فرازونشیب زندگی طلبگی ما(همنفس طلبه)

هم قدم تا خدا آباد

همنفس طلبه

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است

مادر سردرگم و کلافه بود . هر از گاهی آه بلندی می کشید و ساکت می شد و دوباره شروع به صحبت می کرد . پیدا بود که به شدت ناراحت و عصبی است . می دانستم که اول باید مادر را آرام کنم بعد به سراغ مشکل فرزندش بروم . صدای لرزان و سکوت گاه و بیگاهش نشان از بغض فروخورده ای می داد که آزار دهنده بود . دلم می خواست مرهمی باشم روی دلش . دوست داشتم آرامش کنم . کار سختی بود اما...

فقط باید مادر باشی تا بفهمی چقدر سخت است که یک روز ناغافل بفهمی که پسر نوجوانت پای فیلم های نامناسب نشسته است . آنهم پسری که همیشه آرام و ساکت است . پسری که سرش توی درس و کتاب و مدرسه اش هست .

آن وقت هزار فکر و خیال به ذهنت هجوم می آورد که شاید من کم کاری کرده ام . شاید پدرش پول نادرست به خانه آورده . شاید این نتیجه رفت و آمد با فلانی است . شاید دوستان ناباب پسرم را از راه به در آورده اند . شاید این بخاطر ندادن خمس های سالانه است . شاید نتیجه تماشای فیلم های ماهواره است شاید .....

حالا دیگر کار از کار گذشته و شخم زدن این شایدها ، خیلی فایده ندارد . باید دنبال راه حل گشت . باید این غده سرطانی را درمان کرد . باید این مشکل را برطرف کرد .

مادر... همچنان جسته و گریخته ، ریز ریز گریه می کرد و توضیح می داد که ....

گوشی تلفن را محکم توی دستهایم گرفتم . پیش خودم فکر می کردم اگر من جای او بودم . اگر این فرزند ، فرزند من بود ... راستش حتی تصورش هم وحشتناک است ...


کار سختی بود اما ، مادر را آرام کردم . این آرامش حق او بود . 

طبق عادت همیشگی ام خواستم که قلم و کاغذ بیاورد تا آنچه می گویم را یادداشت کند. برحسب تجربه می دانستم که به دلیل فشار روحی ممکن است بخش زیادی از آنچه می گویم را فراموش کند : پسر شما درون گراست . نباید فکر کنید اینکه تمام مدت آرام و ساکت سرش توی درس و کتابش است ، نشان از آرام بودن اوضاع است . برعکس این طور مواقع زنگ خطر به صدا درمی آید . باید حساس باشید . کنجکاور باشید . همان قدر که بسیج رفتن و هیات رفتن ، برای یک نوجوان مصونیت نمی آورد ، مطمئن باشید که درس خواندن و از صبح تاشب پای تکالیف مدرسه نشستن هم نشان دهنده بروفق مراد بودن اوضاع نیست . اتفاقا باید خیلی زودتر از اینها نسبت به این حالت فرزندتان کنجکاو می شدید و حساسیت نشان می دادید. 

در شرایط فعلی نوجوان شما نمی داند که شما متوجه شده اید که او در لحظات تنهایی اش ، فیلم ها و تصاویر نامناسب می بیند پس باید با احتیاط رفتار کنید تا قبح مساله نریزد و شان شما هم حفظ شود.

این روش البته در مواجه با مشکل مشابه در زندگی زناشویی هم کاملا" صادق است و می تواند راهکار خوبی باشد .

