فرازونشیب زندگی طلبگی ما(همنفس طلبه)

هم قدم تا خدا آباد

همنفس طلبه

طبقه بندی موضوعی

سلام بر ابراهیم...

پنجشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۶، ۰۷:۲۰ ب.ظ

چند هفته از زمان عقدشان نمی گذشت . هنوز شیرینی روزهای خوش کنار هم بودن درست و حسابی زیر زبانشان نرفته بود که " احمد آقا " یعنی همان آقای تازه داماد از کار بی کار شد .

احمد آقا پسر تحصیلکرده ای بود . در یکی از ادارات مشغول کار بود اما مثل خیلی از جوانهای دیگر مشمول طرح تعدیل نیرو شد و اتفاق تلخ بیکاری پیش آمد .

روزهای اول از همسرش مخفی می کرد اما این موضوع چیزی نبود که بشود برای همیشه آنرا مخفی کرد. کم کم همسرش فهمید و این شد شروع یک دل نگرانی جدی هم برای زوج تازه و هم برای خانواده هایشان.

روزهای اول ، تصور احمد آقا این بود که با شغلی که پدرش دارد و پست مناسبش به زودی می تواند یک کار تازه پیدا کند اما وقتی روزها به هفته و هفته ها به ماه تبدیل شد و کاری از دست پدرش برنیامد فهمید که اوضاع به سادگی هایی که فکرش را می کرد نیست . 

کم کم بداخلاق و عصبی و زود رنج شد . دلگرمی های پدر و مادرش هم کمک چندانی نمی کرد . پدرش موقعیت مالی بدی نداشت و می توانست از نظر مالی او را تا زمان پیدا شدن یک شغل مناسب تامین کند اما این چیزی نبود که احمد آقا می خواست .

او حالا ازدواج کرده بود و دلش نمی خواست دستش جلوی کسی دراز باشد حتی اگر آن فرد پدرش باشد.  تلاش می کرد تا اوضاع را سامان دهد . کمتر خرج کند تا پس اندازش دیرتر تمام شود. تلاش می کرد از حرف ها و ابراز نگرانی همسرش دلگیر نشود . تلاش می کرد هر توصیه ی کاری از جانب خانواده همسرش را بد برداشت نکند . مثل همین هفته پیش . وقتی که پدرهمسرش گفته بود فعلا تا پیدا شدن یه شغل مناسب ، با ماشینت مسافرکشی کن. راستش این حرف خیلی برایش گران آمد. پیش خودش گفت من با مدرک فوق لیسانس برم مسافر کشی کنم؟

شاید حق داشت ...

اما واقعیتش این بود که گه گاه به مسافرکشی فکر می کرد و چند نفری را هم جابجا کرده بود. 

حالا سه ماه می شد که بیکاری عذابش می داد . صبح ها تا ظهر دور خودش می چرخید . کتاب می خواند یا هر کاری می کرد تا سرگرم شود . کار داشت بیخ پیدا می کرد . شبها تا صبح فکر می کرد . آهسته آهسته صبح تا لنگ ظهر می خوابید و بعد سرخورده و کوفته از خواب بلند می شد و همین طور دور خودش می گشت ....

تا آن پنجشنبه ....

آنروز رفت سراغ کتابهای دانشگاهش . از لابه لایشان یک کتاب کوچک پیدا کرد . رویش را خواند " سلام بر ابراهیم "... تازه یادش آمد آن روزها ، وقتی گره ای به کارش می افتاد دست به دامن ابراهیم می شد. عرض توسلی می کرد و دعایی و بعدش از او کمک می خواست . آخرین بارش هم سر ازدواجش بود. وقتی گره توی کارش افتاد همین آقا ابراهیم هادی بود که کمکش کرد .

دلش گرفته بود . مثل آن وقتها عرض توسلی کرد و دعایی و بعد رفت سراغ ابراهیم ...

عصر بود که قرار ماهانه اش را به خاطر آورد .یکسالی می شد که خودش را مقید کرده بود تا اول هر ماه از محضر یکی از اساتید اخلاق استفاده کند . آن روز هم اول ماه بود .الان سه ماهی می شد که سرقرارش نرفته بود . 

جلسه که تمام شد خودش را به حاج آقا رساند . بعد سیرتاپیاز مشکل را گفت . پیش خودش گفته بود حرف می زنم و سبک می شوم و التماس دعایی می گویم . حاج آقا حرفهایش را شنیده بود و گفته بود چند سالته ؟ احمد آقا که انتظارش را نداشت با من من پاسخ داد .. 26 سال. حاج آقا ادامه داده بود .. شما یک جوان 26 ساله  و الحمدلله سلامتید .بجز مدرک دانشگاه یعنی هیچ حرفه ای بلد نیستید؟ هیچ هنری ندارید ؟ یک فنی که بتوانید به آن تکیه کنید و زندگی تان را اداره کنید ؟ 

احمد آقا همین طور هاج و واج نگاه می کرد . حاج آقا ادامه داد ... پاییز و زمستان که مدرسه داشتید و هیچی سه ماه تابستان که هیچ کاره بودید دنبال یادگیری هیچ حرفه ای نرفته بودید؟ توی خانه پای تلوزیون می نشستی ؟ احمد آقا تازه فکرش به کار افتاد. حاج آقا درست می گفت . اتفاقا او اصلا سه ماه تابستان ها را توی خانه نمی نشست و این دقیقا همان موضوعی بود که در عالم نوجوانی ، بر سر آن با مادرش بحث داشت . یادش می آمد او دوست داشت تا مثل بقیه دوستانش سه ماه تابستان را تا ظهر بخوابد بعد پای بازی و تلوزیون بنشیند . یا توی کوچه و محله فوتبال بازی کند . دوست داشت تمام سه ماه را بخورد و بخوابد و تفریح کند اما مادرش مخالف سرسخت این نوع وقت گذرانی ها بود. مادرش معتقد بود سه ماه تابستان وقت بیکار گشتن نیست . باید در این سه ماه ها کار یاد گرفت . حرفه آموخت. البته در این سه ماه چند روزی هم مسافرت می رفتند . کتاب خواندن و گاهی تفریح هم بود اما پای اصلی و ثابت همان یادگیری فن و حرفه ای بود که بشود رویش حساب باز کرد.

احمد آفا فکر می کرد و خاطراتش را مرور می کرد و هیچ نفهمید که چه لبخند عمیقی بر صورت حاج آقا نقش بسته است .

