فرازونشیب زندگی طلبگی ما(همنفس طلبه)

هم قدم تا خدا آباد

همنفس طلبه

طبقه بندی موضوعی

مرد های زبان بسته...

چهارشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۶:۰۵ ب.ظ

زن تبدیل شده بود به یک عنصر فعال در عرصه ی فضای مجازی . 

خیالش راحت بود . بدون آنکه کسی او را بشناسد یا حتی چهره ی واقعی و استعدادها و توانایی ها یا هر آنچه به شخصیت او یا زندگی خصوصی اش برمی گشت را بداند ، در این فضا فعالیت می کرد. عکس های غیرواقعی از خودش را می گذاشت و خودش را یک هنرمند جا می زد .

شوهرش از این فعالیت ها بی خبر بود و این تنها نگرانی زن بود . نمی دانست اگر شوهرش می فهمید چه عکس العملی نشان می داد اما لااقلش این بود که بی نهایت عصبانی می شد .

کم کم تحسین خیلی ها را برانگیخت . زن از هجوم اینهمه تحسین لذت می برد . 

اوایل در پاسخگویی به کامنت ها ، خصوصا کامنت هایی که نویسنده ی آنها آقایان بودند دقت داشت . اما به مرور زمان این دقت رنگ باخت .

حالا می نوشت و می نوشت بدون آنکه نگران باشد . بدون آنکه عذاب وجدان داشته باشد . آنچه برای او مهم بود گپ زدن هایش در فضایی بود که کسی از هویتش خبر نداشت . در این فضا همه شیفته اش بودند . تحسینش می کردند . او همین را می خواست . همین تحسین را . همین ابراز عشق و علاقه را . همین تلاش ها برای دوستی با او را ...

کم نبودند مردهایی که دوست داشتند در فضای حقیقی او را ببینند . اما زن حواسش جمع بود . برای او همین تحسین ها و ابراز علاقه ها کافی بود .

تا آن شب که همه چیز به سادگی لو رفت . همسرش فهمید . 

دانست که زن نویسنده ی وبلاگی که گه گاه خودش هم به آن سر می زد و از سبک بازی هایش جلوی مردها کلافه می شد ، همسر خودش است . 

زن از اینکه می دید اینقدر ساده دستش رو شده وحشت کرده بود .

مرد از اینکه می دید آن زن ، همسرش بوده بی اندازه کلافه بود .خواست دعوا راه بیندازد . دستان مردانه اش را به صورت زن بکوبد . موهای زن را لای انگشتانش تاب بدهد . فریادهای عصبانی اش را نثار زن کند اما ... یک لحظه زمان رامتوقف کرد ....

از خودش پرسید : چه شد که همسرم به اینجا کشیده شد . من همیشه او را زنی مهربان و صبور می دیدم . او زن لاقیدی نبود . ما عاشق هم بودیم . نکات مثبت همسرش را برای خودش تکرار کرد . تکرار کرد . تکرار کرد . آنقدر تکرار کرد که شک کرد ...

نکند مقصر اصلی خودم باشم . خودِ من ...!

یادش آمد : روزهایی که زن مثل پروانه دورش می چرخید . تلاش می کرد که دیده شود . با غذای خوشمزه اش ، با چهره و لباس مناسبش ، با هنرمندی هایش ، با زبان ریختن هایش .

یادش آمد زن دو سال است که تلاش می کند تا تحسین شود . تلاش می کند که تحسین های همسرش را بشنود . یادش آمد او هیچ وقت همسرش را برای اینهمه تلاش تحسین نکرده است . قدردان نبوده است . یادش آمد وقت هایی را که حتی فرصت و حوصله ی شنیدن صحبت ها و درددل های همسرش را هم نداشته . یادش آمد که اگر همسرش مرتکب اشتباه شده او هم در ایجاد این اشتباه سهیم بوده .

مرد خودش را قضاوت کرد .

در این قضاوت می دید که اگر شب ها دیر به خانه آمده ، برای امرار معاش خانواده اش تلاش می کرده . اگر خسته بوده و حوصله شنیدن و دیدن نداشته .......

خواست پشت سرهم به خودش حق بدهد . برای خودش دلیل بیاورد . خودش دادگاه تشکیل بدهد. قاضی باشد. هیات منصفه باشد و در نهایت خودش حکم را صادر کند . می خواست تنها به قاضی برود و راضی هم برگردد . 

راستش کار سختی هم نبود . همه به او حق می دادند . جامعه ، دادگاه خانواده و حتی خود زن . اما خودش چه ؟ هرکاری می کرد می دید خودش به خودش حق نمی دهد . 

مرد مرور کرد . همسرش اشتباه کرده است . گناه کرده است . می توانست همه چیز را نابود کند . می توانست تنها به قاضی برود و راضی برگردد . 

مرد مرور کرد : من اشتباه کردم . من می توانستم چیزی را به همسرم بدهم که او می خواست . چیزی که او برای شنیدنش اشتیاق داشت و تلاش می کرد . چیزی که دیگران به او دادند و من او را از شنیدنش محروم کردم . 

مرد یادش آمد که استادشان می گفت : مردهای زبان بسته که از کلمات زیبا برای همسرشان استفاده نمی کنند باید منتظر فساد زنهایشان باشند .

مرد یادش آمد : برای ویران کردن همیشه فرصت هست اما برای ساختن و از نو شروع کردن ...

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۳۱
سیده طهورا آل طاها

مرد زبان بسته

نظرات  (۴۱)

