فرازونشیب زندگی طلبگی ما(همنفس طلبه)

هم قدم تا خدا آباد

همنفس طلبه

طبقه بندی موضوعی

زن ، مرد ، استاد نقاش

دوشنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۶ ق.ظ

ترک های ریز و درشت سقف از یک طرف و رنگ پریدگی ، دیوارهای خانه از طرف دیگر، بالاخره زن را راضی کرد که در برابر اصرارهای همسرش درباره نقاشی و بنایی خانه ، کوتاه بیاید .

زن ها همیشه از درهم ریختگی و آشفتگی خانه و به هم خوردن نظم زندگی فرار می کنند . برای همین است که اغلب از نقاشی و بنایی بیزارند . گاهی ترجیح می دهند کلا" اسباب کشی کنند و از یک خانه به خانه دیگر بروند و رنج بستن و باز کردن اثاث منزل را به جان بخرند اما بنایی و نقاشی نداشته باشند . اما چاره نیست . گاهی باید به چیزهایی تن داد که ازشان فراری هستی .


هوا نم نمک سرد شده بود . مدرسه ها باز شده بودند و بچه ها راهی مدرسه می شدند و این خود دلیل روی دلیل بود که زن را از این بنایی بی موقع می ترساند .

استاد نقاش ، پیرمرد باصفا و مهربانی بود و البته بسیار خوش صحبت . زیر لب مدام ذکر می گفت و به چابکی که از سن و محاسن سفیدش بعید بود از پله های نردبان چوبی اش بالا و پایین می کرد . از اهالی جبهه و جنگ بود و سرد و گرم چشیده . سواد چندانی نداشت این را از امضای کج و معوجش می شد فهمید . اما حرف که می زد ؛ می شد از لابه لای کلماتش خیلی چیزها شکار کرد .


بوی رنگ تمام خانه را برداشته بود . پیرمرد نقاش ، با وسواس رنگ یاسی اتاق خواب را ساخت و صدا زد : حاج خانوم تشریف بیارید ببینید این همون چیزی هست که می خواستید . زن چادرش را سرکشید و ترکیب رنگ را پسندید. نوبت به اتاق بعدی رسیده بود . پیرمرد دوباره دست به قلم شده بود و رنگ صورتی کم رنگ را ساخت . باز صدایش در خانه پیچید که ... حاج خانوم تشریف بیاورید ببینید این رنگ خوبه ؟

مرد خانه ، لبخندی زد . رو به استاد نقاش پرسید : استاد معلومه که نظر خانمها براتون خیلی مهمه ؟ شما که از خانمت  نمی ترسی ؟

استاد نقاش کمر راست کرد . قلم موی آغشته به رنگ صورتی را در سطل رنگ فرو برد . چند قدم جلو آمد . به مرد جوان خیره شد . عرق های درشت پیشانی اش را پاک کرد و نرم و آهسته پاسخ داد :


وقتی زنی داری که بجای جلوه گری توی کوچه و خیابان ، با حیا و عفیف ، بالای سر زندگی اش نشسته و شوهر و بچه هایش را اداره می کند ، باید خانه را جوری درست کنی که او می خواهد. جوری رنگ کنی که او می خواهد . جوری بچینی که او می خواهد . این خانه همه عشق یک زن است. خانه قلمرو یک زن است . خانه را همان طوری درست کن که او می خواهد . توی خانه همان طوری باش که او می خواهد تا او هم بیرون از خانه آن طوری باشد که هم خدا خوشش بیاید هم تو.


زن به چهارچوب در اتاق رسیده بود . رنگ صورتی باب میلش بود . همانی که می خواست . استاد نقاش ، قلم مو را در رنگ صورتی فرو کرد . دیوار اتاق صورتی شده بود.



موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۱۳
سیده طهورا آل طاها

زن در خانه

نظرات  (۲۲)

اجازه هست کپی؟
پاسخ:
با ذکر منبع بلامانع هست
۲۵ آذر ۹۶ ، ۲۲:۱۰ فریده از مالزی
بسیار قشنگ بود 
پاسخ:
باد آمد و بوی دوست آورد....
به احترام فرمانده دیروز و رفیق امروز ... خبردار... 
۲۵ آذر ۹۶ ، ۲۲:۰۹ فریده مالزی
بسیار قشنگ بود 
ممنون طهوراجان
خوندم پستتونو
یک ویژگی داشت بین اونها
بیشتر خیییلی کنجکاو وبازیگوشه

ونکته ای ک وجودداره من نمیدونم اصلا یک روز صبح تاغروب چه کنم ؟
چ بازیهایی؟
چ کارهایی
وقتی پارک یا بازی باهمسالانش بیشترمیشه خیلی ارومتر میشه
پاسخ:
احتمال بیش فعالی در فرزند شما ,علی الظاهر منتفی هست هر چند این طرز تشخیص دادن علمی و قطعی نیست و باید با مراجعه به روانشناس و گرفتن تست های معتبر به نتیجه قطعی رسید.
.
گویا فرزند شما فقط کنجکاوی و بازیگوشی مناسب سن خودش رو داره و طبعا مثل هر بچه ی دیگری در این مقطع سنی نیاز به بازی و همبازی داره. شما می تونید با بهره گیری از کتابهایی که انوع بازیهای مناسب در سن های مختلف رو به شما آموزش میدن , به فرزندتون کمک کنید. اما یادتون باشه همین کافی نیست فرزند شما نیاز به همبازی داره.
۲۲ آذر ۹۶ ، ۱۳:۵۴ به حضرت خورشید
سلام
پیرو حرف طهورا جان
عزیزم بنظرم به سایت بیان معنوی برید و سیر تنها مسیر که در رابطه با هوای نفس و تربیت دینی هست رو دنبال کنید.
ان شاءالله موفق باشید
سلام
ممنونم از لطفتون
مشکلات فقراهن و ...نداره
بیش فعالیم نداره چون حداقل دوساعتم میتونه بشینه پای تلوزیون بطور فرض.
مثلا کارای خطرناکی ک میکنه نمیتونم از کنجکاویش کم کنم انگار
مثلا از ماشین لباسشویی میره بالا بشینه روی کابینت و ب همههه چیز دست میزنه

ووقتی براش توضیحم میدم بییشتر این کارو میکنه
مثلا خطرناکه جیزمیشیم و...
ودرحدی ک کلافه میکنه
این موضوع وقتی جایی بریم بدترم میشه
واصلا گوش نمیکنه، بیشترم لج میکنه و کارخرابی پیش میاد ..
وقتی بیرون یا خونه کسی باشیم خیلی اذیت میشیم
مخصوصا مثلا خونه پدرم ک بیشتر شاکی میشن و این حس مزاحمتی ک بهم دست میده واقعا ازارم میده
بعدشم میگه ببخشید و..
متوجه میشه اما نمیدونم چطوری میشه درست رفتارکرد
پاسخ:
سلام عزیزجان.
من توصیه می کنم به بخش بیش فعالی که در همین وبلاگ در موردش صحبت کردم مراجعه کنید و خصوصیات فرزندتون رو مطابق اونچه گفتم چک کنید . تمرکز فقط یکی از نشانه های بیش فعالی است . بهترین کار بررسی ریشه ای تری مساله است . شما محبت کنید و به قسمت بیش فعالی مراجعه کنید .
سلام طهوراجاکن
خیلی زیبا و اثرگذار بود.

به دوستمون حضرت خورشید
پیشنهاد میکنم حتما از رادیو معارف استفاده کنند
مطالب آموزشب اعتقادی و تربیتی متنوعی داره
کانال تلگرام و سروش هم داره
میتونن تو خونه وقتی دارن بافتنی یا خیاطی میکنن به رادیو معارف هم گوش بدهند.