تمام روزهای هفته فکر احمد درگیر بود. یادش آمد او به خوبی کابینت سازی بلد است . به خاطر آورد چقدر این کار برایش سخت بود و چقدر بابت آن به مادرش غر زده بود. چقدر از طبقات ساختمان های مختلف بالا و پایین کرده بود و دستهایش چقدر زخمی شده بود . اما در عوضش بعد دو سه سال یک اوستا کار شده بود برای خودش . بعدها فهمیده بود حقوقی که ماهانه اوستا بهش می داد ، در واقع پولی بود که مادر به استاد می داد .

یادش آمد او مکانیک خیلی واردی است . چهار تابستان طول کشیده بود تا مهارت لازم را کسب کند. بخاطر آورد دستهایش همیشه روغنی بود .لباسهایش بو می گرفت . اما پول و انعام خوبی گیرش می آمد و دل گرمش می کرد. هرچند مدتها بعد فهمید همه این پولها را پدرش به حساب استاد مکانیک می ریخت.

همین طور فکر می کرد و فکر می کرد.... مهارت های دیگری هم داشت . مثل همان تابستانی که در شیرینی پزی معروف محله شان کار کرده بود و شیرینی و کیک پختن آموخته بود . مثل کارکردن آن سال تابستان در چاپخانه . یادش آمد چقدر دستهایش چاک چاک می شد . رانندگی را همان وقت آموخت . یادش آمد ....

آخر هفته که شد احمد آقا دیگه یه آدم بیکار نبود . او اکنون افق های روشنی پیش رو داشت . فقط کافی بود به یکی از مهارتهایش رو بیاورد ...

.........

................

احمد آقای بیکار دیروز ، یکی از کارآفرینان موفق امروز است . هرچند سختی های زیادی کشید. چند بار شکست خورد اما از نو شروع کرد. احمد آقا هر روز صبحش را با سلام شروع می کند.

سلام بر مهدی زهرا ... سلام بر اباعبدالله .... سلام بر ابراهیم ....


***********************************************************************

پسران نوجوان خود را به داشتن مهارت وا دارید. تابستان زمان خوبی است تا مهارت بیاموزند. هرچند باید مراقب محیط کارش باشید . به این شکل در آینده فرزندانی خواهید داشت که با داشتن مهارت می توانند معاش خود و دیگران را تامین کنند. درس خواندن و دانشگاه رفتن جز لازم است اما هرگز کافی نیست. آنها را مردانی لوس و وابسته و پشت میز نشین و ناکارآمد بار نیاورید...

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۰۹
سیده طهورا آل طاها

پسران ماهر

نظرات  (۳۳)

سلام بانو عزاداری هاتون قبول 
من همون خانم ناشناسی هستم که 19شهریوربرای شما درد دل کردم. 
چندروز بود داشتم دنبال ادرس وبلاگتون میگشتم تابیام ازتون تشکرکنم. 
ادرس های سایتهارو ازمرورگرم بروزرسانیش که کردم. پرید. 
انقدرر الان خوشحال شدم دوباره پیداتون کردم. 

اومدم بگم خانوادم رفتن تحقیق. همه چیزخوب بود . تااینکه شب اخر سر سکه ازدواج بهم خورد. 


بازم ازتون ممنونم که اونروز باصبروحوصله برام کلی تایپ کردین. 
کلی دعاکردم ادرستونوپیداکنم بیام تشکرکنم. 

خداحفظت کنه وبه زندگیت برکت و خوشبختی بی پایان ببخشه. 
مطالب زندگیتون هم که تووبلاگه خوندم. 
چقدر سختی کشیدین. بخصوص سرفرزنداولتون. 
به حق امام حسین ع خدااجرت بهت بده. 
پاسخ:
سلام خواهر جان. عزاداری ها قبول
چرا اجازه دادین سر همچی چیزی همه چیز بهم بخوره؟کاش یه روز برسه که این رسومات غلط از بین ما خط بخوره

سلام طهورا جان

یه سوال

پسر من  که هفت سالشه یه هفته ای خونه مادرم اینها بودن شهرستان

خواهر کوچیکه من که البته کم سن هم نیست به درخواست پسرم کلی اهنگ های شاد از اونایی که تو عروسی ها میذارن براش از کامپیوتر ریخته رو ی تبلت !!!!!

اونم گوش میده و یه چندتایی شو مدام تکرار میزنه و گوش میده

و حفظ کرده!!1

شاید چون ما هیچ وقت گوش ندادیم اینقدر جذب شده

نمی دونم چطوری ازش بگیرم که اثر منفی نذاره

اخه قبلا هم اگه جایی با دیگران بودیم میرفت توی ماشین اونها سوار میشد و میگفت من اهنگ دوست دارم شما اهنگ نمیذارین !!!

 

چطوری بهش توضیح بدم و بگم گوش نمکنه که از من بدش نیاد و ای دیگه نره سراغ اهنگ ؟!

ممنون میشم راهنماییم کنید .

پاسخ:
سلام خواهری. عزیزم فکر نمی کنید کار شما از اساس یه اشکال جدی داشته... اولا چرا فرزند شما یک هفته بدون شما باید جایی مهمان باشند؟حتی منزل مادربزرگش؟فرزند شما نباید جایی باشه که شما نیستید. اون هم جایی که از بعد اعتقادی بچه رو با مشکل روبرو کنه.
ثانیا چرا از اول اجازه می دادید فرزند شما در ماشین دیگران باشه و موسیقی گوش کنه. بچه شما الان به موسیقی عادت کرده و این مقصر بزرگترها هستند نه خودش. 
فرزند شما احتمالا تازه هفت ساله شده لذا آهسته آهسته باید از چیزی که بهش عادت کرده دورش کنید . الان در موقعیتی بلحاظ سنی نیست که بتونید آسیب های موسیقی رو بهش تفهیم کنید لذا کم کم شروع کنید . اولا دیگه ابدا اجازه ندید جایی باشه که شما نیستید و,جایی بره که موسیقی هست. حواسش رو پرت کنید مخصوصا همون وقتی که می خواد بره سمت موسیفی. حتی وقتی تلوزیون موسیقی مطرب داره صداش رو ببندید تا ازذهنش پاک بشه. اصلا با دعوا و زور مجبورش نکنید اما اگه خواست جایی باشه,که مناسب نیست محکم سر حرفتون بمونید بهش بگید هر خونع ای یه قانون داره و قانون خونه شما اینه که همه باید با هم باشید. همه هم باید به قانون احترام بذارن.
مراقب باشید متوجه حساسیت شما روی موسیقی نشه خیلی نرم و آروم رفتار کنید.
۲۶ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۰۴ سیده ای که شفا گرفت
سلام بر ابراهیم
سلام بر طهورا بانو که همچنان در نماز شب یادش می کنم
مدتها بود نیامده بودم اما امشب بعد از خواندن کتاب سلام بر ابراهیم ۲ پایم به سمت این جا آمد انگار داداش ابراهیم می خواهد دوستی ما پایدار بماند. متاسفانه امروزه پسرها ناز پرورده بار می آیند و این تقصیر مادر هاست بیشتر
پاسخ:
سلام به روی ماهت.... 
قربان دل مهربونت.... باشد که دعای عزیزی مثل شما برای حقیری مثل من گره گشایی کنه...
سلااااااام بر ابراهیم....