ممنون از راهنمایی تون عزیزجان. قصدم از اون توضیحات بلندبالا دو تا مساله بود. یکی اینکه با اون شرایطی که گفتم یعنی فعلا من باید با این مشکل تنهایی کنار بیام یا راهی برای در جمع بودنم هست؟ دوما که آیا شوهر من با این اوصاف قابل اعتماده؟ اینکه یهو گاهی، میزنه زیر همه چیز و کلا همه زحماتم رو ندیده میگیره و گاهی من رو در حد یک فرشته میدونه سردرگمم کرده. 
یک سوال دیگه هم برام پیش اومده. ایشون توو صحبتاشون گفتن دارن از لحاظ اعتقادی، قلبی و عقلی، خالی میشن. من خیلی دوست دارم جلسات مذهبی هفتگی بریم. حتی در حد ماهی یکبار. ولی استادی که بیشتر از نگاه عقلی و استدلالی صحبت کنن نمیشناسم. شما توصیه تون چیه؟ 
پاسخ:
خواهش میکنم عزیزم. چرا باید با تنهایی کنار بیایید؟تنهایی اصلا خوب نیست سعی کنیدهر طور شده دوستان خوبی داشته باشید که بتونید باهاشون در ارتباط باشید ولو اینکه در نوبت های نماز جماعت مسجد محله تون شرکت کنید و کم کم دوست پیدا کنید. یا اینکه کلاس برید. خصوصا کلاس مساجد که هزینه هم نداره یاوکمه.
بله البته که همسرتون قابل اعتماده . خیلی از مردها اینطورن. به دلایلی مثل فشارهای اقتصادی یا کاری یا خستگی یا روزمرگی ممکنه گاهی اینطوری بشن اما ته قلبشون به این مطلب اعتقادی ندارن برای همین هست که در صدد جبران برمیان.
حتما.. حتما.. حتما به این جلسات برید. خیلی خوبه. نه فقط برای شما که برای هممون خوبه 
. اگر نمی تونید استادی اطراف منزل پیدا کنید لااقل از طریق گوشی یا ضبط ماشین و سی دی سخنرانی اساتید رو گوش کنید . سخنرانی های آقای عالی بسیار معرکه هست . بعد از آن آقای ماندگاری سطح خوبی داره . آقای پناهیان هم خوبه و...
سلام بانو. ممنون از نظرتون. خیلی منطقی و سازگار با بقیه مسائل به نظر میومد. البته من همون روز نظر رو خوندم و تمرکزم رو گذاشتم روی اینکه محیط خونه براشون دلچسب باشه تا احساس کنن این همه زحمتشون حداقل یه نتیجه مطلوبی داشته. اما خب سوالاتی هم دارم. پیشاپیش متاسفم از اینکه اونقدر قلبم بزرگ و ایمانم قوی نیست که بی چشمداشت به اونچه که صلاحه عمل کنم. اولا اینکه من هم مشکلات شخصی دارم. مثلا اینکه در تهران غریب هستم و از خانواده به دور و بخاطر فاصله ها دیر به دیر سر میزنم بهشون. از طرف اونها هم متاسفانه شارژ روحی نمیشم چون دنیای متفاوتی داریم. تهران دوستای زیادی دارم ولی بخاطر بچه و بارداری و مشکل رفت و آمد زیاد امکان دور هم بودن برام فراهم نیست. یه جورایی یه منبع شارژ شدن و انرژی گرفتن و تخلیه روانی شدن کم دارم توو زندگیم. دوما اینکه سر بارداری قبلی هم به شدت زندگی مون دچار بحران شد. مالی، شغلی، مسکن و ... به اقرار خود همسرم من به شدت باهاشون در اون سختی همراهی کردم. ماهها بخاطر مشکلات خونه پدرم یا پدرشون زندگی کردیم اما سختی که تموم شد ایشون نه تنها تشکری نکردن بلکه گفتن اصلا چیزی نبوده و اگرم بوده وظیفه ت بوده. بخاطر مسائل مالی توان خرید لباس نداشتیم و فرض کن با اون عظمت تغییر سایز بارداری من باید چی میپوشیدم؟ اونوقت ایشون گلایه میکردن که لباس پوشیدنت مناسب نیستو حتی گاهی که قناعت میکنم بیرحمانه میگن که لیاقتت همینقدره. البته این حرف رو در عصبانیت میزنن و باورشون نیست ولی دل من میشکنه و نمیشه منکر این قضیه هم شد که زندگی کمخرج دوست ندارن و کمخرجی من براشون ارزش محسوب نمیشه. این قدرنشناسی شون انگیزه من رو برای همراهی کم کرده. سوما کلا با تغییر شغلشون و ورود به محیط جدید و دوستان جدید افکار و عقایدشون داره به سمت جدیدی میره. خوبیش به اینه که مسائل رو واقعی تر درک میکنن و بدیش هم اینکه رنگ دینی و اعتقادیش کمتر میشه. چهارم هم اینکه خواهر جان من اصلا خودم هم چندان خانم صبوری نیستم. با اینکه چند سال از ازدواجم میگذره و کلی سعی کردم به خودم بقبولونم که باید پخته تر عمل کنم باز هم توو خیلی موارد یهو کاسه صبرم لبریز میشه و با هیجان با مشکل پیش اومده برخورد میکنم. راستش خیلی وقتا دلم میگیره از تنهایی خودم. از اینکه کاش بیشتر توو زندگی عزیزانم دیده میشدم. هرچند سعی میکنم از پس خودم بربیام و ناشکری نکنم اما از کمبودها دلگیرم. گاهی شیطون وسوسه م میکنه که پس سهم تو از زندگی چی؟ همه ش به دل شوهر راه اومدن و به بچه رسیدن و ... پس اون آرزوهایی که داشتم چی میشه؟ طهورا جان خیلی سر درددل رو باز کردم. جواب معقول و خواهرانه شما باعثش بود. ممنون میشم اگر باز هم نظرتون رو بگین
پاسخ:
سلام عزیزم. سوال اول شما برام واضح نبود متوجه منظور شما نشدم اما اگه منظورتون اینه که شما هم احتیاج به کمک دعرید باید بگم شما کاملا حق دارید اما درحال حاضرمن با شما طرف صحبتم نه با همسرتون .اگه با ایشون طرف صحبت بودم شکل مطالب فرق می کرد. لذا به شما توصیه میکنم الان که همسرتون به توجه و حمایت شما نیاز داره همراهشون باشید این مواقعه که آدمها به کمک و همدردی نیاز دارن وگرنه در لحظات گشایش که همه همراه هم هستن.
شما درست می فرمایید قدردانی ایشون می تونست گره گشای مشکل روحی شما باشه. در واقع ایشون قلبا و باطنا قدردان اینهمه محبت شما هستن اما ظاهرشون رو متاسفانه نمی تونن به قشنگی باطنشون نشون بدن. نمی تونن محبتشون رو ابراز کنن. اینطور مواقع تا رفع بحران باید مدارا کنید عزیزم.
بله متاسفانه بعضی مشاعل و دوستان و محیط نامناسب اینطور مشکلات و تغییر رویه ها داره .چاره ای هم نیست مگر اینکه خودشون به این نتیجه برسن و شرایط رو تغییر بدهند.
به شما حق میدهم خیلے زیاد.... گاهے وقتها یه زن خسته میشه. دلش می شکنه. کم میاره. غصه می خوره همه اینا هست وخیلے بیشتر از اینها اما زندگی همین است باتمام سختےهایش با تمام گرفتارےهایش. توسلتان را بیشتر کنید. هر روز یک حدیث کسا توی خونتون بخونید. ان شاالله که سختی ها به زودی تموم میشه و گشایش ها از راه میرسه
شوهرم با اینکه کارش اداریه ولی چون مجبوره اضافه کار بایسته دیر میاد. بعدش هم گاهی بعد استراحت دوباره میره سراغ کارهای دیگه تا درآمدمون بیشتر بشه. چون من باردارم و یک بچه دیگه هم داریم. نمیخواد خرجی خونه کم بیاد. دستپختم رو میخوره و اغلب خوشش میاد. من غصه م از اینه که جدیدا سیگاری شده. یا مثلا بیرون که هست گرسنه ش بشه کافه میره. در صورتیکه من اکثر اوقات مجبورم خونه باشم. یک چیز دیگه هم که ناراحتم کرده اینه که به خونواده ش گفته از اینکه ازدواج کرده پشیمونه. در صورتیکه جز آدمای مذهبی و معتقده و اصلا بخاطر اعتقادش توو سن کم اصرار به ازدواج داشت و من هم بخاطر ایمانش بهش جواب دادم ولی الان که سختیای زندگی موندزیاد شده داره خسته میشه
پاسخ:
سیگار کشیدنش نشان دهنده فشاری هست که روی خودش تحمل می کنه همانطور که گفتید این حرفها فقط از روی خستگی هست و یقین داشته باشید احساسش نسبت به شما تغییر نکرده . همین کارها و فشاری که تحمل میکنه نشان دهنده این موضوعه. همسر شما الان نیاز به تایید شما و اعتماد به نفسی داره که شما بهش میدید. بهش قوت قلب بدید و محبت کنید. بهش بگید که از زندگی با اون راضی هستید و اگه زمان به عقب برگرده باز هم اون رو برای زندگی انتخاب می کنید. محیط خونه رو شاد و امید بخش کنید تلاش کنید تا با شما حرف بزنه و درددل کنه اصلا سعی نکنیدجوابش رو بدید فقط گوش کنید. اون به شنیدن احتیاج داره. شرتیط رو جوری قرار بدید که برای آمدن به خانه لحظه شماری کنه . اگر احیانا هزینه هاتون زیاده تا حدی که مقدوره کمش کنید.من به شما اطمینان میدم همسر شما ‌ بی نهایت دوستتون داره فقط خسته شده . این هم با توجه شما برطرف میشه 
شوهر من هم منو دوست نداره. اصلا کارها و ویژگی های خوبم به چشمش نمیاد. خیلی غصه دارم... یه روزی انتخاب خودش بودم و الان مزاحم خوشی هاش هستم... امیدوارم خدا کمک کنه من مثل اون زن دنبال تحسین بقیه نرم و نگاه خدا برام کافی باشه.
پاسخ:
این طور نیست نباید این قدر زود چنین حکمی صادر کنید . من یه سوال ازتون اجازه دارم بپرسم؟
همسر شما معمولا کی از سر کار میاد خونه. دیر میاد یا معمولی میاد. بعد هم دستپخت شما رو می خوره یا نه
۱۵ مهر ۹۵ ، ۱۰:۵۵ حسین مداحی
سلام. داستان خیلی خیلی خوبی بود.
باهاش کاملا موافقم.
داستانتون رو توی جیم خوندم:
http://jeem.ir/article/blog/27592
موفق باشید.
پاسخ:
سلام متشکرم. داستان نبود ، واقعیت بود .
بله درست میفرمایین
خیلی ممنونم از راهنماییتون
سلام بانو جان
من دوستی دارم ک ب دلیلی ازش دلگیرم و دوست ندارم برم خونشون،حالا این دوستم تو خونسون روضه گرفته و از من دعوت کرده 
من دلم نمیخواد برم خونش (کاملا باهاش در ارتباطم فقط دوس ندارم برم خونش) ولی از طرفی از نرفتن ب مجلس روضه اقا حس خوبی ندارم،حس میکنم کار بدی میکنم و بی احترامیه و مجلس ایشون مهمتر از این حسه ناراحتیه منه
ب نظرتون جیکارکتم؟؟ایا واقعا نرفتن من توهین و بی احترامی ب مجلس اقاس؟ایا با دست خودم از سعادت محروم میشم؟؟یا نرفتنم بد نیست و توهین محسوب نمیشه؟
پاسخ:
سلام. نیت شما بی احترامی به ساحت امام نیست. اما در هر صورت شما به این مجلس دعوت شدید کسی هم که شما رو دعوت کرده مادر سادات هست و این وسط دوست شما فقط یه واسطه بوده .دعوت صاحب عزا رو رد نکنید . در این مجلس شاید عنایاتی باشدجج
سلام خواهر خوبم سیده بانوی عزیزم 
عزاداری هاتون قبول باشه 
خیلی التماس دعا دارم 
پاسخ:
سلام عزیزم سلامت باشید محتاجیم به دعا
۱۲ مهر ۹۵ ، ۰۸:۱۸ مامان گلها
سلام سیده بانوی عزیز
فرارسیدن ایام عزای حسینی رو تسلیت میگم.
ما رو هم تو عزاداری هاتون فراموش نکنید.
یاعلی
پاسخ:
سلام عزیزم سلامت باشید اختیار دارید محتاجیم به دعا
تصمیم گیری در چه موردی به عهده منه؟ اس ام اس دادن؟ نظر شما به عنوان مشاور امین و با تجربه چیه؟
پاسخ:
بله تصمیم گیری در مورد اینکه اینکار را بکنید یا نه با شماست. نظر من به عواملی بستگی داره که نسبت به آن اطلاعات ندارم
لذا نظری هم نمی توانم بدهم
با سلام
وقت شما بخیر
تقریبا همه مطالب شما رو میخونم و استفاده میکنم
خدا خیرتون بده
اما درمورد این پست، یه سوالی ذهنمو درگیر کرده، شایدم انتقاد، که البته امیدوارم حمل بر بی احترامی نشه
داستان این پست برای خواننده های مرد خوب و تفکر برانگیزه، اما به نظر شما توجیهی بر رفتار نادرست زن نیست؟ وقتی یه زن اینو میخونه و حرفهای مرد داستان رو میبینه، اگر ایمان محکمی نداشته باشه برای خودش توجیه میاره که اگر همسرم کارای منو ندید و منو تشویق نکرد پس من هم میتونم کارای این خانم رو انجام بدم، چون صد در صد که خودم مقصر نیستم.
شما فکر کنید چند درصد مردهای ما این مدلی هستند که همیشه از خانوماشون تشکر و تحسین کنند و پای درد و دلاش بشینن؟؟؟
توی عامه ی مردم وقتی نگاه میکنیم میبینیم که بعد از گذشت یه دورانی از زندگی، توی اکثر زندگیها این مقوله کمرنگه... که من احساس میکنم این پست شما به اونها جرأت میده ... جرأت خودنمایی ... خودنمایی در دنیای مجازی برای اونهایی که مثل این خانم مقید هستند و خودنمایی در دنیای حقیقی و کوچه و خیابان برای اونهایی که ایمان ضعیف تری دارند ...

