باشید که بلافاصله جواب بگیرید ممکنه حصول نتیجه یه مدت طول بکشه . اما ارزشش رو داره. بله بفرمایید

سلام...سرکارخانم اگر خواستگاری که شرایطشوشمابهترمیدونید قبل ازازدواج بمن بگن من قبول میکنم  اما با وجود این شرط قبول کنن من خلف وعده برداشت میکنم وبه عهدش عمل نکرده...ویک مطلب دیگه هم خواستم بگم خواننده های شما الحمدالله بیشترهمسران طلبه وقشر مذهبی هستن بجز من حقیر اینگونه یک طرف رفتن و اشتغال زنان رونهی کردن فقط یک تبلیغ بین خودتان هست وتایید ازطرف هم جنسان خودتون...میخواستم بدونم شما روشتون اینه؟یااینکه اگرکسی خدایی نکرده کاهل نماز وبد حجاب باشه جایگاهی در وب شما داره یاخیر؟مثلا بهتر نیست کمی هم اززنان باحجاب وشاغل وموفق تعریف بفرمایید مثلا یکی از دختران مرجع عالیقدر که درزمان شوهرداری هم تحصیل علم کردن والان هم پزشک زنان موفق...جسارت بنده روببخشید شما بزرگ من هستید هرچند که سادات دخترعمو هم هستن
پاسخ:
علیک سلام عزیزم. بله شما کاملا فرمایشون درسته مرد خلف وعده کرده اما الان ازدواج صورت گرفته تکلیف چیه؟ مشاجره کردن و زندگی رو به نابودی کشوندن راه مناسبی هست ؟ در ثانی شما بنده خوب خدا خواهر عزیز من هستید و حکم استادی و بزرگی برای من دارید من باید در محضر شما زانوی ادب بزنم و از محضرتون کسب فیض کنم. بنده بارها عرض کردم با اشتغال خانمها مخالف نیستم خودم 7یا8 سال شاغل بودم و در واقع شرایط رو خیلی خوب از تمام جوانبش درک می کنم . همانطور که گفتم با اشتغال خانمها مخالف نیستم بعضی زمینه ها زنها ناگزیر از اشتغال هستند مثل زنان بدسرپرست یا بی سرپرست یا خانمهای مجردی که اشتغالشون شاید لطمه ای به زندگی شون وارد نکنه چون هنوز مسئولیت آنچنانی ندارند. همین طور بانوانی که اشتغالشون به نفع جامعه ی زنان هست و نبودنشون در عرصه های کاری خلل جدی به سایر بانوان جامعه وارد می کنه مثل پزشکان زن تمام رشته ها و عرصه اعم از پرستاری یا هر جایگاه دیگری یا بانوانی که مشغول تدریس هستند .اما کار کردن خانمی که باید به وظیفه ی همسرداری و تربیت فرزند برسه و همسرش هم به هر صورت مخارج زندگی رو تامین می کنه که البته وظیفه اش هم هست ، رو مناسب نمی دونم .این البته نظر شخصی ام نیست این نظر اسلام هست . شما یک نمونه پیدا کنید که اهل بیت کار کردن زن بیرون از خانه را نشانه ی شان و برتری او بدانند و به این دلیل او را مورد تایید قرار دهند. باز هم تاکید می کنم کارهایی در شاخه های پزشکی یا تدریس یا هر کاری که به جامعه بانوان کمک می کند و آنها را از حضور نزد متخصصان مرد بی نیاز می کنه کاملا استثنا هست . من وظیفه ام را انجام می دهم تلاش می کنم تا حقیقت ناب اسلام محمدی را از یک زندگی مهدوی و تربیت علوی بازگو کنم نه بابت این کار امتیازی می خواهم نه طمع پست و مقام دارم همه ی امیدم به گوشه ی چشمی است که حضرت رضا بهم داشته باشه همین و بس . حالا بقیه خواه از این مطالب پند گیرند خواه ملال. من به وظیفه ی دینی و اخلاقی ام عمل می کنم نیازی هم به تایید همجنسانم ندارم. در مورد رشته ام خیلی گفتم بازم می گم فارغ التحصیل ادبیات و زبان عربی هستم . بعد هم وارد حوزه شدم در کنارش از کلاسهای مشاوره اساتید هم استفاده کردم . اینجا هم ملک پدری من نیست ملکی است به نام نامی امام رضا درش به روی همه بازه هر کسی با هر عقیده ای با هر سطحی از اعتقاد. من مخلصش هم هستم و خدمتگزارش  اگه لایقم بدانند. زنان باحجاب و شاغل و موفق هم کم نیستند من از  همین جا دستانشان را می بوسم و برایشان طلب سلامتی و عاقبت بخیری دارم . واقعیتش خبر ندارم دختران مراجع شاغل هستند یا نیستند که بخواهم مطرح کنم . اختیار دارید امیدوارم عاقبت بخیر شوید
۲۹ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۴۱ بانوی شیعه
سلامی دوباره عزیزم
ممنون از جوابت
طهورا جان شما که بقول خودتون دیر شروع کردین نتیجه رو هم دیدین؟؟