۲۴ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۳۹ پلڪــــ شیشـہ اے
خیلی ممنونم بانو جان
سلام چقدر خوشحال شدم براش . چه واادین خوش فکر و آینده نگری احسنت . قدیم زیاد از این کارها میکردن اما تو این دوره زمونه میگن واینه دلم نمیاد بچم سختی بکشه ، یه لپ تاب میدن دستش خیلی هنر کنه میره کلاس ورزش. ان شاالله من هم درآینده پسرمو میفرستم حرفه یاد بگیره برای تجربه ش خوبه حتی اگه به اون واسطه سر کار نره تو زندگی به کارش میاد . مرسی خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.
پاسخ:
سلام عزیزم. ان شاالله خدا به شما فرزندان سالم و صالح بده
راز شهید ابراهیم هادی چیه؟ راز توسل به ایشون؟ چرا انقدر خاصن؟ 
پاسخ:
پاسخ دادن به این سوال کار سختیه. منم ,آدم کار سخت نیستم. یعنی اصلا در حد و اندازه ای نیستم که بخوام پاسخ بدم. 
می گن یه بار به آقا ابراهیم گفتن چرا جبهه رو ول نمی کنی بیای دیدار امام؟گفت... ما رهبری رو برای تماشا نمی خوایم, برای اطاعت می خوایم ... شاید رازش تو ولایت پذیری باشه.
شاید در تهذیب نفسش باشه... شاید رازش تو چشماش باشه... قشنگه مگه نه؟راز چشمهای ابراهیم....
ابراهیم زنده است... نفس می کشد... کنار ما زندگی می کند... همراه ما رنج می کشد... حضور پررنگ ابراهیم در حوادث کوی دانشگاه سال ۷۸و تلاش های دلسوزانه اش در آگاهی بخشی به یاران در راه مانده اش , در فتنه سال ۸۸گواه صدیق این ادعای من است .