یادمان باشد در مسایل تربیتی و خانوادگی اصل در با تدبیرعمل کردن است نه احساسی و هیجانی برخورد کردن . لذا آهسته اما با دقت گام برمی داریم . در اولین قدم نظارت غیر محسوس خودتان را روی فرزندتان بیشتر کنید . مثلا" از این پس تا جاییکه ممکن است او را در خانه تنها نگذارید . به بهانه هایی مثل تغییر دکوراسیون منزل ، تلوزیون و کامپیوتر را از اتاق او به محل عمومی خانه مثلا پذیرایی منتقل کنید . پرکاری و خصوصا پرکردن صحیح اوقات فراغت راه حل مناسبی برای عدم کشش نوجوان ها به تماشای این تصاویر و فیلم هاست . پس تا جاییکه ممکن هست اوقات او را با دادن مسئولیت های مناسب سن و توانش پر کنید . 

اگر فرزند شما بالای سیزده سال است معاد باوری و اعتقادات مذهبی را در او تقویت کنید .

مادر در حالیکه مشخص بود مشغول یادداشت برداری است ، سرفه کوتاهی کرد و پرسید : یعنی بهش نگم که فهمیدم . می خواستم امروز که برگشت سیاه و کبودش کنم . می خواستم ... وسط حرفش پریدم که : خواهر جان توضیح دادم که برخورد هیجانی درست نیست . کتک زدن که راهش نیست عزیزم . فردا که پرزورتر از امروز شد تلافی اش را سر شما در می آورد . لازم نیست مستقیما" بهش بگید که ماجرا را فهمیدید اما او را در خوف و رجای دانستن یا ندانستن قرار بدهید . یک جاهایی جوری برخورد کنیم که تصور کند ما فهمیده ایم و یک جاهایی جوری برخورد کنیم که مطمئن شود ما چیزی نمی دانیم . اما این در صورتی موثرتر خواهد بود که ما رابطه صمیمی و درستی با نوجوان مان داشته باشیم . شاه کلید حفظ نوجوانان در بحران نوجوانی ، ارتباط درست و صمیمی با اوست .

در ادامه برای محکم کاری گفتم : عزیزم رابطه درست و مناسب و به دور از تنش میان شما و همسرتون هم می تونه گره گشا باشه . سعی کنید فضای خونه تون فضای صمیمی و آرومی باشه.

همه چیز را تمام شده تصور می کردم که یکدفعه بغض زن ترکید ...

پشت تلفن هاج و واج مانده بودم که چه شد پس ... آروم شده بود که ؟!!!

زن از پشت صدای بغض آلودش گفت : کدوم آرامش خانوم ؟ فکر می کنید پسر من این فیلمها رو از کجا آورده ؟ وقتی پدرش تمام وقتش رو پای این فیلمها می گذرونه تکلیف من چیه ؟ کدوم آرامش ؟ وقتی بابای بچه ات سرش توی تصاویر نامناسبه تکلیف من چیه ؟ 

شما نمی دونی درد من چیه ؟ باید مادر باشید تا بدونی وقتی پسر هفت ساله ات میاد و میگه از بابام بدم می آید یعنی چی ؟ باید مادر باشید تا بدونی وقتی همون پسر بهت می گه نصف شب که رفتم آب بخورم بابا رو دیدم که داشت فیلم بد می دید . حالم از بابام بهم می خوره ، یعنی چی ؟


زن تلفن رو قطع کرده بود . خدا رو شکر که قطع کرده بود و صدای هق هق گریه های منو نمی شنید.




این رو اینجا نقل کردم تا بدونید همان طور که مردن آدمها برای پزشکان و پرستاران عادی و تکراری نمیشه شنیدن غصه های مردم هم برای ما عادی و تکراری نمیشه . بارها و بارها با غصه های شما گریه کردم . در خلوت خودم سر همه عالم و آدم دادکشیدم . این خاطره ، یکی از عادی ترین و معمولی ترین خاطره هاست . نقل بعضی شون واقعا ممکن نیست . شنیدنش برای شما و بازگو کردنش برای من سخته خیلی سخت . درست مثل آخرین موردی که داشتم ....همین دیشب یا همون دوشب پیش ... یا اون دختر نوجوانی که قبل عید مشکل داشت ...یا .....

۱۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۰۳
سیده طهورا آل طاها