منو که میشناسی؟ آخه اسممو عوض کردم :)
خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنید
پاسخ:
سلام عزیزم خواهش می کنم ان شاالله باید اینو از خانواده بپرسید که چقدر موفق بودم 
شما عزیزدل من هستید دیگه چرا نشناسم
الان یعنی اونایی که اون سال اول و گذروندن و چشم نگفتن باید چه کنن؟
.
.
.
اهههههههههههههههه از نهاد ما هم
پاسخ:
باید از همین الان شروع کنند هیچ وقت دیر نیست
۲۹ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۴۹ ریحانه مامان دوقلو ها
سلام مجددتر
یه مدت دخترم دوست داره از لوازم آرایش استفاده کنه و مشخصا رژلب و لاک بیشتر مد نظرش هست راه کارهای مختلفی رو بکار بردم من جمله همون که نویسنده وبلاگ.من او زحمت کشیدن گذاشتن (همون ک رمز داشت)ولی خیلی جواب نداد و الان من برای اینکه از سرش بیوفته تو تحریمم
اینم بگم من وقتی نزدیک اومدن همسرم میشد بدون اینکه بچه ها ببینن آرایش میکردم و تاکیدهم میکردم که چون بابا داره میادبخاطر بابا هست و هیچ لوازم آرایشی هم دم دست نیست 
حالا شما چه پیشنهادی میدید با توجه به اینکه یه پسر همسن هم هست که همیشه باهم هستن
ببخشید اگه نتونستم منظورم رو برسونم
پاسخ:
علیک سلام عزیزم . من متاسفانه سعادت خوندن سلام عزیزم . متاسفانه بنده سعادت نداشتم اون پست ایشون رو بخونم . اما کلا عرض کنم خدمت شما که استفاده بچه ها از لوازم ارایشی مناسب نیست همان طور که شما وسایل غیرمتعارف رو از دست بچه ها دور می کنید چون براشون خطر داره یا اساسا لزومی نداره که بچه ها باهاشون بازی کنن مثل قیچی چاقو و... خب باید این وسایل هم از دسترسشون دور کنید. وقتی می بینید کوچولوتون می خواد با چاقو بازی کنه چکار می کنید؟ طبعا مانعش می شید با زبان کودکانه سعی می کنید براش روشن کنید که استفاده از چاقو براش مناسب نیست خطر داره و.. به همین شیوه در مورد لوازم آرایشی برخورد کنید . بهش توضیح بدید که استفاده از اونها به پوستش آسیب می زنه مواد شیمیایی داره و کلا این وسایل مربوط به مادرها و بزرگترهاست و بچه ها اجازه ندارن ازشون استفاده کنن همان طور که مادرها هم مثلا از مسواک بچه ها استفاده نمی کنن چون یه وسیله ی شخصی هست.

۲۹ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۳۹ ریحانه مامان دوقلو ها
سلام طاعات قبول
آقا ما آه نمیکشیم میگیم آقامون طبع شعرش گم شده هههههههه بلد نیست وگرنه برامون دیوان می سرود."خودتون آیکون چشمک در نظر بگیرید"
خارج از شوخی منم اول زندگی چشم خیلی گفتم یه جوری که بعد از یه مدت یادم رفت من چی دوست دارم . البته آقاموووووون خدا رو شکررررررررررر خیلی مهربونه. ماشاءالله 
ولی طبع شعر نداره تو مهمونیا میگه خانوم بریم دیگه؟ 
اگه الان کمی دلخوری پیش میاد اونم اکثرا مقصر خودمم بازم سرمنشاء ش خودم هستم بعداز ی مدت نشستم روشنفکری که من پس چی دوست دارم و مثلا خواستم خودی نشون بدم خراب کردم . 
آخر خودم چشم میزنم آقامون رو اینقدر ازش تعریف میکنم
پاسخ:

سلام عزیزم خدا ان شاالله هر دوتون رو برای هم نگه داره . مردها عموما احساس شون رو به راحتی بروز نمی دن . مردها اصلا به پیچیدگی زنها نیستند خیلی ساده تر از این حرفهان. اغلب موارد همونی هستند که نشان می دهند. شما مطمئن باش که همسرت بی نهایت دوستت داره و به شما عشق می ورزه

سلام
خب شما میگی تمرین ولایت پذیری باید بکنیم الان مادر من بگه از بسیج بیا بیرون باید بگم چشم؟
پس مسئولیتم چی؟
پاسخ:

سلام عزیزم. مسئولیت شما الان اطاعت از پدرتون به عنوان ولی شماست . وظیفه ی شما الان احترام به مادرتون هست . اینها تکالیف شرعی شماست . اگر پدر شما از مسئولیت داشتن شما یا فعالیتتون توی بسیج ناراحت و ناراضی ان اصلا رفتن شما و فعالیت شما به هر شکلی اونجا اشکال داره. اگر مادرتون از رفتن شما ناراضی هستن یا باید اونقدر هنرمند باشید که بتونید دلش رو بدست بیارید حالا به طریق ممکن به دست و پاش بیفتید دستاش رو ببوسید پاهاش رو ببوسید قربون صدقه اش برید براش هدیه بگیرید باهاش حرف بزنید و رضایتش رو بگیرید یا اگر تا این حد توانمند نیستید که رضایت بگیرید یا ایشون به هر شکل حاضر به رضایت دادن نیستند باید منتظر باشید که به حکم قانون طبیعت اثر وضعی این نارضایتی مادرتون رو در زندگی تون ببینید. شما خوب می دونید که برای هر عملی عکس العملی هست و تمام اعمال ما اثر وضعی در زندگی خودمون یا فرزندانمون داره درسته؟ می دونیدکه آقای بهجت عاشق طلبگی بودن اما پدرشون به هیچ عنوان راضی نمی شدن ایشون مدتها زحمت کشید اونقدر تلاش کرد تا پدرش رضایت به طلبگی ایشون داد مشروط به اینکه به دلیل ضعیف بودن ایشون از نظر جسمی نه یک رکعت نماز مستحبی بخونن نه یک روزه مستحبی بگیرن . نقل هست که آیت الله بهجت با اینکه به درجات علمی و معنوی رسیده بودند اما تا پدرشون در قید حیات بودند به این شرط عمل کردند.