سلام طهورا خانم خوبید ؟
من سوالی در مورد ماشین لباسششویی داشتم ...خیلی حیاتیه من خودم حساسم و کمی تا قسمتی وسواس ...بعد الان تازگی فهمیدم لباس نجس رو پاک نمیکنه ..خانواده هنوز ازش استفاده میکنن ولی من نه و قبلا چون توش لباس نجس انداخته بودم الان لباسای اونام نجس میشه؟
الان کل لباساشون ک من باشون برخورد دارم رو چیکار کنم؟
این ماسخگو ها ۰۹۶۴۰ هم میگت خودت باید نگا کنی چن بار ابکشی داره و اینا خب من سردر نمیارم ...اب کر اب قلیل و فلان  ...خودشون یه کلام نمیگن پاک یا نجس میگن خودت باید بفهمی ...
مارکش الجی هس و رو تلایم نیم ساعته میزاریمش!
البتع میدونم شما جواب سوالای این چنینی نمیدین میشه شماره دفتر اقا که پاسخگو خانم داشته باشه بدید ؟یه حکم به من بده راحتم کنه از این همه عذاب وجدان
پاسخ:
عزیزم سلام. همان طور که فرمودید بنده مدتهاست که پاسخ سوالات شرعی رو نمیدم. اما تا جاییکه می دونم اگه ماشین لباسشویی دوبار آبکشی داشته باشه و با پودر و اینا شستشو بده لباسا پاک هست. اما یه نکته مهم این وسط هست شما قبلش باید عین نجاست رو پاک کنی اگه خون هست عینش باید برطرف بشه اگه مدفوع هست همچنین .. 
شماره دفتر آقا رو من ندارم زنگ بزنید۱۱۸بهتون میدن. تماس که گرفتید بگید وصل کنن قسمت خانمها
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ****
**** ****** ** ***** *******
** **** ****** ***** ** **** *** * *** *** ***** *** ***** **** **** *** * **** ***** ****** * **** *** * ****** *** ******** * ****** *** ****** * ***** ******* *** ** ** ******* ********* ** ****** **** ** ******* ** ******* ** *********** **** **** **** * ***
**** ******
پاسخ:
علیک سلام عزیزم . خیلی هم عالی...
عزیزدلم شما هیچی ات نیست فقط هنوز فرهنگ مردم ما بالا نرفته . هنوز سطح آگاهی و شعورشون بالا نیست که زنگ بزنن و اطلاع بدن و تشکر کنن و آرزوی خوشبختی کنن و خداحافظی .. همین .. مشکل ابدا از شما نیست 
سلام ببخشید کامنت من براتون ارسال نشده؟
پاسخ:
سلام عزیزم. چرا جواب دادم خدمتتون . دقت کنید
۲۰ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۴۲ رفاقت به سبک شهید
سلام طهورا جانم
سیده عزیز خوب هستید ؟ دوتا گل دختر و فرشته های نازتون خوبن ؟
هم خواستم عید رو تبریک بگم خدمتتون
هم بابت پست های زیباو تاثیر گذار که هرکدوم کلاس درسی برای حقیر تشکر کنم
و هم خواهش کنم تو دعاهاتون منو از یاد نبرید
دعا کنید تو راه خدمت به پدر و مادر سربلند باشم
پاسخ:
علیک سلام عزیز دل .
سلامت باشید . شکر خدا...
عید شما هم مبارک 
انجام وظیفه است در خدمتم . تقدیم به آستان حضرت رضا...
اختیار دارید از زمین که به آسمان نمی بارد خواهرم . به روی چشم ... محتاجیم به دعا
دعا می کنم تحت توجهات پدر و مادر سادات عاقبت به خیر شوید ...ان شاالله
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ****
*** **** * *** **** *** ***** **** ******** ****** ***** ****
** ***** ******* ******* ********* **** ****** **** * **** ******* ** ***** ***** * *** **** ** **** **** *** ***** ***** *** ******** *****
**** **** * **** **** **** **** ******** ******
**** * **** **** * **** *** *** ** *** *** *** **** ******** ******** * ***** * ******* * ******* ***** *** **** * ******** ***** ****** ****** * **** * *** **** * *** * **********
***** **** * **** ** *****
**** **** **** ****** **** *** ****** ********** *** ******** **** ******* * ****** ***** ***** **** *************** **** ***** *** ****** **** **** **** ****** *** *** *****
**** **** ***** ****
پاسخ:
سلام عزیزم . این مساله بیشتر به فرهنگ غلط خانواده ی پسر برمی گرده که توانایی تشخیص رفتار درست رو در این مواقع ندارن . اونقدر آداب معاشرتشون ضعیفه که نمی دونن اگر به هر دلیل بحث خواستگاری رو نمی خوان ادامه بدن ادب حکم می کنه تماس بگیرن تشکر کنن و آرزوی خوشبختی کنن . این ربطی به شما نداره . خودت رو ناراحت و درگیر نکن . اینم بدون که این فقط شما نیستی که این شرایط رو داری تعداد زیادی از دخترخانومای گلی مثل شما دقیقا همین مشکلاتی که شما فرمودید رو عنوان می کنن و دقیقا به اندازه شما ناراحتن.
البته واقعیتش اینه که اینا از نظر شما مشکله و گرنه اصلا مشکل نیست یه امر طبیعیه که تقریبا برای خیلی از دخترخانمها پیش میاد .
این طور نیست که شما مورد پسند قرار نمی گیری واقعیت اینه که در اغلب موارد پسر و خانواده پسر در مواجه شدن با شما تشخیص می ده که شما خیلی هم از اونا سرتر هستی . اکثر موارد ترس از این موضوع باعث میشه خانواده پسر ادامه ندن . 
به بستن بخت و این چیزا فکر نکن به این فکر کن که واقعا هنوز اونقدرها که فکر می کنی دیر نشده و هنوز زمان زیادی داری . یادت باشه ازدواج یه قانون کلی نداره یعنی الزاما تمام کسانی که ازدواج کردن عاقبت بخیر و خوشبخت نشدند و تمام کسانی که ازدواج نکردند بدبخت و بی انگیزه و افسرده نشدن.
من هم در دوستان و هم در اطرافیان خانمهای زیادی رو می شناسم که بعد از ازدواج مسیر زندگی شون به غلط افتاد و از صراط مستقیم بیرون آمد و دخترانی رو می شناسم که ازدواج نکردند اما بسیار خوشبخت و عاقبت بخیرشدند.
هر چند معتقدم شما داری به خودت سخت می گیری و وقتی موقعش برسه ان شاالله به برکت دعای حضرت حجت یه ازدواج خوب و موفق خواهی داشت . خودت هم دعا کن
سلام طهوراخانم عزیز
یک سوال
دخترم سه سال است و از تمام برنامه های تلویزیون فقط به عمو پورنگ علاقه زیادی دارد و تقریبا هر روز نگاه می کند(ضبط شده)
مثلا صبح ها که من مشغول کارهای خانه هستم او یک ساعت تا یک ساعت و نیم نگاه می کند
برنامه شاد و موزیکال هست و من برای محرم نمی دانم چه کنم؟
اگر مانع دیدنش بشوم به شدت بهانه می گیرد و بدخلقی می کند و از طرف دیگر دوست دارم حال و هوای حزن و اندوه در خانه ی مان باشد
پاسخ:
سلام خواهر گلم . اگر فقط همین میزان از روز رو تلوزیون تماشا می کنه اشکال نداره . هدف اینه که ان شاالله بیشتر از 2 ساعت در روز از تلوزیون و بازی کامپیوتری استفاده نکنه این یه قانون کلی هست و تا زیر هفت سال به قوت خودش باقیه . در مورد برنامه های شاد در دهه اول محرم خود تلوزیون مراعات می کنه اما بعد از دهه برنامه ها روال معمولی می گیره کاری که ما توی خونه خودمون می کنیم اینه که در ایام محرم و تا پایان صفر داخل خونه رو چند تا پرچم اباعبدالله یا ... می زنیم تا بچه ها متوجه تغییر فضا بشن . شما هم می تونید این کار رو بکنید . فقط کل خونه رو سیاه پوش نکنید چون روی بچه تاثیر نامطلوب می ذاره در حد یکی دوتا پرچم کفایت می کنه 
۱۹ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۰۲ زهرا شیرازی

سلام و عیدتون مبارک

دلتون شاد ، لبتون خندون

مطلب جالبی بود

پاسخ:
علیک سلام عزیز دل
عید هم مبارک
سلامت باشید
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** *** ***** ****** ****** 

** *** ** * *** ** ******** *** **** *** ***** ** ***** **** ******** ** **** **** **** * ***** ***** ****** 

***** ***** ** ***** ** **** * ********* **** *

** ************ ***** * ***** *** *** ******* * 
**** ***** ***** ***** **** 
*** ***** ****** ***** ** **** ***** **** ***** 
**** ***** ************ 
******* **** **** ****** ***** **** ****** 
***** ******* * *** ******* 
*** ******* ** ** **** **** ********* ***** *** ***** ***** ****** ***** **** ***** ****** 
*** ** ******** **** *** ****** 
**** ******* *********** *** ******** ** *** ***** ** *** **** **** 
**** *** ****** ********** **** ***** **** 
**** ** ****** 
** **** ********** *** *** ********* ***** 
**** ******** *** ***** **** *