امیدوارم از نوشته هام ناراحت نشین اما این یه واقعیته که اغلب آدم ها برای کارهای اشتباهشون دنبال توجیه هستن که خودشون رو تبرئه کنن و این متن شما برای برخی خواننده های خانوم وبلاگتون یه نوع توجیه آورده ...
کاش میشد که این متن را فقط آقایان بخوانند ...
پاسخ:
سلام . سلامت باشید. از محبت شما ممنونم. چرا باید این سوال مهم رو حمل بر بی احترامی بگذارم؟ خیلی هم نکته خوبی را فرموید . من در متن پست بارها به شکل های مختلف به اینکه رفتار زن اشتباه بوده اشاره کردم . اشتباه بودن رفتار ایشون کاملا واضحه . در هر حال هم به این نکته توجه داشته باشید ما به هر دو طیف که بخواهیم اشاره کنیم با همین مساله مواجه می شوین . مثلا در بقیه پستها هم که روی صحبت به نحوه رفتار خانمهاست و اشاره شده علیرغم اشتباه مرد خانه اگر شما فلان کار رو بکنید و فلان رفتار رو داشته باشید و به زندگی تون فرصت های تازه بدید زندگی از خطر بحران در امان می ماند ، خانمها دقیقا همین موضع شما رو می گرفتند که شما با این پست دارید به مردها امتیاز میدید و کمک می کنید تا مردها پیوسته رفتار خودشوت رو توجیه کنن. مردها با خوندن این پستها با کوچکترین کج رفتاری زن خونه و ناآگاهی و کم آگاهی اش در امر شوهر داری به خودش حق میده که خواسته های خودش رو جای دیگری جز خانه پیگیری کنه.