۲۹ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۵۱ ... یک بسیجی ...
امام علی علیه‌السلام:

به شما سفارش می‏کنم پنج چیز را بیاموزید ولو برای فراگرفتن آنها رکاب به بغل شتر خود بکشید(یعنی شتاب برای رسیدن به مقصود کنید):

اول: جز به خداوند امید نداشته باشید.
دوم: از هیچ چیز جز گناه نترسید.
سوم: وقتی نمی‏دانید از گفتن کلمه نمی‏دانم خجالت نکشید.
چهارم: وقتی نمی‏دانید از پرسیدن شرم نداشته باشید.
پنجم: صبر داشته باشید چون صبر برای مومن چون سر برای آدمی است و همانطور که کالبد بی سر بدون اثر است مومن بی‏صبر بدون اثر می‏باشد.
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
***** ******** ** ******* ** ****** ******* * ***** ****** ***** ****** ***** ******* ** ** **** ****** ***** 
*******
****** ******* ** * ******* ** **** ** ****** ** ** ** ******** **** *** ****** *** ***** *** ********* ** ***** *** *** **** *** ** ***** *** ****** * ** **** * **** *** ***** **** **** ******* *** * **** ** ***** *** *** ***** 
**** ******** **** ******* *** ***** ****** ***** ****** ** ******** ** **** *** *** *** *** ** ***** 
** **** *** ** ***** ** ** **** ********* ** ****** **** ******** **** ** ****** **** ****** *** * ** ******* ** ** ***** ** **** ** **** *
*** ***** ** **** ***** ********* **** ******** ** ***** ***** ***** **** ***** **** ***** ***** ***** **** **** ****** ** ** ***** ***** ***** *** ** ** 
****** ******* **** ** ******** **** *** **** ** * ***** **** **** ******** ****** * ****** **** ***
**** ****** **** **** **** *** **** * *** **** **** ***** **** **** ***** *** **** **** *** *** **** ***** **** * **** ****** ** **** ******

******** ***** ****** ***** * **** * **** ***** ***** ******** ****** ***** *******
******* ** *** *** *** *** **** ** **** ***** ** ** ******* ** ********* ******** **** ***** * ** **** **** ** **** ** ** **** ******* ***** ***** *** **** * 


*** **** *** **** * *** *********** *** ***** **** *** ** ** **** ****** *** *** ** ***** ****** ******* ****** ***
***** ** *** ***** ** ***** ** **** **** ***** ***** **** *** ***** *** *** ***** ****** ***** ***
****** *** ***

*** *****
پاسخ:
مسلما" اگر خانواده تون در این مورد کوتاهی می کنن باید جوابگو باشن . اونها در برابر شما مسئولن و باید اینو بپذیرن
این جناب استاد شما احتمالا در سیستم برده داری کار نمی کرده اند؟
یک سال اول به چی چشم بگوید؟ به حذف تمام حقوق انسانی اش؟ به اینکه حتی نتواند برای زندگی خودش تصمیم بگیرد؟ درس نخواند کار نکند تا شوهرش در خدمتش باشد؟ این تئوری شما برای یک زندگی موفق است؟! 