****** ******* ***** ** **** ** ********** ******** ****** ******* **** ***
پاسخ:
عزیز مهربانم سلام.ان شاالله که نه من و نه هیچ هیچ همسر طلبه ای بی تفاوت رد نمیشه.
تمام اینها که شما فرمودید دقیقا قصه آغاز زندگی من هست. اگر پست های اولیه این وبلاگ رو مطالعه بفرمایید به صحت حرف بنده پی می برید .
شما باید در قدم اول بدونید که صرف اینکه طرف طلبه هست نباید برای شما محل اطمینان باشه تحقیقات لازم رو هم در محل تحصیلش هم در محل سکونتش و هم از دوستانش داشته باشید بی گدار به آب نزنید به قول معروف .
در مرحله بعد باید بدونید که آیا حقیقا تحمل شرایط سخت مالی و اجتماعی زندگی با یک طلبه رو دارید یا نه . به هر حال شرایط زندگی با طلبه دشواره . نگاه مردم به یک طلبه در بعضی موارد نگاه قشنگی نیست و ممکنه شما رو آزار بده . من جدا پیشنهاد می کنم بهتون که پستهای اولیه این وبلاگ رومطالعه کنید خیلی چیزا دستتون میاد .
در بعد مالی اینو باید بدونید که درآمد یه طلبه فقط منحصر به شهریه اش نمی شه . طلبه ها منبر دارن . درسته که برای منبرهاشون به حرمت اهل بیت مبلغی تعیین نمی کنن اما به هر حال هزینه ای که بابتش دریافت می کنن هر چقدر هم کم باز هم برکتش زیاده . طلبه ها نماز جماعت دارن یا توی مساجد یا توی شرکتها و ادارات و مدارس که هزینه ایاب و ذهابش می تونه با تمام کم بودن مادی اش ، گره گشا باشه. طلبه ها تبلیغ دارن درسته خود تبلیغ رفتن سختی های خودش رو داره اما هزینه دریافتی اش هر چند با توجه به سختی کار زیاد نیست اما برکت داره . طلبه ها نماز و روزه قبول می کنن و از راه اون هم زندگی می کنن. در نهایت با بالا رفتن سطح تحصیلی شون استاد حوزه و دانشگاه میشن و تدریس می کنن. یا در دفاتر مراجع به عنوان پاسخگوی سوالات شرعی استخدام می شن . یا در ادارات به حسب نوع کارشون مشغول می شن .یا دفتر ازدواج و طلاق می زنن اما تمام اینها بستگی به خود طلبه داره که بخواد در چه حیطه ای فعالیت کنه اینا همه چیزایی هست که شما باید بدونید و یا در موردش با ایشون صحبت کنید . به هر حال بحث مسکن مهمه . ایشون باید روی این مساله فکر کنن و شما هم باید بپرسید.
در ضمن استخاره کردن پدر شما هیچ اعتباری نداره . که اگه اعتبار هم داشت استخاره که بد نیومده میانه اومده.
پدر شما اول باید تحقیق می کرد بعد اگه با وجود تحقیق باز تردید داشت اونوقت استخاره می کرد.
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** **** ****** ****** ** **** **** ** ****** ****** **** ** ** *** ******* ** *** **** ****** ***** * ***** **** ** *** ****** ***** **** ****** ***** ***** ****** ** **** ***** *** ******** ** ***** *** * ***** **** ***** **** **** ****** **** ******* *** ****** *** *** * ****** **** **** **** **** *** *** ** ** **** ***** ****** ** **** *** ** *** ** *** **** *** ** **** **** ** **** ****** **** *** ***** ***** **** **** ***** ** **** *** **** * *** ** ** ***** *** ***** ***** *** *** ** *** ***** **** **** *** ***** **** *** * *** ****** ****** ***** *** * ** *** *** ***** ***** * **** ******* ** ***** **** **** *** ** ***** ** ****** *** **** **** *** **** *** **** ** *** **** *** ***** ***** ** **** ** *** ** ** **** ******* **** * *** **** ** ***** *** ******** *** **** *** **** ** *** ** ******* *** ** ***** ****** ** **** *** ** ****** ** ***** **** ** ******* ***** *** **** ** ***** *** *** ***** *** **** ** ******* *** *** **** ***** * ******** **** ** *** ******* *** ***** ** ** ***** **** ** ****** **** *** ** ***** *** ** ***** ** **** * **** ** **** *** ** **** **** * ** ***** ** ** ******* ****** *** *** ****** ***** **** ***** ** *** ** **** **** *** ***** ***** ***** **** **** ** ******* *** *** *** ***** *** ** ***** **** ** ** *** ****** **** ******** ***** *****
لطفا ستاره دار شود. ممنون
پاسخ:
علیک سلام . بیکاری همسر شما اونم تا این مدت اصلا طبیعی نیست . ایشون برای چی اینهمه مدت منتظر پشت میز نشستن شدن؟ کار زیاده کی گفته که ایشون حتما و الزاما باید مطابق مدرک تحصیلی شون کار کنن. پس شما اینهمه مدت هزینه زندگی رو چطور تامین می کردید؟ 
شاید ایشون بهتر باشه به فکر کاری جدای از مدرک تحصیلی اش باشه . هر کاری . هر کاری که روزی حلال داشته باشه. هر کاری که بشه باهاش هزینه همسر و فرزندانش رو تامین کنه. شاید اصلا بهتر باشه برای امرار معاش به شهر دیگه ای فکر کنه . شاید در جای دیگه و در شهر دیگه موفق باشه . من البته مدرک تحصیلی ایشون رو نمی دونم اما مثلا من شخصا شاهد یه مورد از اطرافیانم بودم که تحصیل کرده در رشته کشاورزی بود واونوقت توی تهران دنبال کار می گشت . خب طبیعی که نمی شه . همسر شما باید به فکر باشه . به فکر کاری که حتی خارج از مدرک تحصیلی و کلاس کاری اش باشه . مهم اینه که کار حلال باشه همین .
سلام طهورا جان.
عید قشنگ غدیرتون مبارک.
زیر سایه امیرالمومنین انشالله
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
خیلییی التماس دعا
پاسخ:
سلام به روی مثل قرص ماهتون...
عید شما مبارک...
زبر سایه حضرت مولا باشید...
سلام سیده بانوی عزیزم 
عیدتون مباااااااااااااااااااااارک.. ان شاء الله زیر سایه ی الطاف امیرالمومنین علی علیه السلام عمر با برکت داشته باشید و سلامت باشید 
التماس دعا 
پاسخ:
علیک سلاااام بزرگوار سلامت باشید...عید شما هم فرخنده...
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ******
****** ** **** ** **** * **** ** ****** ** ******
***** *** ** *** ***** ***** ***** **** ********* ****** * **** ** ** *** *** ** * ****** * ****** **** ** ** ** *******
*** ** ** ****** **** ********** ******* *** **** ** * ** ** *** ****** *** ********* ***** * ** ** ******** ** *** *** **** **** ***** *****
* ********
***** ** ***** ** ** ** ****** *** ** *** ***** ******* ** ***** * *** ******* ******* ** ******
**** **** **** ** ** ******* * **** **** ********* **** ***** *** ** ** ******** ** ** ************ *** **** *** *** *** **** ********
**** **** **** ** *** ********** ***** *** ********