یاعلی
پاسخ:
سلام.
آفررررررین توصیه ات عالی بود
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
. *****
**** ** **** ** * *** *** *** **** * ***** **** *********** ** ***** **** **** ****

****** ******* ** ************* *** ****** **** **** ** ***** **** **** **** ** *********** **** ** **** ****** **** ** ***** **** ******* **** ******* ***** **** *** ******* ** ******* ************ ***** ***** **** **** * ** *** ****** *** ** **** ******
*** ***** ** ***** **** ** **** ***** **** ********

****** ** ** ***** * *** **** ** *** * **** **** ****** ********* ******** ****** ******* ****** ******* *** *** *** * ****** ******* * **** ***** *** **** ***** ** ****** **** ****************
* ****** ****** *** *** *** **** * *** **** ***** **** ******* ***** ********* *** ****** **** * *** ** ****** ** ************** **** **** ***** **** ** **** ***** *****

** ** *** **** ***** *** **** ***** ***** *** ******* ***** ***** *** ****

**** ******* **** ****** ***** * *** ********** ****** ***** *** ** *** ** ****** *** ** **** ***** * *** *********
**** *** **** * **** *** *******

*** ** ****** *** *** ** ******
*** ****** *** *** **** ***** ** ****** * ***** **** ****** *** ******* **** ****** ************ *** *** **** ***** *** *****

** **** **** * ***** * ***** **** ****** *** **** *****
 ***** **** ** ** ***** ****** **** ** *** * ***** ***** ***** * ***** *** ********

**** ***** ****** ***** * ** ****** ***** ********* ** *** **** **** *** *** *** *****

** * ***** ** ** ** **** ****** *** ******
*** **** ** **** **** * **** **** *** ***** ** **** ****** *** ****** *********** *** *** ** ****** ** ** ****** **** ** *** *** **** ** *** ****** **** ****** **** ***** **** * *** ************* *******

***** ********

**** *** **** ** *** ****
پاسخ:
سلام . شما و ایشون کفویت اعتقادی ندارید. در کنارش اگه این اقا به دلتون ننشسته و علقه بهش ندارید , قبول نکنید. اگه تمایلی بهش ندارید و جواب رد بدید کار بدی نکردید.
این اقایی هم که اسمش رو اوردید من نمیشناسم. این جمله رو هم نشنیدم.
۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۸:۳۹ حضرت خورشید
سلام عزیزم،خدا میدونه که چقدر با خوندن مطالب شما آروم میشم و لذت میبرم،
ازتون یه درخواستی دارم
من باردارم 4 ماه
بچه ام دختره
خودم و شوهرم مذهبی هستیم ولی اعضای خانواده مون داریم کسایی که غیر مذهبی هستن
میخوام یه بینشی داشته باشم مثل شما
تو تربیت خودم و شوهرم
تو تربیت بچه
چطور باید مثل شما یا شایدم بهتر از شما باشم
چه مطالبی باید بخونم
چه کتابهایی؟!
میشه یه سیر مطالعاتی پیشنهاد بدین؟!!

میخوام تو زمینه ی خودسازی، شوهرداری،تربیت کودک،دفاع از آرمان هام چیزی داشته باشم برای عمل کردن و حرف زدن و دفاع کردن

نمیدونم تونستم منظورمو بگم یا نه

کمکم کنین لطفاً 😭😭😭😭😭😭😭
پاسخ:
سلام عزیزم. الحمدالله به سلامتی ان شاالله قدمش براتون مبارک باشه . 

خدا ان شاالله به شما توفیق بده که به درجات بالاتر برسید. بنده , حقیر کمترین , هیچی نیستم  . نگران نشید چیزی رو از دست ندادید...
اما توصیه می کنم , خودتون , خودتون رو بسازید . روی نفس خودتون کار کنید. هم روی بعد اعتقادی هم اخلاقی . به سفارش ساده اما اساسی اقای بهجت توجه کنید... انجام واجبات , ترک محرمات.
به همسرتون محبت کنید. سعی کنید خیلی چیزها رو در زندگی زناشویی نبینید. نشنوید. خصوصا درباره خانواده همسرتون. کاری به تربیت همسرتون نداشته باشید. روی تربیت خودتون کار کنید. به توصیه حضرت امام عمل کنید , خودتان را بسازید , عالم درست میشود.
در مورد ایام بارداری تون کتاب ریحانه بهشتی رو بخونید و به اعمال هر ماهش عمل کنید. سعی کنید کلاس های تربیت فرزند برید . البته بگردید جای معتبر و استاد خوب پیدا کنید.اگه در کنارش بتونید کلاسهای اعتقادی برید البته اگه اذیت نمیشید خوبه.
شما همینکه بنده خوبی باشی ,  همسر خوبی باشی , مادر خوبی باشی .. دیگه حله ... اونوقت باید دست بنده کمترین رو هم بگیری.
سلام مجدد
بله بازم خودم میتونم تشخیص بدم... زیادن افرادی که ایراد میکنن بهم نباید اینطور باشی... چون خودت سختت میشه! اما خب مرید خلایق که نیستم، میخوام اصلش رو بدونم.
ممنون که وقت گذاشتید باز هم.
پاسخ:
سلام. روی تشخیص خودتون تمرکز کنید بهتره. انجام وظیفه بود عزیزم
۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۰:۰۹ از زهرا شیرازی به یا زهرا