پاسخ:
نه آنای عزیزم الحمدلله عصر برده داری قرنهاست که بعد از ظهور و بروز اسلام به پایان رسیده است . تا منظور شما از حقوق انسانی چه باشد ! تا تعریف شما از یک زندگی موفق چه باشد! یک وقت هست که شما برای زندگی موفق یک معیارهایی را قائلی که با معیارهای عقلی و منطقی و شرعی تفاوتهایی دارد قرار نیست همه چیز مطابق میل و خواست و اراده ی شخصی افراد باشد گاهی آدمها باید یاد بگیرند تابع باشند تا به رشد برسند . هر چند رسیدن به این رشد احتمالا برای شما عزیزدلم جای سوال هست . شاید اساسا شما نیازی به رسیدن و رشد کردن در آن منظری که مد نظر ماست نداشته باشید که در اینصورت تکلیف ما و شما مشخص و مبرهن است . من نمی دانم شما مجرد هستید یا متاهل اما جسارتا سوالی می پرسم فرض کنید بهاره خانم ما به قول شما برای احقاق حقوق انسانی اش که از نظر شما درس خواندن در دانشگاه و کار کردن است پا فشاری می کرد پایش را توی یک کفش می کرد که هم درس هم کار . آنوقت زندگی مشترکش چه میشد؟ بهاره الان سالهاست که بسیار خوب و خوش با شوهرش که تا پای جان برای زندگی مشترکشان زحمت می کشد زندگی می کند صاحب دو فرزند بسیار خوب است شوهرش از نظر مالی کاملا تامینش می کند و ... الان اگر دوست داشته باشد می تواند درس بخواند می تواند کلاس های بیرون برود که می رود . می تواند در فعالیت های اجتماعی شرکت کند که می کند الحمدلله . اما اگر از همان ابتدا روی این مسائل پافشاری می کرد زندگی مشترک نوپایش پر می شد از اره دادن و تیشه گرفتن پر می شد از بگو مگو پرمی شد از احساس ضعف و عجز از یک طرف و له شدن غرور از طرف دیگر . می شد یک مسابقه ی طناب کشی که هر کدام تلاش می کند برای اثبات خودش و برنده شدن از تمام زور و قدرتش استفاده کند این زندگی اگر هم پا می گرفت که بعید می دانم واقعا زندگی می شد؟ آدم سر کار می رود برای چه ؟ برای زندگی بهتر درست است اما وقتی اصل موضوع یعنی زندگی بهتر حاصل نمی شود آنوقت این سرکار رفتن چه مفهومی پیدا می کند؟ آدم درس می خواند برای اینکه به لحاظ علمی رشد کند و ان شاالله این رشد سبب ارتقای اعتقادی و اخلاقی خودش و در نتیجه کمک به مردم شود اما وقتی قرار است این درس به جای آنکه بال پرواز شود وبال زندگی شود چه فایده ای دارد . آنای عزیزم جدا" توصیه می کند برای اینکه زندگی موفقی داشته باشید تئوری های مهمتر و عمیق تری را مد نظرتان قرار بدهید . انسان اشرف مخلوقات است باید این را ثابت کند . مگر غیر این است ؟
۲۹ خرداد ۹۵ ، ۰۲:۵۷ زندگی زیبا
سلااام
چقدررر جالب بود. واقعا طرز برخورد و چشم گفتنهای بهار خانوم برام جالبه. یعنی دیگه دانشگاه نرفتن؟ کلا ادامه ندادن؟
من عاااشق درس خوندنم. فکر کنم اگه جاشون بودم کلللی ناراحت میشدم و توی تنهاییام گریه میکردم و سعی میکردم همسرمو قانع کنم و بهش قول بدم نذارم خللی توی زندگیم وارد بشه.
البته الحمدلله توی خواستگاری من در این رابطه سنگامو با همسرم واکندم و اگر انقدررر قاطع فعالیتم رو ممنوع میکرد جواب مثبت نمیدادم
پاسخ:
سلام . نه دیگه اون رشته را نخواند . خودش می گوید بعدها که خوب فکر کردم دیدم اصلا تحصیل در این رشته و خصوصا درس خواندن در دانشگاه برایم اصلا مهم نبود. در واقع ما دانشگاه نمی رویم که کار پیدا کنیم چون کار در توانایی و لیاقت هست ما دانشگاه می رویم تا اعتماد به نفس پیدا کنیم که ثابت کنیم هستیم. این اعتماد به نفس را می شود جاهای بهتری هم به دست آورد جاهایی که بعدها با مرور گذشته تاسف نخوریم که خب اگر نمی رفتیم هم اتفاق خاصی نمی افتاد و می شد عمر را جای بهتری هم صرف کرد. الان هم مشغول آموختن و فعالیت های اجتماعی هستند اما نه در دانشگاه . 
درس خواندن لازمه ی زندگی است اما همه ی این درس خواندن و آموختن فقط در رشته های دانشگاه نیست . 
اطاعت از شوهر خیلی خوبه،درست ولی اینجور چشم گفتنا اصلن برام قابل هضم نیست،اقا میدونست ایشون شاغل و دانشجوان دلیلی نداشت اگه اینجور نمی پسندن بیان خواستگاری،میتونس بره سراغ دختری که ملاکاشو داشته باشه،بالاخره هر ادمی چه زن چه مرد واسه شخص خودش تو زندگی یه هدف و ارزوهایی داره...بعد با این همه فداکاری توقع دارین اقا قربون صدقش نره...دیگه باید خیلی بی انصاف باشه که اهمیت نده...ولی من که اصلن خوشم نیومد...میری دنبال زنی که شاغله دانشجوه خزت که از پل گذشت میگی دانشگاه نزو سره کار نرو...خب اصن دوس نداشتی اینجوری چرا اومدی شراغ چنین ادمی...محبت و رابطه زن و شوهریم باید طبق یه عقل و منطقی باشه...نه افسانه ای...اصلن خوشم نیومد اصلن...معمولا تو وبلاگا کامنت نمیزارنم...انقد هضمش سخت بود برام که نتونستم حرفمو نگم
پاسخ:
خیلی کار خوبی کردید که نظرتون رو گذاشتید . خیلی خوشحال شدم خانومی عزیزم. محبت کردید و افتخاردادید. کاملا می دونستم که هضمش برای خیلی ها سخته . خصوصا مجردها که آرمانها و ایده آل های زیادی دارن . اغلب خانمهای متاهل شاید شرایط رو بهتر درک کنند . اگر دقت کرده باشید من قبلا هم عرض کردم که روی صحبتم در این وبلاگ بیشتر با خانمهاست اگر با آقایان بود شرایط صدوهشتاد درجه فرق می کرد . الان ما موضوع را از منظر یک خانم بررسی می کنیم که ازدواج کرده . همسرش را دوست دارد و می خواهد و مصر هم هست که با او زندگی کند چون زندگی در کنار او را موهبت بزرگی می داند . حالا همسرش بعد از عقد این تقاضاها را مطرح کرده این خانم می تواند همان چیزی را بگوید که شما می فرمایید : شما شرایط منو می دونستید و این شرایط برای من مهم هست . نهایتا این وسط قطعا درگیری هایی پیش می آمد که اگر زندگی را کلا به مخاطره نمی انداخت اما به چالش جدی می کشاند .اگر این زندگی به بن بست نمی رسید زندگی درست و حسابی هم در نمی آمد . بهاره راه ساده تر و بهتری را انتخاب کرد الان هم دارد لذتش را می برد . درسش را می خواند فعالیت اجتماعی اش را دارد از لحاظ مالی کاملا تامین است و مسئله مهم اینکه کاملا از شرایط موجود راضی است . اما اگر روی صحبت من با آقایان بود کلا شکل موضوع فرق می کرد آنوقت شاید می شد همان چیزی که شما فرمودید شاید هم خیلی جدی تر . چکیده اینکه : هدفم این است که اگر خانم متاهلی در آغاززندگی مشترکش با این مسئله روبرو شد بداند که برای حل مشکل راه حل های مختلفی هست این هم یک نمونه اش. باید عرض کنم که همان طور که در پست های ابتدایی این وبلاگ در شرح مختصر زندگی خودم عرض کردم من دقیقا رفتار متفاوتی باهمسرم داشتم . وقتی ایشان از من خواست سرکار نروم من شرط ازدواجم را کارکردن گذاشتم به دلایلی که عرض کردم ایشان هم به اجبار موافقت کرد اما در روند زندگی همان طور که گفته ام کاملا فهمیدم که چه اشتباه بزرگ و غیرقابل جبرانی را مرتکب شدم . فهمیدم که چرا اسلام بهترین کار را برای زن خانه داری و همسرداری و تربیت فرزند می داند . من بالاخره بعد از چند سال فهمیدم اما دیر شده بود زمان به عقب بر نمی گشت و من هرگز نتوانستم آن بخش از زندگی ام را و خللی که در سلامتی خودم روحیه فرزندم و آسیبی که به زندگی ام زدم جبران کنم و بابتش برای تمام عمر از خودم از خدا از همسرم و از فرزندم شرمنده ام. 
سلام خواهرجون مهربون
خیلی ممنون که به یاد مامانم هستین
خداروشکر خوبه
منم خیلی بهترم
و کاری از دستم بر نمیاد جز دعا
واقعا ممنونم که به یادش هستین
همین که گاهی اوقات دعاش کنید برای من یه دنیا ارزش داره