پاسخ:
علیک سلام عزیزم.
والدین شما اشتباه می کنن که پیش شما درد و دل می کنند.
درک می کنم آرامش داشتن در این فضا کار راحتی نیست اما در هر صورت باید راهش رو پیدا کنی بهترین راه هم اینه که اوقات فراغتت پر باشه. فرصتهای بیکاری ات رو کم کن.
در مورد ازدواجت هم باید انتخابت درست باشه در ثانی مطمان باش اون موقع والدینت با هم متحدن و مشکلی پیش نمیاد ان شاالله اما حواست باشه هیچ وقت , هرگز قبل و بعد از ازدواج همسرت نباید در جریان این مشکلات قرار بگیره
ممنونم از دلگرمیتون خواهر مهربونم 
راستی من به لطف خدا حوزه قبول شدم... برام دعا کنید 
پاسخ:
مبارکا باشه. امام صادق روی پیشونی هر کسی مهر شاگردی نمیزنه... 
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ****** ***** 
**** ***** ***** 
***** *** *** ** **** *** *** ****** *** ** **** ******* **** ***** **** *** *** ***** ****** *** **** ** **** ** ** ***** ** ***** ***** ** ** *** **** ** ******* **** ****** *** ** **** **** ***** 
******* **** ****** 
****** *** ****** 
پاسخ:
علیک سلام بانو..
عجله نکن دلبندم. مقام ما در عبودیت و بندگی به موسی نبی نمی رسد , میرسد؟وقتی حضرت موسی دعا کرد ندا آمد حاجت شما برآورده میشود اما برآورده شدنش سالهای سال طول کشید. کمی صبور باشید. تقوا پیشه کنید. به زودی ان شالله ...
سلام بزرگوار
چندسال هست که خواننده خاموش هستم.
اما راستش باید بایکی درمورد زندگیم صحبت کنم.زندگی ای که الان وارد ۲۷سالگی شده اما هنوز توی ۴سالگی مونده!
 خدا کمک کنه و توان بده که بتونم بگم.
پاسخ:
سلام بزرگوار در خدمتم. به اذن الله
واقعا درسته. همسر من تمام دوران بچگی از فردای امتحانات در مغازه ی پدرش کار میکرده. جدا ازین که کار پدرشون رو یادگرفتن. جاروکشی و نظافت رو هم که در مغازه انجام میدادن خیلی خوب و تمیز بلده. دیگه خانمها خودشون میدونن که چه نعمتیه. :))))) 
پاسخ:
عزیززززمی
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ********
***** **** *** ***** * ***** ***** **** ******
**** ** ******* ************ **** ** *** ************* **** ****** ***** ****** ** *** *********** ******* ****** *** ** ****** *****
** **** ***** ******* *** ** **** **** ******** ***** ** **** *****
*********** ***** ** ** *** *****
***** *** ****** * *** ****** * *** **** ***** *****
**** ** ** **** ***** ** **** *****
***** *** ****** ** **** ***** ***** ***
***** ****
**** ***
* *** *** ** *** *** ***
***** ** **** ****** *** **** ********* ***
*** ***** ***** *** **** ** *** *****
**** **** ***** ********
**** **** ** ** ** *** **
*******

**** ****** ***
****
** ***** ***** **** ** ***** **** *** *** **** ******** ****** ** * *********** **** *** ** ** ****** ** *** *********** ****** *** ***** **** ********
**** ** *** ******* ** *** ****** ****** * ****** *****
** ***** ******* ****
**** **** *** ***** ***** ****** **** *****


**** ***** **** **

پاسخ:
سلام عزیزم. کاری که شما باید بکنی اینه... احترام پدرت رو نگه دار و ابدا به مسایل مربوط به والدینت وارد نشو . زندگی ات را بکن..
سلام. وای من دیروز خیلی مشکل حادی واسم ایجاد شده بود. یه جورایی پای مرگ و زندگیه یه شخصی در میون بود . پای جون یه مادر باردار. به من گزارش اومد که تو یه موردی تشخیص درست ندادم ولی من خیلی مطمین بودم که دقت کردم و درست بوده. از دیروز تا صبح اصلا حالم خوب نبود و مدام کابوس میدیدم. اومدم وبلاگتون که یه کم آرامش پیدا کنم . تا اینکه این پست و نظراتش رو دیدم و حتی رفتم زندگیه شهید رو هم خوندم و به ایشون متوسل شدم ( هرچند به اطرافیانم نگفتم چون ما خانواده مذهبی نیستیم و میدونم فوری باهام برخورد تمسخرآمیز میشد.) خلاصه امروز صبح اون مریض دوباره اومد و دوباره نمونه برداری و همون تشخیصی که من دادم و حتی جواب قبلی که از طرف مرکز داده شده بود به ایشون و اتفاقا اون بود که اشتباه بود ؛ هم اصلاح شد و به اصطلاح ابروی مرکز حفظ شد و از من خیلی هم تشکر کردند. خداوند روح این شهید رو قرین رحمت کنه. هر روز واسشون صلوات میفرستم از این به بعد. 
پاسخ:
خوشحالم... خیلی خوشحالم....
هیچ وقت ابراهیم رو یادت نره. صلوات هات رو فراموش نکن اما یادت باشه آبروت رو مدیون ابراهیم بودی , دینت رو بهش ادا کن.
سلام طهورا خانم امیدوارم زیرسایه حضرت حجت سالم وسلامت باشین
یکی از خانم های محل بهم گفت من یه دختری دارم که سنش زیاده وازدواج نکرده.خواهرکوچک تر از خودش ازدواج کرده ولی این نه وخاستگاری هم نداره.قبلا خیلی مرتب نمازهاشومیخوند،روزه میگرفت،قران میخوند، ولی الان تموم این کارارو گذاشته کنار.میگه خدا به حرف من گوش داد که منم به حرفش گوش بدم.مادرش خیلی نگرانش بود ومیگفت من چیکار کنم که از این نا امیدی در بیاد ومثل قبل بشه؟
پاسخ:
سلام عزیزم شما محبت دارید. حقیقتش اشکال کار وقتی خودش رو نشون میده که والدین و خصوصا مادر نقطه آمال و رسیدن به خوشبختی رو در چهارچوب دو نکته خلاصه می کنن اول دانشگاه دوم ازدواج یه دختر.
بعدا می بینیم بچه دانشگاه هم رفت اما بیکار ماند چرا؟چون جز پشت میز نشینی کاری یادش ندادیم. می بینیم ازدواج کرد اما خوشبخت نشد چرا؟چون فن زندگی کردن را یادش ندادیم یا ازدواج نکرد اما اونقدر بیخ گوشش خواندیم یا با ایما و اشاره حالیش کردیم ترشیده شدی. همه رفتن تو موندی تو سرمن و... بچه طفلک دچار حس یاس و سرخوردگی میشه.
ما به بچه ها یاد ندادیم چطور میشه در هر شرایطی احساس خوشبختی کرد یادش ندادیم راضی باشه به خواست خدا. یاد نگرفتیم گاهی اگه نمی تونیم زخمی رو درمان کنیم لااقل نمک نپاشیم. 

۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۵۴ ریحانه مامان دوقلوها
سلام عید گذشته و عید پیش رو هم مبارک
این مهارت آموزی تو دوران نوجوانی غیر از اینکه در بزرگسالی به درد میخوره عادت بیکاری و تنبلی رو هم از بین میبره . کسی را میشناسم که در نوجوانی ب کابینت سازی رفت و خیلی هم از نظر خودش خسته شد و اذیت شد ولی باعث شد هنوز دانشگاهش تموم نشده بود که هم عقد کرد و هم کاری پیدا کرد 
همه جور کاری کرد. شاگرد مغازه ، یجور کارگری، الانم خدا رو شکر هم خونه خریده هم ماشین بچه اش هم چند وقت دیگه ب فضل خداوند ب دنیا میاد صبح ها اداره و بعد از ظهر ها هم اگر کاری ک ب مهارتش بخوره انجام میده .
وقتی با کسان دیگه صحبت میشه میگن فلانی پدر زنش کارش رو جور کرد ولی من میگم همت از خودش بود.شاید سفارش شد ولی چون خودش رو نشون داد که با عرضه هست تونست بمونه و اتفاقا رتبه اش بالا تر رفت 
امیدوارم منم بتونم پسرم رو باعرضه باربیارم

پاسخ:
سلام عزیز. اعیاد بر شما هم مبارک....
ان شاالله آقازاده تون , عاقبت بخیر بشه...
یعنی طهورا خانم عنوان پست رو که دیدم یاد خودم افتادم که با توسل به شهید ابراهیم هادی چقدر کارا سریع تر پیش میره چقدر کارا رو غلطک افتاده 
و خداوند واقعا واسطه خوبی رو به فکرم انداخت تا بهشون متوسل بشم حتی در جزئی ترین هاشون 
و نتیجش رو از همون شب دیدم تا به الان 
حتی آرامشی رو که خداوند بهم داده 
مدیونشونم 
و ان شاءالله تا جایی که ان شاءالله بتونم میخوام جبران کنم
پاسخ:
خیلی خیلی خوشحالم. تبریک می گم. در پناه الطاف کریمانه حضرت رضا عاقبت بخیر شوید . خداوند نسلی سالم و صالح به شما عطا کند و همواره مشمول عنایات حضرتش باشید...از قول من به مادرت خیلی تبریک بگو. لپ داداش کوچولوت رو هم از طرف من یه ماچ گنده بکن
سلام!جانا سخن از زبان ما می گویی!
من خودم با همچین همسر نازپرورده ی پشت میز نشین زندگی می کنم و دقیقا از چند ماه بعد ازدواج مان بیکار شد و با وجود اینکه مهارت ساعت سازی هم دارند اما ترجیح دادند چندماه خانه نشین باشند اما کاری دنبال مهارتی که دارد نرود.حالا هم با هر انتخابات ریاست جمهوری اوضاع کاری اش دگرگون می شود و من تحمل یک مرد عصبی بیکار که تا ظهر می خوابد را واقعا ندارم.
پاسخ:
سلام. آخی ..عزیزدلم. حالا بیکاری ایشون چه ربطی به انتخابات ریاست جمهوری داره؟
درک می کنم کار سختیه و تحملش حقیقتا دشواره. احتمالا ایشون به راحتی پشت میز نشستن عادت کرده 
۱۰ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۴۹ مـــحـــدثـــه ...
عیدتون مبارک عزیزم.بسیار التماس دعا.
پاسخ:
عیدتون مبارک باشه سلامت باشید همیشه براتون عید باشه ان شاالله
چه داستان قشنگی بود   بسیار آموزنده  بدای خانواده ها  من خودم  پسر نوجوان دارم و خیلی دلم میخواد تک بعدی رشد نکنه  به جز درس و مدرسه  مهارتهای لازم برا زندگی  رو یار بگیره 
دوست عزیزم 
اگه براتون ممکنه  در باره نوجوانی  و ویژگیها ی این دوران و راههای عملی  برای دوست شدن پدر و مادر با نو جوان و بالعکس  به ویژه پسران  مطلب بزارید 
با تشکر فراوان 