با اجازه صابخونه

یا زهرا، دوست عزیز

ببین خواهر من اول از همه علت شیطنت پسرتو تو دوتا عامل بررسی کن. ببین خواب و خوراکش خوبه؟ اگه به میزان لازم میخوابه و غذاش خوبه و باز اذیت میکنه سراغ فاکتورهای دیگه بگرد

اگر احساس میکنی بیش فعاله توی غذاهاش کدو و کدو حلوایی بریز بچه را حلیم میکنه. بچه ها کدو نمیخورن. رنده شده شو قاطی سوپ و آش بزن بهش بده.

یه وقت هم میبینی بچه مشکلی نداره ما بی اعصابیم

اونوقت علت بی اعصابی خودتو باید بگردی پیدا کنی

یا کم خوابی و خستگیه

یا غلبه صفرا

یا غروغاطی شدن هورمونها

عامل عصبانیت خودتو پیدا کن بعد درمانش کن

با صفرابر ها و داروهای تقویت اعصاب گیاهی هم میتونی کارتو پیش ببری


سلام
طهوراسادات خانم...یک کمکی میخاستم
خیلی بازیگوشیها و اینهمه اذیتای پسرم ک نزدیک سه ساله اذیتم میکنه
زود عصبی میشم
کلافه میشم ازش
دعواش میکنم
انگار کنترل حالم ازخودم خارج شده!!!!
میشه کمکم کنید؟؟
همش توعذاب وجدانم چون نمیخام انقد بیحوصله باشم
انگارهدف و...یادم رفنه..
همه میگن حق داری و.. اما من اصلا حق نمیدم ب خودم ورفتارام!!!!
پاسخ:
سلام عزیزم. برای حل مشکل اول شما باید موضوع رو واضح بفرمایید .مثلا فرمودید اذیتای پسرم کلافه ام کرده... دقیقا بفرمایید چه چیزی , چه کاری, ممکنه اون چیزی که از نظر شما اذیت هست , اسمش اذیت نباشه.,ممکن هم هست واقعا مسایلی باشه. مثلا لجبازی می کنه.. جیغ میزنه... چکار می کنه؟
فرمودید دیگران می گن حق داری... چرا دیگران بهت حق میدن؟ اینا رو شما واضح بفرمایید بنده ان شاالله در خدمتم.
ولی یه نکته ای رو عرض کنم خدمتتون... عزیزم سن زیر هفت سال و خصوصا مقطعی که پسرتون در اون هست , سن بازی و کنجکاوی و سن شناخت از خود و پیرامونش هست , کار شما در درجه اول محبت کردن بعد صبوری و بعد بازی کردن با اونه. امر و نهی کردن و بکن نکن گفتن کار رو دشوار می کنه و فرزندتون رو لجباز و مضطرب می کنه
سلام
تو ارتباط با دیگران و زدن حرفم من خیلی آدم زودجوش و صریحی هستم.
اصلا اگه حس کنم وقتشه حرفی بزنم خیلی راحت میزنم.
اما....
اگه طرف مقابلم آقا باشه،خیلی سنجش هام بیشتر میشه بگم یا نه؟ ضروریه یا نه؟ برای لذت بردنه ای نه؟ خانمی هست بهش بگم یا نه؟ گفتش چه اثری روی طرف داره؟
و خیلی وقتهام اذیت میشم وقتی بهم ثابت میشه دلیلم موجه نبوده و حرفمو نزدم مثلا،کلی نفسم عصبانی میشه که چرا نذاشتی جلوه کنم کیف کنم؟
و همین ها توی برخورد حضوری هم هست.
از بس که مکالمه درونی دارم ترجیح میدم هر چه کمتر ارتباط داشته باشه.
مثلا اگه مجبور بشم یه جایی برم ه مردها هستن خسته میشم بعد مدتی.
اینطوری نیست که هی سرزنش کنم خودم رو ها، دیگه یه حرفایی رو طبق روال میدونم نباید بگم یه رفتارهایی هم میدونم برای جلب توجهه نمیکنم، خو دیگه مبارزه دعوایی خیلی نداریم با نفس، ولس بطور کلی میخوام روحیه ام رو هم بگم، وقتی یه مدت مثلا چند ساعته با پسر و مرد نامحرم در ارتباطم اذیت میشم،کلافه میشم خسته میشم،نمیدونم اسمشو چی بذارم.
یا مثلا اگه توی اتاق باشم چندین ساعت صدای نامحرم بشنوم
تماس،پیامک... به هم میریزم... کلافه میشم.
شاید کلافه بهترین واژه باشه.
بدم میاد دیگه،میگم بسه.
مثلا الان برا کارایی که دارم ترجیح میدم فقط یه بار زنگ بزنم همه ی موارد رو بگم تا ده دفه پیام بدم و منتظر بشم جواب بده.
اصلا نفرت انگیزه برام...