همسرداری هم که خوووووووووووووووووووووووووووووب
چون شوهرم خوووووووووووووبه انرژی زیادی واسه حس خوشبختی نمیخواد:))))))))))))))))))

خداروشکر


راستیییییییییییییییییییییییییییییی
یه خبرررررررررررررررررررررررررررررررررررر
ارشد قبول شدممممممممممممممممممممممممممممممممم
یوهووووووووووووووووووووووو
با رتبه خوووووووووووووووووووووووووووووووب
اونجایی که میخوام قبولمممممممممممممممممم
یوهوووووووووووووووووووووووووووووووووو
یوهوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

پاسخ:
سلام خواهرجان . الحمدلله با هر سطر خواندن کامنتت لبخندی عمیق به تمام جانم نشست خوش خبر باشی بانو .ان شاالله مثل همیشه سرحال و شاکر و خوشبخت و عاقبت به خیر شوی و تا سالهای طولانی سایه مادرت بالای سرت باشه . خدا به همسرت سلامتی بده و به خودت همه چیزهای قشنگ و خوب
سلام علیکم واقعا ازتون ممنونم بابت مطالب اموزنده و مفیدتون . اینجور نمونه ها برای منی که بیشتر از چند ماه از شروع زندگی مشترکم نمیگذره و تازه ازدواج کردم خیلی موثر و دلگرم کننده است . خواهش میکنم به نوشتن ادامه بدید و مارو از نوشته های خوبتون و گنجینه دانستنی های هاتون بهره مند کنید .
پاسخ:
علیک سلام . ممنون عزیزم . خوشبخت بشی ان شاالله. اگر خدا بخواهد و امام رضا عنایت کند ...
۲۸ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۳۰ عاشق ولایت
سلام خواهربلاخره برگشتی؟ خداشکرنمیدونی چقدرخوشحااالم
پاسخ:
سلام عزیزم طاعتت قبول خیلی خوشحال شدم که کامنتت رو دیدم
چه خانوم 18 ساله عاقلی. من توی این سن هم مطمئن نیستم که به اندازه ایشون عقل داشته باشم. همین الان هم جمله های اول هر فکر ایشون برام پر رنگ ترند که این آقا از اول می دونسته که خانوم دانشجوئه. می دونسته که شاغله...
پاسخ:
خب این کاملا طبیعی است برای درست کردن ساختار فکری که سالها ازش گذشته به زمان نیاز هست
سلام طهورا جان
عبادات قبول درگاه حق
میتونی کمکم کنی؟
من 20 سالمه و دانشجو و همسرم 28
3 ساله عقد کردیم و حدود 1 ساله زیر یه سقفیم
اولش با عشق و علاقه شروع کردیم اما هرچی گذشت....
یعنی هرچی نگاه میکنم به زندگیم تو این مدت چیزی جز خاطرات بد نمیبینم.
هردومون مقصریم و حتی خانواده هامون هم نقش پررنگی دارن.
احساساتم روز به روز کمتر شد و الان چیزی جز تنفر باقی نمونده.
بارها به طلاق فکرکردم اما میدونم بعدش وضعم بدتر میشه چون خانواده ی خوبی ندارم.
از بچگی مهری ندیدم و الانم که متاهلم وضعم اینه
حالا نمیدونم چیکار کنم به ناامیدی مطلق رسیدم
فقر به شدت داره عذابمون میده اما اگر محبت بود میشد تحمل کرد