لذا شما هر طور که نقایص رو مطرح کنید و راه درمان بدیدباز طرف مقابل صحبتی برای نقد داره . خواننده اعم از مرد یا زن باید بینش منطقی و تفکر مذهبی اش را درگیر کنه .
اگر برخی پایه های اعتقادی شان متزلزل هست که به هر ریسمانی چنگ میزنن تا رفتارهای اشتباهشون رو توجیه کنن ، مقصر خودشون هستن و قطعا گناه مساله به خودشون بر می گرده چون این افراد در اعماق ذهن وقلبشان به باطل بودن رای و عملشون به خوبی واقف هستن و در واقع نفس لوامه و سرزنش گرشون یا همون وجدانشان اونها را رها نمی کنه . این افراد در همه ی کارها دنبال همین توجیه ها برای اشتباهات رفتاریشون هستن. فقر براشون توجیه دزدیه. ترس از مجازات براشون توجیه دروغه . بی محبتی توجیه خیانته و... شما نمی توانید از دست این افراد و تلاششون برای توجیه اعمالشون فرار کنید. اگر قرار باشه از ترس توجیهات این افراد حرف نزد ، پس خیلی کتابها و حرفها نوشته و گفته نمی شه . حتی در ا ن صورت هم باز از توجیهات این افرتد ایمن نیستید
سلام طهورا خانم خوبید? دلم براتون تنگ شده بودا😍 
طهوراخانم? من به تازگی تدریس رو شروع کردم،خواستم درباره مشکل یکی از شاگردهای پسرم راهنمایی بخوام.
قبل شروع کلاس،مادر این پسر بهم سفارش کرد که قبلا این ترم رو خونده اما چون پاس نکرده ،باز اومد همین ترم.خیلی درون گراست و معلم قبلی هم پیشرفتی ازش ندیده، این پسر هم رفته خونه بغض کرده وبعد گریه ،که نمیخوام برگردم ترم قبل. مدرسه دوستی نداره و میگه راحتم . 
در کلاس من هم،بشدت ساکت ،آروم، باکسی دوست نشده بعد گذشت تقریبا شش جلسه. درس پرسیدنی اونقدر آروم میخونه وجواب میده که نمیشنوم.
تک فرزند هست وبیشترین علت رو ،این تک فرزندی میبینم. میگه شاید تو یه زمانی جایی توسط خانواده سرکوب شده باشه ! 
من خودم 21سالمه طهورا خانم،بخاطر این تجربه زیاد ندارم.
اول گفتم تشویق بکنیم اما بدتر و بیشتر تو خودش جمع شد و فقط یکم شاد شد .
سعی کردم صندلی جلویی بنشونمش،بعد باز جلسه بعد خودش رفت عقب. ترجیحا بعد تصحیح برگه املاش ،بهش نمیدم برگه رو چون نمره ش پایین و نمیخوام بدتر جلو بچه ها خجالت بکشه.
اعتماد بنفس پایینش،ترسش، اما با محبت بودنش!جالبه برام
احساس میکنم که بیشتر ب مشاور نیاز داره،ولی خییییلی دوست دارم من بتونم کمکش کنم..
پاسخ:
سلام عزیزم شما محبت دارید.
همان طور که حدس زدید والدینشون باید بچه رو پیش مشاور ببرن. مشاور باید با والدین و همین طور با بچه صحبت کنه. این مساله ممکنه کمی زمان بر باشه و باید حضوری باشه چیزی که اینجا مقدور نیست و البته به دانش و توانایی نیاز داره که در بنده نبست
واسطه زنگ زد و گفت که ایشون مادرشون همون روز دفاع به رحمت خدا رفته. من هم گفتم خدا رحمتشون کنه. گفت بهشون اس ام اس تسلیت نمی دی؟ گفتم نه. همین.
پاسخ:
تصمیم گیری در این مورد به عهده شماست
۱۰ مهر ۹۵ ، ۰۰:۳۱ زهرا شیرازی
سلام بانو. داداشم دو هفته تهرانه.اگه مشاور خوب و کار درست سراغ داری ادرس و شماره بده که بره پیشش تکلیف خودشو مشخص کنه .هی دل دل میکنه
پاسخ:
سلام. عزیزم من خودم تمام مراجعینی تهرانی رو ارجاع به قم یا کرج میدم. تهران سراغ دارم اما چون اطمینان ندارم به کسب معرفی نمی کنم
به نظر من این همه کنترل روی بچه ها زیاده رویه و بچه ها باید حریم خصوصیشکن حفظ بشه.
پاسخ:
تنها ماندن بچه ها در سن نوجوانی خطر آفرین هست همین طور داشتن اتاقی که درب آن به روی والدین بسته است . خصوصا با پیشرفت تکنولوڗی و فضای مجازی . واقعیت اینه که حریم خصوصی به ا ن معنایی که تصور میشه برای نوجوانها نامناسبه
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
***** ****** ***** **** ***** ***** ****** ** ***** **** ** ***** ******** *** ***** ***** *** ** ***** *** ** ******** ******** ** ***** ** ***** *** **** **** ** ** **** *** *** ****** *** ***** ******* *** **** **** *** *** ** *** ** **** ***** *** ** ** **** ***** *** ** **** ** ** * ****** ***** **** ** ***** *** ** ***** **** ** ** *** *** ** ** **** ***** * **** ** ** *** ***** * *** ** **** ** *** ***** **** ***** *** ****** *** ***** **** **** *** **** ***** *** ** **** * *** * ** *** **** ****** ***** ** ***** ** *** **** ***** ***** ****** **** * *** *** *** **** **** ** **** *** ***** ** *** **** **** *** ***** ** *** ** ****** ** *** **** * ***** ***** ** *** ** ** **** ************ ***** ***** **** ****** **** ***** ***** ** *** **** **** ** ****** *** **** ***** ** ******* **** ** ******* **** ****** **** **** ***** **** * ** *** ** **** *** *** ******* * *** ***** ** **** ****** **** ****** ** ***** ** ** **** *** *** ****** ***** **** ***** *** *** ****** **** **** **** ** *** ** **** *** ***** ***** **** *** ** ** **** *** **** **** ****** ** ** **** ******** **** ******** ** ******** **** *** **** **** *** *** ***** ** ****** ** *** ** **** **** *** ** **** ***** ***** *** **** ** **** ****** *** **** ****** *** *** ***** ***** ** ***** ***** **** *** ** ** ***** ** ***** ***** * ***** ***** ****** **** ** *** ***** **** * *** ***** *** **** *** ***** ** *** ****** * ***** ** ***** ***** ** *** **** ******* **** ** ***** **** **** ** ***** ** ***** *** ***** * ***** ******* *** **** ** *** ** *** ***** ***** **** ** *** **** ** *** **** *** ** ** ** ** **** ** ***** *** * ** **** *** **** **** *** ****** **** ***** **** *** **** ** *** ***** **** ***** *** **** * **** ***** * *** **** ** ***** ******** **** ***** ** ** ***** **** **** ** *** ***** ** *** ****** *** ******* ** ** ** ***** *** ** ** ** **** ** ** ***** ****** * ******* ***** *** ******* * ******* * **** ***** ** * ** ***** ** * ***** **** ** * ***** **** *** ** **** ****** ** ***** ****** ***** * *** *** *** ***** ** ***** **** ****** ** ** ******* ******* *** *** *** *** **** **** ** ** ******** ***** ** **** ** **** ***** *** ** **** ** ***** ****** ***** ** **** ******** *** *** ***** ** ** ***** ** *** ** ** ** ****** ***** **** ** ******* ****** **** **** ** **** **** ***** ******* **** **** ** **** ***** **** ***** ** ** ****** ******** ** ****** ** *** *** ** **** **** ** ***** ** *** ******** ** *** ***** ** ***** ** ***** ****** **** ** ** *** ***** ** ** ****** ** ****** ***** *****
پاسخ:
نجمه عزیزم سلام من بارها کامنت شما رو خوندم اما متوجه نشدم چه کمکی می تونم به شما داشته باشم. تنها میتونم عرض کنم این آقا همانطور که خودتون فرمودیدمردد هستن و شاید منتظر موردهای دیگه هستن تا بررسی کنن . به هر حال بهترین کاربرای شما اینه که فعلا به واسطه جواب رد ندیداما خودتون هم خیلی به خودتون امیدواری ندید این برای روحیه شما بهتره . بعد اگر واقعا اقدام عملی کردند میشه کنکاش بیشتری کرد
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
***** ****** ***** **** ***** ***** ****** ** ***** **** ** ***** ******** *** ***** ***** *** ** ***** *** ** ******** ******** ** ***** ** ***** *** **** **** ** ** **** *** *** ****** *** ***** ******* *** **** **** *** *** ** *** ** **** ***** *** ** ** **** ***** *** ** **** ** ** * ****** ***** **** ** ***** *** ** ***** **** ** ** *** *** ** ** **** ***** * **** ** ** *** ***** * *** ** **** ** *** ***** **** ***** *** ****** *** ***** **** **** *** **** ***** *** ** **** * *** * ** *** **** ****** ***** ** ***** ** *** **** ***** ***** ****** **** * *** *** *** **** **** ** **** *** ***** ** *** **** **** *** ***** ** *** ** ****** ** *** **** * ***** ***** ** *** ** ** **** ************ ***** ***** **** ****** **** ***** ***** ** *** **** **** ** ****** *** **** ***** ** ******* **** ** ******* **** ****** **** **** ***** **** * ** *** ** **** *** *** ******* * *** ***** ** **** ****** **** ****** ** ***** ** ** **** *** *** ****** ***** **** ***** *** *** ****** **** **** **** ** *** ** **** *** ***** ***** **** *** ** ** **** *** **** **** ****** ** ** **** ******** **** ******** ** ******** **** *** **** **** *** *** ***** ** ****** ** *** ** **** **** *** ** **** ***** ***** *** **** ** **** ****** *** **** ****** *** *** ***** ***** ** ***** ***** **** *** ** ** ***** ** ***** ***** * ***** ***** ****** **** ** *** ***** **** * *** ***** *** **** *** ***** ** *** ****** * ***** ** ***** ***** ** *** **** ******* **** ** ***** **** **** ** ***** ** ***** *** ***** * ***** ******* *** **** ** *** ** *** ***** ***** **** ** *** **** ** *** **** *** ** ** ** ** **** ** ***** *** * ** **** *** **** **** *** ****** **** ***** **** *** **** ** *** ***** **** ***** *** **** * **** ***** * *** **** ** ***** ******** **** ***** ** ** ***** **** **** ** *** ***** ** *** ****** *** ******* ** ** ** ***** *** ** ** ** **** ** ** ***** ****** * ******* ***** *** ******* * ******* * **** ***** ** * ** ***** ** * ***** **** ** * ***** **** *** ** **** ****** ** ***** ****** ***** * *** *** *** ***** ** ***** **** ****** ** ** ******* ******* *** *** *** *** **** **** ** ** ******** ***** ** **** ** **** ***** *** ** **** ** ***** ****** ***** ** **** ******** *** *** ***** ** ** ***** ** *** ** ** ** ****** ***** **** ** ******* ****** **** **** ** **** **** ***** ******* **** **** ** **** ***** **** ***** ** ** ****** ******** ** ****** ** *** *** ** **** **** ** ***** ** *** ******** ** *** ***** ** ***** ** ***** ****** **** ** ** *** ***** ** ** ****** ** ****** ***** *****
۰۸ مهر ۹۵ ، ۱۲:۰۶ زهرا شیرازی
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