پاسخ:
قشنگ برداشت کردید بزرگوار نظر لطف شماست .
این نکته بسیار مهمی هست . اینکه پسرها تک بعدی رشد نکنند . متاسفانه به دلیل شیوع تک فرزندی یا دو فرزندی در خانواده ها این اشکال و شکاف بزرگ پیش اومده. ما با نسلی مواجه هستیم که مرد آن توانایی اداره زندگی را در بحرانها کمتر دارد . با کوچکترین مشکل مالی می شکند. با بررسی های بعمل امده کاملا مشخص است که تک بعدی بار آوردن پسرها بعنوان ستون و مدیر آینده زندگی ، خانواده های نوپای اینده را با مشکل جدی روبرو می کند . این البته فقط در میان پسرها نیست و دامن دخترها را هم می گیرد.
پسرها در مقطع فعلی فقط درس و مشق و مدرسه و کنکور را می شناسند و لاغیر . تمام تابستانشان صرف فضای مجازی یا دوباره درس خواندن یا در مواقع برجسته تر وقف کلاس شنا و ... می شود این یعنی نسل آینده بجز دانشگاه هیچ تکیه گاهی به لحاظ شغل آینده خود ندارد . این مهم دقیقا برخلاف منویات مقام رهبری است . ایشان بارها به این نکته اشاره و تاکید داشتند که به پسرهایتان مهارت زندگی بیاموزید.
در مورد بحث نوجوانی باید عرض کنم  .. اگر بگویم نوجوانی مهمترین مقطع زندگی در هر کس است بی راه نگفته ام . هر چقدر که 7 سال اول زندگی پی ریزی آینده یک فرد را رقم می زند دوران نوجوانی ستون های محکم آینده است . کمترین لغزش و اشتباه ممکن است عوارض جبران ناپذیری داشته باشد .
نوجوان در اولین قدم وارد مرحله بلوغ می شود که بسیار حساس و حیاتی است . از آن به بعد است که احتمالا دچار بحران هویت می شود وارد مرحله تخیل می گردد . دچار از خود بیگانگی می شود . ممکن است به دلیل مشکلاتی به دروغگویی کمرویی دزدی مشکلات جنسی پرخاشگری افسردگی ترس و اضطراب و مشکلات تحصیلی گرفتار شود. بعضی از نوجوانها به شدت به تحصیل روی می آورند خودشان را غرق درس و مدرسه می کنند و خانواده ها خوشحال و راضی از این موضوع ، گمان می کنند مشکلی نیست در حالیکه این مساله اتفاقا می تواند نشان دهنده آغاز یک مشکل جدی در نوجوان باشد که نیاز به بررسی دارد . چیزی که والدین معمولا از آن غافلند . 
در مسایل مذهبی دچار چالش شود و ....
تمام اینها نیاز به بررسی قدم به قدم دارد که ان شاالله به زودی به آن پرداخته خواهد . 
باسلام
مثل همیشه پخته و آموزنده
خیلی ممنونم از این همه مطلب خوب. 
پاسخ:
علیک سلام 
سلامت باشید انجام وظیفه است
سلام و هزاااار مرحبا به این دیدگاه و هزار هزار تشکر به خاطر این پست. ان شاءالله که خوانندگانش رو به فکربندازه.
باز هم ممنون و بی اندازه هم التماس دعا دارم برای حل مشکل بیکاری همسرم. از خدا برایمان روزی حلال و اگر به صلاحمونه وسیع بخواهید لطفا🌸
پاسخ:
علیک سلام بزرگوارید خواهر جان انجام وظیفه است .
برای داشتن شغل خوب به همسرتون بگید به خوندن سوره مزمل و ذاریات مداومت جدی داشته باشند و هر روز انرا بخوانند
۰۹ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۵۶ پلڪــــ شیشـہ اے
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** *******
**** *******
**** *******
سلام استاد.وقت بخیر
دختر خانمی  18-19 ساله هست که از دوستان ماست و با خواهرم رابطه ی بسیار خوب و صمیمانه ای دارد. از همه امورات و علاقه مندی ها و شیطنت هایش برای خواهرم تعریف میکند. البته بنده هم کمو بیش در جریان برخی از کارهایش هستم.پدر و مادر مذهبی و اهل نماز شب و منبر و روضه ای هم دارد.که اغلب منبر و روضه و این جور مجالس را خانوادگی باهم شرکت میکنند.در کودکی هم حافظی بخشی از قران بود و تا الان هم حجابش چادر هست.
مسله ای که پیش امده این است که این دختر، دوستان افتضاحی دارد که اهل همه جور خراب کاری و شیطنتی هستند. از زمان دبیرستان با این ها همکلاس بوده و تا الان که دانشجو شده، رابطه اش را با ان ها حفظ کرده. از همان دبیرستان این ها دنبال شماره دادن و شماره گرفتن و دعوا و مرافه با پسرهای توی کوچه و خیابان بودند. این دوست ما هم با ان ها همراه شده از همان موقع.(یعنی حدودا سه چهار سالی هست)
بیرون از حریم خانواده و بدور از چشم پدر و مادر چادرش را کنار میگذارد و لباس های نامناسبی میپوشد، بعد هم همراه دوستانش از صبح تا شب به بهانه دانشگاه دنبال ولگردی توی خیابان و سینما و قایق سواری و موتور سواری با پسرهای دور و بر سی و سه پل و ...! 
مدتی هم با پسری از طریق پیامک در ارتباط بوده، که از شواهد پیداست همچنان هم این مسئله ادامه دارد. این دو ترم دانشگاهش را هم بابت این مسائل به بطالت گذرانده و مشروط شده.
بنده هم با او  پیامکی ارتباط گرفتم و گفتم که خیلی از مسائل را اطلاع دارم، خواستم حقیقت را بگوید تا کمکش کنم، اما فقط انکار کرد. برای برداشتن چادرش هم این توجیه را آورد که " چون من و دوستام هر غلطی توی خیابون می کنیم، نمیخوایم به اسم چادریا تموم بشه، برای همین تصمیم ندارم تا دو سال دیگه با دوستام که بیرونم چادر سر کنم."

حالا من از چند ماه پیش که خودم توی خیابان دیدمش و در جریان تذکر پلیس امنیت اخلاقی به او و دوستش قرار گرفتم، احساس وظیفه میکنم و به شدت نگران هستم. نمی دانم الان چه وظیفه ای دارم?! باید بروم سراغ مادرش و این ها را به او بگویم? یا نه? خواهرم هم تلاش کرده با صحبت به او هشدار بدهد و کمکش کند، اما خریدار حرف نیست.
البته در رابطه با تذکر اخیری که پلیس بهش داده بود، پدر و مادرش در جریان کشف حجابش قرار گرفتند، اما انکار کرده بود و گفته بود که حین مرتب کردن روسری، یک لحظه روسری اش کنار رفته.


لطفا راهنماییم کنید.خیلی مضطریم.
ازتون ممنونم بانو.
اگر لطف کنید متن پیامم رو ستاره ای کنید :)
پاسخ:
سلام . یه سوال بپرسم؟ خانم سلطانی کیه؟!!
امر به معروفشون کنید . خیلی جدی . خیلی مستمر. اما نهایتا اگر نتیجه نداد با پدرشون و اگر براتون سخته بامادرشون صحبت کنید 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">