دیگه نمیدونم چیو برات بیشتر توضیح بدم
راه کاری داری برام؟


پاسخ:
سلام عزیزم . همان طور که فرمودید خیلی کلی گویی کردید من نمی دونم دقیقا مشکل چیه اشکال از کجاست نیاز به گفتگوی بیشتری هست . حتی فکر کردن به طلاق هم بی رودربایستی بهتون بگم کار عاقلانه ای نیست . باید آنقدر شجاع باشید که مسئله را حل کنید نه اینکه اینقدر ناتوان و عاجز باشید که صورت مسئله را پاک کنید و فرار کنید. این کار ترسوهاست . زن ها موجوداتی بسیار فهیم مدیر و شجاع هستند آینده ی بشریت در دستان شماست به خودتان بیایید و خودتان را اینقدر ناتوان نبینید . مشکلات زناشویی در بیشتر موارد کاملا قابل حل هستند . فقط نیاز به صبوری دارد نیاز دارد که طرفین قبول داشته باشند که مشکلاتی هست و باید برای حل آنها همت کرد.  اگر برای فرار از بی مهری خانه ی پدری ازدواج کردید اشتباه کردید . اشتباه بزرگتر وقتی است که بی مهری های منزل پدرتان را کف دست شوهرتان بگذارید به این نیت که محبتش را جلب کنید . یادتان باشد به همان اندازه که شما از همسرتان محبت می خواهید اتفاقا همسرتان دو برابر شما نیاز به محبت دارد. چقدر به همسرتان محبت می کنید؟ ناامیدی هم اشتباه بزرگی است . مگر انسان با اینهمه دبدبه و کبکبه اش به همین راحتی ناامید می شود ؟ این روزها فقر و نداری مال همه است اگر قرار باشد این نداشتن پایه های زندگی ها را شل کند که فاتحه ای بسیاری از زندگی ها خوانده شده بود. شما اگر الان شرایط مالی ما را می دانستی می فهمیدی که تنها نیستی و خیلی ها مثل شما هستند . 
۲۸ خرداد ۹۵ ، ۱۶:۰۹ رفاقت به سبک شهید
سلام طهورا جان خوب هستید ؟
اتفاقا شما این پست هایی که مینویسید من برای زندگی مجردی الانم به کار میبرم
چشم گفتن در مورد پدر و مادر
همانطور که تو زندگی مشترک رضایت همسر مهم تو زندگی مجردی من و امثال من  رضایت پدر و مادر خیلی مهم و همین باعث شده که الحمدالله خداروشکر پدر و مادر راضی باشن ازم
برای اینکه همیشه "چشم " گفتم
پاسخ:
سلام عزیزم. راستش خیلی چیزها را به قول استاد امامت ما نمی شود برای همه گفت . بحمدالله شما عاقله هستید و می شود که محرم اسرار شوید مثل بنده نیستید که هنوز اول راهم و تا رسیدن به قدرک فهم و درک راه طولانی در پیش داشته باشم. بعد از ظهور حضرت حجت اتفاقاتی می افتد که خیلی از کسانی که حتی در لشکر و سپاه ایشان بودند هم از ایشان جدا می شوند و پیمان می شکنند انها دقیقا کسانی هستند که نمی توانند بگویند"چشم" یعنی تمرین چشم گفتن نداشتند. این چشم گفتن احتیاج به تمرین دارد وقتی یک دختر تحت ولایت پدرش باشد اما نتواند به او چشم بگوید قطعا وقتی تحت ولایت همسرش هم رفت به او چشم نمی گوید چون چشم گفتن را از منزل پدر تمرین نکرده است . وقتی آنجا نتوانست چشم بگوید به ولی امرش هم نمی تواند بگوید چشم . وقتی به ولایت چشم نگفت هرگز نمی تواند در لشکر امامش باشد و بگوید چشم . چون تمرین چشم گفتن را نکرده است . یکروز آقای طائب حوزه ی ما دعوت بودند مطلبی را گفتند که خیلی مرا به فکر فرو برد دیدم نه من هنوز به آن درجه نرسیده ام . می گفتند : جوری مطیع باشید که اگر همین فردا رهبری فرمودند بنا به مصالحی باید با آمریکا رابطه برقرار کنید و سفارتش را بازگشایی کنید همه تان بدون اما و اگر بگویید سمعا و طاعتا . چشم . نه اینکه بنشیند جلوی فرمان ولی امرتان هزار تا دلیل و اما و اگر بیاورید . وقتی این طور گفتند من دیدم نه هنوز راه زیادی دارم تا سربازی حضرت حجت . من هنوز در الفبای سربازی مانده ام .
۲۸ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۲۳ طلبه آینده
سلام
ای بابا کاش زودتر میفهمیدم همین تفاوت سنی باعث شد دو نفر رو رد کنم
ولی اصلا اینطوری اطاعت کردنو در خودم نمیبینم مگر اینکه واقعا زندگی خیلی شیرینو دوست داشتنی باشه 
هعی روزگار..!

پاسخ:
سلام خسته نباشید از درس خواندن عزیزم. ای بابا اشکال نداره ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه هست ان شاالله موردهای بعدی 
ببینید...اشکال اینجاست که من همیشه تلاش کردم دین رو درست بفهمم،تا جایی که میتونم بهش عمل کنم...اما برام مشکلات خیلی زیادی درست شده،منبع دریافت من از دین منبرهای معتبر و شناخته شده بود،و کتابهای تأیید شده که با کلی دقت انتخاب میکردم که حتما معتبر باشن.حالا من به تناقضات بسیاری رسیدم،و واقعا برام عجیبه که هیچ کس جواب براشون نداره.در نتیجه عدل خداوند برام زیر سوال رفته،هر طور نگاه میکنم حس میکنم به من به عنوان جنس مؤنث ظلم شده،این اشکال در درک من از هویتی که اسلام برای یک زن تعریف میکنه،مشکل بسیاری از خانمهاست،خانمها به دنبال یک گمشده هستن که بنظرم هویتشونه که در طول تاریخ همواره زیر سوال بوده...در کل خیلی چیزا حول محوریت هویت زن برام قابل پذیرش نیست.جمع بندی من از مطالعاتم اینه که اسلام هویت زن رو ارتقا داده،اما نتونسته اون رو به خاطر شرایطی که همواره در طول تاریخ وجود داشته به جایگاه درستش برگردونه.وقتی میگم اسلام ،یعنی خدا و فرمانش،و همه ی جملاتم خنده دار میشن و تصور من از خداوند رو دگرگون میکنن.....گاهی با خودم میگم کاش مطالعه نکرده بودم،کاش اینقدر سوال نداشتم،کاش اصلا هیچ آگاهی نسبت به این مسائل نداشتم،که دین و دنیام به معنای حقیقی کلمه اینطور بریزه به هم....دومین مشکلم حول تعریفی هست که از خدا ارائه میشه.واقعا اون چیزی که از خدا ارائه میشه ظالمانه جلوه میکنه.گاهی اینقدر نفس لوامه تو چیزای ساده به من فشار میاورد که میگفتم این خدا که همش مجازات میکنه،اصن بزن!تو که همش میخوای بزنی بزن!طوری که حتی دارم مجاب میشم مرجع تقلیدم رو عوض کنم...به خاطر همین شبهات بنظرم میاد به این ماجرا اشکال وارده...
شبهه بسیاره.دوست ندارم اذیت بشید و نمیخوام وقتتون رو بگیرم.ببخشید....برام دعا کنین.😓