**** ***** **

***** ** **********

** **** ****

****** ******* ***** ** ***** ****** ** **** ** ******** ****** *** **** ** ***** ******** *** ***** ** * **** ******* ******** *******

**** **** **** **** ** ******

** **** **** *** ** ***** ** *** **** *** **** ***** * ***** **** *** **** *****

پاسخ:
سلام. بهترین کار اینه که مادرتون تماس بگیرند و خیلی محترمانه و مودبانه بگن که از آشنایی با شما خوشحال شدیم و برای دخترتون آرزوی خوشبختی می کنیم ان شاالله که دخترتون با آقا پسر دیگه ای خوشبخت و عاقبت بخیر بشن و ما برای خوشبختی شون دعا می کنیم. همیــــــــــــــن. این کار هم مودبانه و هم منطقی و هم براساس عرف هست . اینکه بخواهید به مشاور بگید واینا کار اشتباه و نادرستی هست . ضمن اینکه مشاور هم چنین چیزی رو نمی پذیره و اساسا این کار مشاور برخلاف عرف کاریش هست.
اصلا هم ناراحت نباشید . خواستگاری همینه دیگه یه وقت طرفین موافقت می کنن و به نتیجه می رسن یه وقت هم نه. اگر شما مودبانه و دوستانه باهاشون رفتار کنید چرا باید ناراحت بشن. شکل رفتار شما مهمه.
۰۷ مهر ۹۵ ، ۱۱:۲۵ زهرا شیرازی
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

**** ******

***** ** ***** **** *** ****** *** ** ** **** *** ** ***** **** * ** *** ********* ** ***** **** *** ***** **** ***** * ** ** ***** ********

**** **** ** ** ****** *** ***** ***** ********* ** **** **** ** *** ***** *** *** ** ***** **** ** **** *** ***** ***** **** **** *** ********* **** **

*** ** *** ****** ******* **** ** *** ******* ** *** **** **** ** ***** *** ***** ** ***** ******* *** **** ** ****** ******* *** **** **** *** **** *** ** ***** *****

****** ** ** ***** ***** **** ** **** **** **** **** *** *** **** ** ** ******* **** ****** * ***** *** *** ** ** * ** ***** **** ***** * ** ****** ***** **** * **** *** ** ***** ***** ** ********* *** ** ******* ** *** ******* *** **** ***** ***** **** **** **** ******** ** ***** ****** **** ****** ********* ***** **** * ******* ** ****** ****** *** *** *** * ********* *** **** **** **** **** ****** ** ****** ****** **** *** **** ***** **** *** ** ****** *** *** ****** **** ***** **** ** **** *** ****

****** ****** ** ** **** *** ***** ***** ** ** **** *** *** *** *** *** ******* **** *** ****** ***** *** ***** ** **** ****** ** ***** ***** **** ***** ** ***** ** ***** *** ** *******

***** ****** **** **** ***** ****** ***** ********** *** ******* *** **** **** ** ** *** **** *********

**** ** ****** **** ** ***** **** ***** ***** * **** ** ****** *** ** * ****** **** ****

**** *** *** *****

*** ***** *** *** ***** ******* *** **** **** ***

پاسخ:
نه عزیزم من اونجا کسی رو نمی شناسم . منظورم از مراجعه به مشاور فقط این نیست که ایشون بررسی کنن و ببینن طرفین برای ازدواج مناسب هستن یا نه. کار مشاور فقط این نیست ایشون بررسی کنن و در مورد رفتار خانواده دختر و اینکه اصولا خانواده ها با هم سازگاری دارن یا نه نظر بدن و راهنمایی کنن. 
صرفنظر از بعضی گفتارها ، تصور حقیر هم اینه که بهتره دقت نظرتان را در مورد خانواده ایشون با توجه به بعضی رفتارها بالا ببرید . من ازدواج این دو نفر رو رد نمی کنم چون اطلاعاتم در موردشون خیلی کمه اماتوصیه میکنم روی خانواد شون دقت کنید خصوصا اینکه والدین شما هم راضی نیستند و این همانطور که گفتم مشکل ساز میشه
سلام طهورای عزیز
خوبین؟
محرم نزدیکه و پسر 4 ماهه ی من از صدای بلند فوق العاده میترسه و گریه ممکنه.حالا نمیدونم باید به هیئت برم یا نه؟ یعنی تاثیر بدی روش داره؟
پاسخ:
سلام عزیزم
متشکرم
تا زمانیکه فرزندتون اذیت نمیشه در مراسم شرکت کنید اما هر وقت دیدید اذیت میشه مجلس رو ترک کنید. 
۰۶ مهر ۹۵ ، ۱۴:۱۰ زهرا شیرازی
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

**** ** *** **** **** ****** **** ** ** ****** *** ***** * *** *********** *** ******** *** ** ****** ******* **** **** ****** ********** ***** ** *** **** ** *** ***** **** * **** ***** ****** ***** **** ** **** ** *** ** ** **** * *** ***** **** **** **** *** *** *** ***** *** ***** * ****** ** ****** ** ***** ***** ***** ***** ******* **** ** ** ** *** **** **** ** *** ***** ** *** ***** ********** ** ****** ***** ***** ** ****** ******* *** * ** *** ** ** **** *** **** ** ** * **** ** ****** ***** * ***** **** **** *** *** *** **** ** ** ** **** *** ***** **** ***** **** ** ***** *** **** ****** ** ** ** ***** ***** ***** **** ***** ** *** ****** ***** ******* **** ****** * **** *** ********* ****** **** **** **** **** * **** ** ** ** ****** ** **** **** *** **** ** ** **** ***** ****** **** ****** ****** **** *** **** ** ***** ******** *** ***** **** ***** ****** **** ** ***** **** ***** **** ***** * *** ***** * ***** ********* ******* ** *** *** **** ***** *** * *** ** **** ***** **** ***** *** *** * **** ** ** ** **** ***** ***** ********** *** ******* **** ***** * **** ** **** ****** ***** ***** *** ******** ** ** ** **** *** ***** **** *** ** ***** ** **** ***** ****** ****** *** ****** ** **** ******* *** **** *** ** ** *** **** ** ****** *** **** ** **** ***** *** *** ** * **** **** *** ****** **** ** ** *** ******* **** ***** ** ** ******* ******** *** ****** ** ** **** ***** ***** **** *** *** ** *** ******* *** ***** ***** ** ******* ******* ** ****** **** * **** ** **** ********* ******** *** *****