حالا نمیدونم این بخاطر شدت حیاست یا چون آدم احساساتی ام و زود دلم میره و درگیر میشم و همچنین صریحم و پنهان کاری بلد نیستم خودم این حالت رو ایجاد میکنم؟
یعنی نمیدونم این حس مثلا بخاطر اینه که با مردها در ارتباط نبودم و برام سخته هنوز،یا نه همیشگیه و حسیه که خودم برای حفظ خودم بصورت حفاظ محکم ایجادش کردم.
الان فکر میکنم حالت دومیه...
یعنی چون زود احساساتم گل میکنه خودم رو خیلی ملزم به تعهد و پرهیز میکنم.
ولی اینکه ناخودآگاه بعد چند دفعه یا چند ساعت ارتباط حالم اصلا بهم میریزه و کلافه میشم برای چیه رو نمیدونم.
تو خواستگاری خیلی کمتر اذیت میشم ها ولی هر چی نامحرمتر من اذیت تر.
مثلا اگه خرید هم برم از یه چی خوشم بیاد مردها زیاد باشن یا اصلا نمیرم بخرم یا زود خرید میکنم.
نونوایی همینجور
تو خیابون حتی همینجور.
کلا از اجتماع مردها فراری ام شدید...
نه که نتونم و دست و پام رو گم کنم یا عاطفی بشم ها،نه اصلا...
بدم میاد،دوست ندارم...دون شان خودم میدونم کلا.
کلا خیلی حضورم جلو نامحرم رو دوست ندارم.
فقط اگه واجب باشه.

این حس چیه؟
مثلا اگه ازدواج کنم کمرنگ میشه؟
یا جزو شخصیتمه؟

خیلی هم قویه ها....
واقعا اذیت میشم تو جمع نامحرم باشم

حتی اگه همه منو تحسین کنن
اصلا بیشتر هم بدم میاد...
واسه همینه وقتی یه جایی تو اقوام مثلا خواستگار دارم که میدونم جوابم منفیه اصلا دوس ندارم برم و وقتی هم میرم خیلی بیشتر حیام رو حفظ میکنم.