پاسخ:
اشکال کارتان این جاست که شما یک طرفه به دست آورده اید . یک سی دی شده ای و تا توانستی توی خودت مطلب ذخیره کرده ای بدون اینکه یک روزنه برای خودت بازکنی تا به ابهامات و شبهاتت پاسخ گفته شود. شما فقط دریافت کردی این کاملا طبیعی و مسلم است که در این دریافت کردن ها برایت سوال پیش می آید شبهه پیش می آید آنوقت خودت مانده ای و خودت . اینکه درست نیست اتفاقا گاهی خطرناک هم می شود . شما باید یک روزنه ای داشته باشی یک استاد داشته باشی که به سوالات و شبهه هایت پاسخ بدهد. اتفاقا استاد مهدویت ما می فرمودند اگر فکر می کنید در بعضی زمینه ها استاد ندارید که پاسخگوی سوالاتتان باشد اصلا به آن زمینه وارد نشوید.من با اینکه نزدیک به 5 سال است در حوزه هستم و می توانم که اصلا سر بعضی کلاسها نروم و از طریق سایت حوزه یا سی دی ها از کلاسها استفاده کنم اما جدا جرات نمی کنم و این نیاز را می بینم که حتما سرکلاس باشم و به استاد دسترسی داشته باشم تا به شبهه ها و سوالاتم پاسخ بدهد گاهی آنقدر سرکلاس استاد را می پیچانم و سوال می پرسم که می ترسم استاد بلندگو را بلند کند و به فرق سرم بکوبد. قطعا و یقینا و مسلما برای سوالاتتون جوابی هست دنبال استاد باشید عزیزم. شما دین اسلام رو یک طرف بررسی کردید نشسته اید و فقط توصیه های اسلام به زن را مرور کرده اید آیا تا بحال توصیه هایی که اسلام به مرد در مورد حفظ حقوق زن داشته رو مطالعه کردید یا دنبالش بودید. ؟وقتی فقط یک طرفه به مسئله نگاه کنید قضیه براتون این شکلی می شه که می بینید.شما مصداقی بررسی و دنبال کنید که فکر می کنید کجا اسلام در احقاق حق شما به عنوان یک زن به بن بست رسیده و نتونسته با توجه به گذر زمان حق شما را از دهان تاریخ بیرون بکشه . دقیقا مطرح کنید منظور شما چیست. اینکه می فرمایید خانمها دنبال یک گمشده هستند دقیقا منظورتون چیه این رو از کدام جامعه آماری دریافت کردید . اساسا شما هویت یک زن مسلمان شیعه را در چه چیزی می بینید که تصور می کنید به ان نرسیدید یا نرسیدند..ببین عزیزم یاد یک بنده خدایی افتادم که تعریف می کردند عزیزی بهشون یکی از کتابهای آقای دستغیب رو داده بودند ایشون می گفتن من انتهای کتاب رو خوندم دیدم ای بابا خدا همه اش دنبال مجازات است رفتم به اون عزیز گفتم آقا خدا خیلی سخت می گیره این طوری کلاه ما پس معرکه است گفتند شما ته کتاب رو خوندی برو از اول بخون . می گفت: رفتم از اول خوندم دیدم ای بابا این که خیلی خوب شد خدا خیلی مهربان است آمدم به ایشان گفتم نه آقا خیالم راحت شد خدا خیلی هم ساده می گیرد و... مسئله اینجاست شما از ته ماجرا خوانده ای باید همه اش را بخوانی . عوض کردن مرجع تقلید گره ای از کار شما باز نمی کنه شما باید شبهه هات باز بشه تصورات درست بشه اما برای درست شدن تصوراتت دنبال آدمش بگرد نه دنبال هر کسی و هر جایی . نکنه بشی مثل اون بنده خدا که از طلبگی رسید به وهابیگری . اصل شبهه خودش بد نیست اتفاقا اولین قدم در رسیدن به یقین همینه اما باید مجراش رو درست بری . من هم اصلا اذیت نمی شم خیلی هم خوشحال می شم کمکت کنم . کاری ازم برمی امد در خدمتم برهم نمی آمد بالاخره می پرسم یا رک می گم نمی دونم 
۲۸ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۴۳ بانوی شیعه
سلام عزیزم

پس منم بگم آه!! ضایع نیست بنظرت؟؟ :))