***** ** ******* ** **** **** ****** ***** **** ** ****** ***** **** ***** ********* **** ** ****** * ***** *** ***** ** * ***** ****** ** ** *** ******* ***** ** ***** **** **** *** ***** ** *** *** ******* ***** **** **** **** **** **** ** ***** **** **** ****

۰۶ مهر ۹۵ ، ۱۴:۰۱ زهرا شیرازی
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

**** *****

** ****** ******

***** *** *****

*** ****** ***** ** **** *** ****** **** ** ** *** *** ** **** ***** ******* *** **** ** *** ******* ** ****** ******* ******* ***** ** ****** ********* ** ***** ** ** **** ***** * *** *** ****** ** **** ** ** ***** ** * ** ****** ***** * **** ** **** *** **** ****** **** ******* ***** **** ***** * ** *** ***** **** **** * *** ****** **** ***** ** ** ***** ** ***** ***** *** ** ** ** ** **** ** *** ** * *** *** ***** ****** ***** **** ****** ** *** ** ***** ***** ***** *** *** ***** * ** *** ** *** **** **** **** ***** ***** ******** ** ***** *** **** ** **** ** ** **** ** ***** **** ******* **** *** **** ** ***** *** ***** *** *** ****** ***** ** ** ****** ***** **** ** ** ****** ****** **** ** ** ***** *** *** ******* ** *** ** ****** *** *** ****** ****** ****** ** *** ******* ***** ** **** ** ***** *** ***** ** **** ******* ***** *** ***** *** ** ** ** ******** ** **** **** ***** **** **** * *** *** ** ****** * *** ** **** ** ******* **** * ** ** **** ******* **** **** ***** * ** ***** **** ** ** **** ** ******* **** **** *** ****** ** ****** **** ****** **** **** *** ****** ******* ***** * *** ***** ** ****** ****** **** * **** *** ****** **** ***** ****** ****** ***** *** ** ****** * ***** ** *****

****** ** ** **** ******

پاسخ:
سلام. عزیزم مساله شما نیاز به بررسی و صحبت داره به همین راحتی و صرفا در قالب دو تا کامنت نمیشه بهش پرداخت اما دو تا نکته این وسط مهمتره که بنده عرض می کنم این البته به این معنا نیست که دیگه نکات خاصی در کامنت شما توجه بنده رو جلب نکرده، خیر مسایل ریز دیگه ای هم هست اما اینجا مجالی برای پرداختن بهش نیست .
مطلب مهم اول اینه که واضحه والدین شما به این وصلت چندان تمایل ندارن و این موضوع قطعا زوجین و شما رو دچار مشکلو تنش می کنه این تنش در روابط زوجین اثر می گذاره و ممکنه اونا رو در روند ازدواج با بحران روبرو کنه لذا تین نکته رو بهش دقت کنید.
مطلب بعدی اینکه شکل رفتار والدین و کلا اعضای خانواده دختر قابل تامل و بررسی هست ممکنه والدن شما در مورد حساسیت روی این قضیه حق داشته باشن لذا مراقبتتون رو بالا ببرید . 
شما بهتره حتما به یه مشاور حضوری و مناسب مراجعه کنید برای وصلت عجله نکنید و موارد رو بررسی کنید.اگه ساکن تهران یا قم هستید بفرمایید تا یه مرکز مشاوره بهتون معرفی کنم
۰۶ مهر ۹۵ ، ۱۳:۰۱ ساعت زنانه
سلام عالی بود از اول تا آخرش رو خوندم واقعآ باید برای عزیزانمان کم نزارید تا محبت را بیرون از خانه جستجو نکنند .
پاسخ:
سلام. سپاس فراوان
۰۶ مهر ۹۵ ، ۰۹:۱۸ ܓ✿ سامره ܓ✿
سلام
اولین باره که به وبلاگتون میام و این اولین متنی ست که خوندم
احسنت بر شما. دقیقا صحیح گفتید و کاملا موافقم

یاحق
پاسخ:
سلام. خیلی خــــــــــــــــوش آمدید.آشنایی با شما برام باعث خوشحالیه.

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
******** ********** ********* *******
***** ** ***** ******** ****** **** **** ** **** ** ******** **** **** ** **** *********** ************ ***** ******* *** *************** *** **** ********** *** *** **** **** *** * **** * ***** **** * ******* ***** ********** ** *** * ***** ** **** ***** ***** ** ****** ***** ********* ***** **** ***** *** ** ** **** *** **** ********** ****** **** *** ********** ** ********* ** ******* *** ****** ********* ** ******** **** ** *** ** ***** * ****** **** **** ***** ********** ** ******* ***** **** ******** ******** ***** **** ***** *** ** *** **** ** *** ********** ******* ****** ***** ***** *** * ** *********** ** ****** *** **** * **** **** **** ****** ** ** ***** ** **** *** **** **** ** *** *** ****** ** ** ** ***** **** *** ** ******** ****** ****** ******** ******* *** ***** *** ** **** **** * ******* * ****** *** *** ***** ***** ** ***** *** **** ** ********* ** *** **** **** **** ****** *** ****** ** ******* **** **** ** ** ** *** ***** **** *** ******* ****** **** ** **** ********* ***** **************** **** ******* ********** ** ** **** **** ** ** **** *** ** ******** ** **** ** ** *** ** *** **** **** ***** ****** ** **** **** **** ***** ** ****** ******** * ***** **** ** ***** **** * **** ** ** ***** *** ***** ** ************ ***** ** **** *** ** *** **** ******** **** ****** ******* **** ************ *** *** ******** **** ** ************ **** ********** *** *********** ** ** **** **** ********** ** *** * ******
پاسخ:
سلام عزیزم . این حق شماست که با دقت انتخاب کنید اما مراقب باشید این دقت شما رو به مرز وسواس نرسونه . رفتار خانواده هم از سر دلسوزی هست اما واقعیت اینه که شکل برخوردشون منطقی نیست سعی کنید با حفظ  احترام باهاشون در آرامش صحبت کنید . اصولا مقایسه کردن خواستگارها کار اشتباهیه یکی از عوامل دیر ازدواج کردن دخترها و بعضا پسرها همین مقایسه خواستگارهاست. مساله هر چی بوده تمام شده الان باید به آینده نگاه کرد
۰۴ مهر ۹۵ ، ۰۷:۲۷ زهرا بانو

طهورای عزیزم سلام

ممنون از راهنماییت دقیقا درست گفتید رفتن من و تنها نبودنمون بهترین کاره اما حداقل باید تا انتقالی من و جابجایی مدرسه پسر صبر کنیم

برامون دعا کن که به حق حضرت معصومه (س) خدا کمکمون کنه

پاسخ:
سلام. ان شاالله که خداوند بهترین ها رو براتون پیش بیاره
ممنونم که همیشه با جواباتون منو آروم میکنید. (((((((((((((((:
ان شاالله که خدا همه ی حاجت هاتون رو بهتون بده (*.*)
پاسخ:
سلامت باشید. ممنون
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
*** **** ** **** *** **** ** ***** *** **** *** *** ***** ** **** *** **** ** ******** ********
** ***** **** *** *** *** ****** *** ***** **** ** **** *** **** ***** ** ********* *** ** ** **** * ****