میشه تو تشخیص حسم کمکم کنید؟

**

مطلب چقدر به دل نشست... خونه قلمرو یه خانومه:)
اتاق یاسی... به به... :)
پاسخ:
سلام عزیزم. تشخیص این مساله برای منی که شما رو نمی شناسم کار راحتی نیست. اما ممکنه چون ان شاالله نفس شما پاک هست از این ارتباط ناراحت شده و واکنش نشان میده. ممکن هم هست چون شما می ترسید که نکنه ناخواسته مطلبی بگید که آقای روبروی شما , نسبت به شما حس مطلوبی پیدا نکنه یا مثلا از نوع بیان شما ناراحت بشه یا بدش بیاد یا نظرش در مورد شما تغییر کنه , شما دچار این حس که بیشتر شبیه نگرانی و استرس و اضطراب برخورد هست میشوید.خصوصا اگر این وسواس در برخورد رو در مورد همنجس نداشته باشید.
احتمالا تشخیصش برای خودتون راحتتره چون خودتون , ضمیر خودتون رو میشناسید . شاید تلاش کنید یه جورایی از واقعیت شانه خالی کنید اما در عمق ضمیرتون بهش واقف هستید.
خودتون در هر صورت بهتر می تونید کمک کنید اگه اضطراب هست بهش تسلط پیدا کنید اما اگه حیاست خیلی هم خوبه .

خدا به شما و خانواده تون خیر و برکت بده چقدر خوبه که هنوز می نویسید و بعد خوندن همه ی ارشیو چقدر حرف برای گفتن دارم...
پاسخ:
گلاره عزیز.... از آشنایی با مهربانی مثل شما , خوشحالم...
بله دوستان وبلاگ نویس تقریبا همه رفته اند و من تنها ماندم. دلم برای همه شون تنگ شده . کاش بازم می نوشتند...
گوشهای من برای شنیدن آماده به خدمت است. در خدمتیم....
سر شب وبلاگتون رو پیدا کردم و نتیجه اینکه حالا یک و نیم شبه و من هنوز بیدار، خیلی خوشحالم که هنوز می نویسید. می دونم که متفاوتیم و شاید شما با خوندن اولین پست صفحه ی وبلاگ من رو می بستید، که البته پیش داوری نمی کنم و فقط حدس می زنم، اما خوندن وبلاگتون به من آرامش عمیقی داد،یادم داد که باید روی اصولم پافشاری کنم و به هیچ قیمتی رهاشون نکنم. ازتون ممنونم.خدا به شما و خانواده تون خیر برکت بده
پاسخ:
خدا بهتون سلامتی بده .
مگه شما هم وبلاگ نویس هستید؟آدرس وبتون نیست. فکر کنم سعادت نداشتم تا مطالبتون رو بخونم. خوشحال میشم آدرستون رو بگذارید.
تفاوت داشتن اشکالی نداره. دنیا با همین تفاوت هاست که قشنگه. 
۱۶ آذر ۹۶ ، ۰۱:۵۹ زهرا قیومی محمدی
سلام. راهنمایی بفرمایید در اینجا http://berimmasjed.blog.ir/

سوال :

آیا اساسا با یه بچه ی کوچیک (چه زیر سه سال و چه بالای سه سال)، میشه رفت مسجد؟

اگه نمیشه چرا نمیشه ؟؟؟؟ ذلیلتون رو بفرمایید.

و اگه میشه ، بگید چه کارهایی میشه کرد (خود مادر یا اعضای مسجد) که حضور با کودکان راحت تر باشه؟