طهورا جان بنظرت بعد از ۲-۳ سال ازدواج الان شروع کردن و چشم گفتن جواب میده برای باقی عمر؟؟
پاسخ:
سلام گلم. نه بابا راحت باش . به قول شاعر همشهری مان . بیا سوته دلان با هم بنالیم
نه اصلا من خیلی دیرتر شروع کردم
سلام طهورا خانم عزیزم
خوب هستید ؟ایشالا همیشه شاد و سلامت باشید.
این ماجرا ادامه داره؟اگر ادامه نداره که کلی اشکال بهش وارده:/ 
به جز اون قسمت چشم گفتن هم که من همیشه فکر میکردم باید منطقی و معقول باشه:/
بعد این خانم تو١٨ سالگی که کلاس همسرداری نرفته بودن؟؟من همیشه دلم میخواد از اول هر کاری خیلی خوب باشم اما مطمئنم کللللی خراب کاری میکنم:/ اینجا هم که کلاس همسرداری خوبی نیست که برم....خوش به حال اونایی که خود به خود میدونن باید چکار کنن...
پاسخ:
سلام عزیزم . من درست متوجه نشدم که اشکال شما به کجای مسئله هست اما باید بگم نه ایشون کلاس همسرداری نرفته بودند بعد از ازدواجشان هم هیچ وقت در این کلاسها شرکت نکردند. اما اینکه پس از کجا آموختند همان نکته ی کلیدی بود که خیلی دوست داشتم یکنفر پیدا شود و بپرسد . حالا هم از اینکه آن یک نفر شما بودید خیلی خوشحالم . البته یک اشاره کوچک توی همین پست زدم نمی دانم چند نفر متوجه شدند . اما باید بگم ایشان صبر در زندگی و شوهرداری را از مادرشان آموختند . مادرشان زن بسیار فهیمی هستند . از آن دسته از مادرهایی که اتفاقا سواد کلاسیک ندارند اما آنقدر در تربیت فرزندان و شوهرداری اش قوی برخورد کرده اند که توانسته اند دخترشان را زنی مطیع بار بیاورد. من نمونه ی این مادرها را اطراف خودم دیده ام . در حقیقت از دامن همین مادرهاست که زنهایی صبور و مطیع و مدیر به منزل شوهر می روند . نکته ی بعد اینکه این دانستن ها به قول شما خود به خود نیست اکتسابی است حالا ممکن است این اکتساب از دامن مادر باشد ممکن است از مکتب یک استاد باشد در هر صورت برای رسیدن به این موضع باید سختی کشید کار کرد وقت گذاشت .
یک نکته دیگر اینکه می بینم که فاصله ی سنی این زوج 20 سال است مسئله ای که برای ما خیللی زیاد حائز اهمیت است اتفاقا دکتر عزیزی در همایشی که قبل از تعطیلی حوزه داشتند به این نکته اشاره کردند و فرمودند دخترها و پسرهایی که اختلاف سنی زیاد دارند را به همین راحتی از ازدواج دور نکنید به این بهانه. بلکه بررسی کنید ببینید دختر به لحاظ فهم و مدیریت و توانایی درک پیرامون خودش در چه حدی است چون دخترهایی هستند که ظاهرا 16 ساله هستند اما بررسی که می شود می بینیم در حد یک دختر 25 ساله می فهمند و درک زندگی مشترک دارند از قضا این دوست ما هم از همین دسته از افراد هستند . 
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
پاسخ:
سلام عزیزم خوبی ؟ مادرت چطورره ؟ گاهی وقتها یاد ایشون می افتم . همسر داری خوبه ؟ 
شما که ماشاالله خودت استادی در این زمینه
همون آه:)
پاسخ:
چقدر آمار آه ها بالاست ...
تازه باید از نزدیک ببینی شان گاهی وقتها ما دلمان می خواهد یک دل سیر بریزیم سر بهاره خانم و تا می خورد بزنیمش شاید دلمان خنک شود .
خیلی زن میخواد اینطور چشم گفتن یعنی خیلی باید عاقل باشی خیلی دور اندیش خیلی
گوارایشان باد
پاسخ:
الان بله . فرمایش شما کاملا متین و درست هست . این نحوه مطیع بودن در زن ها و دخترهای امروز با توجه رواج شدید حس استقلال طلبی و خصوصا استقلال مالی ، زیاد نیست . اما واقعیت این است که بنده در جمع دوستان طلبه ی خودمان و دوستان غیر طلبه مان از این سبک زن ها کم ندیده ام . زنهایی که حقیقتا باید شاگردی شان را بکنم هم در زمینه تربیت فرزند هم در زمینه همسر داری اتفاقا چند نمونه از سبک زندگی شان را ان شاالله به رشته تحریر در خواهم آورد اگر عمری برایم باقی بود..
۲۷ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۰۳ اردیبهشت ..
:) سلام.ماجرای جالبی بود.ولی این چشم گفتنا باعث نمیشه یه سرخوردگی برای زن بوجود بیاد؟
نمیشه که زن همه اوامر مرد رو بگه چشم.تازه اینجوری توقع مرد خیلی بیشترم میشه.
پاسخ:
علیک سلام . جالبترش زندگی خودشان است . نه اصلا این طور نیست . این نوع نگرش مال وقتی است که شما فکر کنی زندگی مشترک یعنی یک بده بستان . یک چیزی می دهیم در قبالش یک چیزی می گیریم . اما اگر به زندگی مشترک به چشم یک بستری نگاه کنید که در آن می توانید به نیت قرب الهی صبوری کنید و مطیع باشید تا به رشد برسید شکل ماجرا کلا متفاوت می شود . من یکی از دوستان را می شناسم که در بدترین شرایط روحی و جسمی که داشت در برابر نیازهای همسرش مطیع بود تا جاییکه ما واقعا دلمان می سوخت اما باور کنید دقیقا بعد از هر اطاعتی که در شرایط خاصش از همسرش داشت خدا چنان گشایش هایی را برایش فراهم می کرد که اگر می شد می نشستم و دانه دانه اش را برایت تعریف می کردم . 
من هم نگفتم به تمام اوامر مرد بگوید چشم . وقتی مرد خواسته ی خلاف شرع دارد باید تمام قد جلویش ایستاد و گفت نه .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">