پاسخ:
ای وااای خواهرم من دو دقیقه نیست که خدمتتون عرض کردم به دفتر مرجعتون زنگ بزنید. شما باور کنید از چند روز پیش تا الان اگر زنگ زده بودید جوابتون رو گرفته بودید. دفتر مراجع هر روز تا 8 شب بازه حتی روزهای تعطیل 
محض رضای خدا شرمنده ام نکنید با دفتر مرجعتون تماس بگیرید خدای نکرده اگر من اشتباها به شما پاسخ بدم باید یک عمر شرمنده شما باشم و عذاب وجدان رهایم نکند. آن وقت شما را از کجا پیدا کنم و بگویم اشتباه کردم ؟!
سلام
جوابش یه اره یا یه نه بود
اگر میتونستم زنگ بزنم ک اینقدر برا شما تایپ نمیکردم
خب شما همسرتون روحانیه  خب ازشون بپرسید
مرجع ما هم اقاست
شما چنین موردی برا خودتون پیش بیاد چیکار میکنید؟لباسا رو پاک میدونید یا نجس؟
پاسخ:
علیک سلام بزرگوار
خواهر خوب و مهربانم اینجا محل مناسبی برای پاسخ به سوالات شرعی دوستان نیست ضمن اینکه من مرجع شما را نمی دانستم . درثانی شما به جای آنکه اینهمه زحمت تایپ کردن به خودتان بدهید ، اگر با دفتر مرجعتان تماس می گرفتید یا به سایت ایشون ایمیل می دادید زودتر و بهتر به نتیجه می رسیدید. من گاهی به دلیل مشغله تا چند روز فرصت سر زدن به اینجا را ندارم شما قرار است تا چند روز منتظر پاسخ به سوال شرعی تان بمانید؟ در حالیکه با یک تماس چند دقیقه ای با اطمینان و به سرعت به جوابتان می رسید . 
بنده مقلد آقا نیستم و طبیعی است که به دلیل دانش کمی که در باب فقه دارم به نظر تمام مراجع بزرگوار آگاهی ندارم . 
خدا ان شاالله که به همسر شما طول عمر و عزت عطا کنه اما اگر شما همیشه و هر زمان به همسر مکرم تان دسترسی دارید باید شکر گذار باشید چون حقیر چنین امکانی را ندارم . لذا برای پاسخگویی سریع با دفتر حضرت آقا تماس بگیرید.
حلال بفرمایید . موید باشید
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** *****************
*** *** ** **** ** ** *** ***** ** ********** * ********* **** ** ****** ***
**** ***** **** ** ** ***** ******* ****** *** ** ***** ****** ** ***** * ** ***** ** ** **** **** *** *******
*** ***** **** ** ****** *** **** ** *******
***** ** *** *** **** ** ***** *****
****** **** ** ***** ******* ***** ** **** *** ** **** *** ***** *** ** ***** **** *** **** * **** **** ******* ** **** **** *** *** ** *** ***** ** ****** ***** *** ** *** ** *** ***** ***** *** ** ********* **** **** **** ** **** ******* ***** **** **** ** ***** ** * *** *** ****** **** *** ** ***** **** ** ***** ***** *** *** **** *** ** **** *** ******* ***** **** *** *** ** ***** **** *** *** **** **** **** ***** ** *** **** **** * ****** ****** **** * **** ****** ********
**** *** ***** ***** **** ** ****** ***** **** ** ***** **** *** **** ****** ****** ***** *** ****** ***** ***** ** ** **** **** *** ** **** ** **** ***** ** ******** **** **** **** ** ** ** **** **** ** ** ** ** ***** **** ***** ** ** *** **** ******** *** ***** * ***** ******* **** ***** *****
** **** ** **** ***** ****

پاسخ:
سلام عزیزم... من نمی دونم اساتید ایشون چه کسانی هستند اما نقل این مطالب و تشویق آقایان و تکلیف کردن این مساله برای آنها اشتباه است . کمترین اثر سو این دست حرفها ، همین احساس عدم امنیت و آشفتگی روحی است . هرگز و ابدا اسلام و پیامبر اسلام و اهل بیت پیامبر اسلام و علمای اسلام چنین چیزی را به هیچ مردی تکلیف نکرده اند که امروز این آقایان برای دیگران تکلیف می کنند. هر چند معلوم نیست این آقایان خودشان به آنچه دیکته می کنند جرات عمل کردن دارند یا نه.
در ثانی اسلام هرگز در هیچ کجا به زن تکلیف نکرده که موظف است در صورتی که همسرش دست به انجام این کار زد ، الزاما باید با او زندگی کند. 
در اسلام حفظ بنیاد خانواده بسیار بااهمیت است و هر آنچه بنیان خانواده را هدف بگیرد مذموم است. در ضمن انجام این کاربستگی به عوامل و شرایط دارد .
در صورتیکه ایشان حرفی در این رابطه زدند بفرمایید چیزی را که خدا حلال کرده حرام نمی کنم همانطور که خدا ابراز مخالفت وتن ندادن به یک زندگی اینچنینی را حرام ندانسته.
۰۲ مهر ۹۵ ، ۱۹:۲۸ غریبه تنها
سلام طهوراجان...
عزیزم من با همسرم که فردی موجه و فوق العاده مذهبی است چیکار کنم....
خیییلی بدبینه و راحت به همه تهمت میزنه حتی تا این حد که فلانی چشم دیدن اینو نداشت که ما فرش جدید خریدیم عمدا استکان چای رو ریخت در حالیکه اون بنده خدا از شدت خجالت کم مونده بود آب بشه و این انصاف نیست ....در مورد خود منم همینطوره ...با اینکه خییییلی مذهبیه و هفته ای شاید سه چهار جلسه تو هیاتهای مختلف و معروف تهران شرکت میکنه اما با اینحال ذره ای به این فکر نمیکنه که شاید اونه که مقصره شاید داره اشتباه قضاوت میکنه و...خیییلی ناراحتم ...خسته ام ..کاش میشد گذاشت و رفت ...اخخخخ چقد دلم گرفته...خیلی وقته ...

پاسخ:
سلام عزیزم. همه ما در رفتارهامون نقص هابی داریم که باید در رفع آن جهاد با نفس داشته باشیم اگر قرار باشد دیگران به دلیل این خطاها همدیگر را طرد و رها کنند که دیگر هیچ کس کنار دیگری دوام نمی آورد.
درسته که این اخلاق همسر شما خوب نیست و ایشون باید انرا رفع کنند اما شما هم نباید این قدر زود دم از خستگی بزنید.
میتونید در جاهایی از خونه که توی چشم همسرتون هست احادیثی در مذمت این اخلاق نصب کنید. منبرهای کوتاه چند دقیقه ای رو در این رابطه براشون دانلود کنید و بدون اینکه حساس بشن براشون بگذارید.
در مورد خودتون توضیح ندادید که چی می گن و بدبینی و تهمتشون به شما چه طوریه؟!
۰۲ مهر ۹۵ ، ۱۹:۱۸ زینب بانو
سلام طهورای عزیز.ممنون از نوشته های خوبت 
عزیز اگه بخوام تو کلاسای استاد تراشیون شرکت کنم چطوری ثبت نام کنم؟
پاسخ:
سلام کلاسهای ایشون روزهای چهارشنبه ساعت۸صبح در خ ایران خ مهدوی پور هست اما باید زود ثبت نام کنید اگه پر بشه دبگه ثبت نام نمی کنن
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ***** **** ****** ****** ***** *** **** ** ****** *** **** **** **** ***** *** **** **** ****
*** ***** ** *** ***** *** *** *** ** **** **** *** **** **** **** **** ******** *******
*** **** *** ***** * **** *****
*** *** ***** ** **** ***** *** * **** *** * ***** *** *** **** ** *** *******
* *** ****** ** ** ***** ** ** *** ***** ****** *** **** ** *** *******
** ***** **** ** ***** ***** **** **** ****** **** *** *** *** *** ****** ***** ** **** ****** *** ***** ***** ***** ******* ****** ***** ** *** ** ** *****
***** **** **** **** 
*** ****** ***
*****
پاسخ:
سلام. با دفتر مرجعتون تماس بگیرید عزیزم
سلام
چی میشه که رفتار این آقا انقدر منطقی بوده؟!
پاسخ:
سلام عجقـــــــــــــــــــم.....
اندکــــــــــــــــــــــی وجدان شاید. 
قــــــــــــــــــــدری انصاف.
زانو زدن در مکتب اساتید . این توصیه ی استاد عالی است . این زانو زدن ها و استفاده کردن ها بالاخره یک جایی یک وقتی بکار می آید.
و صد البتــــــــــــــــــه ایمان .