پاسخ:
سلام عزیزم.
چرا نمیشه رفت. مسجد بهترین مکان برای رشد و تربیت بچه است. خیلی هم عالیه. فقط موقع نماز جماعت باید جوری مادر برنامه ریزی کنه که بچه بی تابی نکنه . این بی تابی و گریه هم کودک رو آزار میده و قطعا نتیجه مطلوب نمیده هم مادر رو سر نماز آشفته و مضطرب می کنه و هم نمازگزاران دیگه رو ناراحت می کنه. تدبیر چگونه نگهداری کودک سر نماز بعهده مادر هست. مثلا می تونه با یه همرا بیاد نماز و موقع یکی از نماز ها همراه بچه رو تا اتمام نماز سرگرم کنه و نماز دوم رو مادر بچه رو بگیره و اونقدر ادامه بدن تا بچه به شرایط خو بگیره . یا مادر قبل از نماز بچه رو تعویض کنه و سر نماز اگه بچه گریه کرد بغلش کنه . یا .....
یه مقدار هم سایر نماز گزاران باید میزان صبر و آستانه تحملشون رو بالا ببرن و در برابر بچه ها کمتر غرغر کنن. آرام آرام مادر به بچه رعایت نظم و سکوت در مسجد رو یاد بده تا مردم خصوصا پیرزنها که حوصله شون کمه اذیت نشن.
فقط در یک مورد هست که بنده با حضور بچه ها در مسجد و حسینیه ها مخالفم اونم موقع عزاداری ها و خواندن روضه های سنگین و خاموشی و تاریکی محیط است چون بچه ها معمولا مضطرب میشن و از عمق وجود گریه می کنن و حقیقتا آسیب می بینن و مادرها فقط اونا رو بالا پایین می اندازن تا سکت بشن. اگه بچه اذیت نمیشه یا اگه برنامه ای برای ساکت کردن بچه هست البته بجز تبلت و موبایل , حضورشون اشکال نداره در غیر این صورت بچه ها رو بیرون ببرید
اما بهترین و مطلوبترین کار برای بچه های بالای سه سال که اضطراب جدایی از مادر ندارن و فقط نیاز به سرگرم شدن تا دوام آوردن تا پایان مراسم و مسجد رو دارن , وجود یک محیط کوچک برای نگهداری بچه هاست. مادرها نوبتی از بین خودشون یکی رو انتخاب کنن تا بچه ها رو در یک اتاق کوچولو در مسجد یا هیات و حسینیه سرگرم کنه. پول رو هم بذارن جوایز کوچولوبخرن با بچه ها بازی های سبک کنن براشون کتاب بخونن نقاشی بکشن. تا برنامه تموم بشه. کاری که خود ما توی هیات دوستانه خودمون کردیم. بگذریم که همیشه نوبت من بود که بچه ها رو نگه دارم و سرشون رو گرم کنم. برای همین تجربه شخصی دارم . خیلللللی زیاد بچه ها به مسجد و هیات علاقمند میشن . نیاز به هزینه گزاف و جای خیلی خاص و بزرگ هم نیست. فقط محض رضای خدا پای تبلت و موبایل رو وسط نکشید. این طور نباشه که مادر خودش سرگرم عبادت باشه اونوقت برای ساکت کردن بچه یه موبایل یا تبلت بده دست بچه که از اول تا آخر یا باهاش بازی کنه یا فیلم ببینه. حقیقتا برای این دست مادرها متاسفم . باید خجالت کشید. 

جانا سخن از زبان ما میگویی. هعیییی. کاش این مطلب به گوش بعضی اقایون میرسید و کاش وقتی به گوششون رسید در مقابلش موضع نگیرند!!!! هعیییی. 
پاسخ:
بله حق باش شماست . مهارت زندگی کسب کردن یه امر دو طرفه هست که هم زن و هم مرد باید اونو کسب کنند 
جانا سخن از زبان ما میگویی. هعیییی. کاش این مطلب به گوش بعضی اقایون میرسید و کاش وقتی به گوششون رسید در مقابلش موضع نگیرند!!!! هعیییی. 
۱۴ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۲ زهرا شیرازی

عجبببببببببب اوستایی

عجب تفکری

خیلی عالی بود

پاسخ:
سلامت باشید
۱۳ آذر ۹۶ ، ۲۱:۴۹ زهرا بانو
عالی بود خیلی عالی
پاسخ:
سلامت باشید
سلام
من این پست شما رو خیلی دوست داشتم!
خیلی میشه در موردش حرف زد.
دلم خیلی لطیف شد بعد از خوندنش...
موفق باشید.
پاسخ:
علیک سلام .
سلامت باشید . بله حرف زیاد داره .
وای که تحمل بوی رنگ توی خونه خیلی سخته.!

و البته که سلیقه خانم ها در انتخاب رنگ خانه و لباس و نوع چیدمان منزل و خیلی چیزهای دیگر بهتر است و بر سلیقهٔ آقایون ارجحیت دارد. و البته تر که حق انتخاب هم با اونهاست...

پاسخ:
خصوصا اگر بوی رنگ سردردهای میگرنی را شروع کند.

برای فرار از بوی رنگ روغنی می شود از رنگ های آکرلیک استفاده کرد. رنگ آکرلیک شاید کیفیت رنگ روغنی را نداشته باشد اما مزیتش این است که به هیچ وجه بو ندارد .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">