سلام طهورا خانم؛استاد من.
این پست شرح حال زندگی من بود به استثنای قسمت فعالیت های مجازی زن.
همسر من عادت به تعریف وتشکر ندارد.اینجور تربیت نشده.
من بعد از هشت سال
به قول معروف کلا قیدش رو زدم و حالا آنچنان نسبت به همسرم بی میل شدم که بودن یا نبودن او برایم فرقی ندارد.
البته در وظایف زناشویی و همسرانه ام کوتاهی نمی کنم.و سعی در بهتر شدن دارم اما واقعا به همسرم هیچ تمایل قلبی ندارم.
حس عجیبی است.
حتی از دست حرف هایش ناراحت هم نمی شوم.
هیچ حس مثبت و منفی در من بوجود نمی آورد.و بیشتر مواقع در سکوت هستم.
من چه کنم؟
پاسخ:
سلام مونا جان . من استاد کسی نیستم. بیشتر شبیه شاگردی هستم که در مکتب اساتید زانو می زنم و تلمذ می کنم همین و نه بیشتر.
این حس ، احساس بد و ناراحت کننده و غم انگیزی است. اما چاره کار این نیست. چاره در فرار نیست.چاره در جستجوی راهی برای حل و درمان است. مونای من ، در اولین قدم باید بدانید رفتارها و واکنش های مردانه با رفتارها و واکنش های زنانه فرق میکند. اغلب مردها ، قصد بدی ندارند. بلکه ساختار طبیعی آنها با خانمها تفاوت دارد.مشکل شما قابل حل و درمان است. غقط نیاز به گفتگوی بیشتر است . اگر ساکن تهرانید می توانید از کلاس آقای تراشیون استفاده کنید. 
۰۱ مهر ۹۵ ، ۰۷:۵۴ زهرا بانو
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ****** ***** 
**** ***** **** **** *** ***** ***** *** ** ****** ***
** *** *** **** ******** **** * ****** * ******* **** *** *** ******* *** **** ** ***** ******
***** ** **** ***** **** ** **** ***** **** ******* ***** **** *** * ****** ** *** ****** ** ** ****** ***** ***** ***** ** ***** ******* * ***** ***** **** ** *** ** ****** **** **** ** ******** * ******* ** ** ** **** * **** **** *** * ******* ** ** **** ** ***** *** **** **** ***** ******** ** **** ******* * **** ** *** ***** * ******* ** *** * ***** ****** ** *** ****** *** ***** *** ******* ** ** **** ** *** ** ******* ****** ***** ** **** *** *** *** *** **** **** *** *** ******* ***** * *** ****** ** *** **** **** **** ******* * ********** ****** *** ****** ****** ** ***** *** * **** ** *** ***** ***** * ******* ** *** *** * ** **** *** ***** *** **** ** **** ***** ** ******* ***** * **** *** * *** ** *** ***** ****** ******* **** *** * ** ** * **** ****** **** **** ** ***** ***** **** **** **** ********** ** **** ** ******** * ***** ***** ******* ***
* ** **** **** ***** **** *** * ** *** ***** ** *** ***** ** *** ******* ** ******* * **** *** *** *** * *** ** **** *** *** ** ** ******* ***** ******** * ** *** **** ** *** ** *** **** *** ***** **** *** *** ****** *** ****** **** ***** ** ***** ***** * ****
*** **** *** **** **** ***** * ***** ** **** *** **** ** ****** **** **** ***** ***** * ***** ** **** ** **** **** * ***** **** **** ****** ** * ******** **** ***** **** ****** *** ***** * ***** ****** *** ** *** ***** * *** ******* * ****** **** * **** ** ** ** ***** * ******* ** ****** ****** ** ** **** ***** *** ******** * *** ******* ***** * **** ** *** ***** ***** ** ****
** ****** ** ****** ****** * **** ***** 
*** ***** *** *** **** * ***** * *** ** **** **** ****** * ***** **** ****** *** **** * ****
*** ******* *** ****** **** *** *** **** ***
پاسخ:
سلام. گمان نکنم اشتباهی در کار شما بوده باشه. فقط سوال اینکه اگه ممکنه با همسرتون برید تنهاشون نگذارید. یه مقدار سبک سنگین کن بهتر نیست ایشون و شما تنها نباشید. این تنها نکته قابل تامله
۰۱ مهر ۹۵ ، ۰۵:۵۹ مامان س و ح
سلام عزیزم
با اجازت من مطلب رو کپی کردم برای دوستان و اشنایان
باشد که درس عبرتی برای زنان و مردان سرزمینم باشد ان‌شاءالله
پاسخ:
سلام. بفرمایید
این تحلیل درستیه
اما بعضی حس ها هستند که انتها ندارند شاید هم تمامی احساسات بشری ...
وقتی میل به دیده شدن با ضعف ایمان (چه در مرد چه در زن ) همسو شد آن وقت تحسین های بیشتری را می طلبد
همسرش که همیشه تحسین گر بوده تکراری می شود
اشخاص نو
ایده های نو
کلمات نو
و همه چیز نو...
پاسخ:
بله درسته . این نکته خودش آفت بزرگی است .اما خوب می شود که گاهی فرصت جبران به طرف مقابلمان را بدهیم شاید او از آن دسته نباشد که این دست تحسین ها به مرور برایش تکراری شود . شاید با دیدن گذشت ما ، دریچه ای تازه به روی خود و دیگران باز کند . اگر چنین شد که الحمدلله . فردی از دام شیطان جست و یک زندگی از خطر پاشیدن رها شد . اگر هم نشد ، وجدان یک طرف ماجرا آسوده است که تمام تلاشش را برای حفظ بنیاد خانواده و یک شروع نو کرده است .

یاد مان باشد که خداوند فرصت این شروع و بازگشت را به ما می دهد. 
سلام خواهر جون عیدتون مبارک  عاشق این نکته های ناب تو مطالبتونم
پاسخ:
سلام عزیزم . شما محبت دارین. غدیر بر شما هم مبارک
۳۱ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۳۳ پلڪــــ شیشـہ اے
خاطرات دلهره آور دعوای زن و شوهر همسایه برام تداعی شد. بازم خوبه مرده نجابت داشته آبروی همسرش و نبرده. خدا هدایت مون کنه که کوتاهی از وظیفه ها عواقب بدی به دنبال داره.
سلام همنفس طلبه.
خیلی وبلاگ جالبی داری.ممنونم.
التماس دعای فراوان.زندگیم با همسرم به مشکل خورده.هرکار میکنم درست نمیشه.
خواهش مندم دعاکنین واسم. ی فرصت دیگه همسرم به من بده .تا اشتباهاتم جبران کنم.
یاعلی

پاسخ:
سلام. یکی از اهدافم از نوشتن این پست این بود که قشنگه اگر گاهی به هم فرصت جبران اشتباهات طرف مقابلمون رو بدیم
ان شاالله که این فرصت به هممون داده بشه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">